یکی از اساسیترین موضوعاتی که در آموزش و درمان با آن روبهرو میشویم، مسئله قضاوت و جهالت است؛ اگر کسی در قضاوت کردن به تکامل نرسد، در مسیر رشد و تکامل خود متوقف میشود و حتی به عقب بازمیگردد؛ گویی سدی در برابر حرکت خویش ایجاد کرده است. قضاوت، از صدور حکم سرچشمه میگیرد. هنگامی که سخن از حکم به میان میآید، یعنی فرمانی را صادر میکنیم و طبیعی است که باید در انتظار عواقب و نتایج آن نیز باشیم. بیتردید هر حکمی، پیامدهایی به همراه دارد و ما با قضاوت کردن، آن پیامدها را به جریان میاندازیم. این قضاوت ممکن است تنها در حوزه اندیشه ما شکل بگیرد؛ اما همان نیز بیاثر نخواهد بود.
ما درباره هرکس که قضاوت میکنیم، در نهایت به نتیجهای میرسیم و با همین قضاوت، جایگاه و جهتی به او میدهیم. نخستین چیزی که از دل قضاوت پدید میآید، حس است. از همینرو، قضاوت کردن امری بسیار حساس و تعیینکننده است؛ اگر به کسی سیلی بزنید، اثر آن در صور آشکار نمایان میشود؛ اما هنگامی که حکمی صادر میکنید، اثر آن در صور پنهان باقی میماند و دیده نمیشود؛ اما میتواند خرابیهای فراوانی به بار آورد. قدرت قضاوت، فراتر از آن چیزی است که ما تصور میکنیم.
آنچه انسانها را در کنار یکدیگر نگه میدارد، حال خوش است و برای رسیدن به حال خوش، باید حس خوب، فضای مناسب و امنیت وجود داشته باشد. برای ایجاد امنیت، دو مسئله ضروری است: نخست آنکه فضای خوب را خود ما با اعمال مثبت، کار نیک، خدمت کردن و انجام رفتارهای درست میسازیم. دوم آنکه باید قضاوت را بهخوبی بشناسیم؛ زیرا نتایج ویرانگر آن، در نهایت به خود انسان باز میگردد. انسان دانا، آباد میکند و میسازد؛ اما انسان نادان، به سوی تخریب میرود و ویران میکند. با این همه، قضاوت در جایگاه درست خود، امری لازم و اجتنابناپذیر است.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
121