همسفرمریم و مسافر علی با بیش از 10 سال تخریب با انتی ایکس مصرفی روزانه2گرم تریاک خوراکی و کشیدنی وارد کنگره شدندبه مدت ۱۰ ماه و 8 روز با متد Dst و داروی ot با راهنمایی مسافر یوسف و همسفر مهدیه سفر کردنددر حال حاضر به مدت 1سال و 9 ماه و16روز است که به لطف خداوند و دستان پرتوان مهندس آزاد و رها هستند رشته ورزشی مسافر فوتسال و رشته ورزشی همسفر بدبینتون در کنگره است.همسفر مریم در جایگاه های خدمتی نگهبان سایت خدمت کرده است و نمره برتر هر دوره بوده اند ودر حال حاضر در جایگاه نگهبان سایت در حال خدمت کردن و آموزش گرفتن میباشند.
.jpg)
با همسفر مریم گفت وگویی ترتیب دادهایم که در ادامه میخوانیم
در وادی پنجم یاد میگیریم که تفکراتمان را از قوه به فعل در بیاوریم شما چگونه در تصمیم گیریهایتان تعادل را ایجاد میکنید تا دچار وسواس یا تصمیمگیریهای شتاب زده نشوید؟
برای اینکه بین وسواس و شتابزدگی گیر نکنم، از این سه اصل استفاده میکنم:1.قانون قدم اول: به جای اینکه منتظرِ نقشه بینقص باشم، فقط روی انجام اولین قدم تمرکز میکنم تا از وسواس رها شوم.2. تعیین زمان مشخص:برای تصمیمگیری خودم محدودیت زمانی میگذارم؛ یعنی یک زمان مشخص تعیین میکنم که بعد از آن، هر تصمیمی گرفتم باید اجرا شود تا دچار شتابزدگی یا تردیدِ بیپایان نشوم۳. پذیرش خطا: میپذیرم که "حرکتِ ناقص و اصلاحپذیر" بسیار بهتر از "ایستادنِ بینقص" است. پس به جای کمالگرایی، روی حرکت کردن تمرکز میکنم.»
در پلههای هفتگانه وادی پنجم مسئله صبر بسیار کلیدی است به نظر شما به عنوان یه خدمتگزار بزرگترین مانع برای رسیدن به صبر واقعی در مسیر خدمت در کنگره چیست و چگونه میتوانیم این صبر را در خودمان نهادینه کنیم؟
صبر در مسیر کنگره ۶۰، ایستادگی نیست؛ بلکه “حرکتِ پیوسته با قلبی آرام” است. من آموختهام که نباید اجازه دهم “توقعِ نتیجه”، لذتِ خدمت را از من بگیرد. با درکِ الگوی DST، پذیرفتهام که زمان، بخشی از درمان و رشدِ هر ساختاری است. برای من، خدمت یعنی تمرکز بر کیفیتِ “اکنون” و رها کردنِ “آینده”. من صبر را در استمرار یافتهام: دواندوان به سوی هدف، اما با شناختی عمیق از اینکه هر شکوفایی، زمانِ مقررِ خود را دارد.»من در کنگره یاد گرفتهام که برای درمان اعتیاد، زمان، جزءِ لاینفکِِ داروست. در خدمت هم همینطور است. من ایمان آوردهام که «زمان» خودش بخشی از درمان و بخشی از رشدِِ ساختارهاست. هر وقت بیصبری به سراغم میآید، به یاد میآورم که حتی یک گیاه برای رشد به زمان نیاز دارد؛ پس ساختارهای خدمتی هم باید پلهپله طی شوند

در وادی پنجم به پسانداز اشاره شده است با توجه به حضور شما در لژیون سردار میخواستم بدانم از دیدگاه شما چگونه میتوانیم مفهوم پسانداز را فراتر از مسائل مالی به پسانداز انرژی و زمان در مسیر خدمت در کنگره تعمیم دهیم ؟
اگر بخواهم نگاهتان را از اعداد و ارقامِ مالی، به سمت اصلِ اصلیِ مسیر یعنی انرژی و زمان ببرم، باید بگویم که پسانداز در اینجا یعنی مدیریت هوشمندانه برای بقا و پایداری.ببینید، در مسیر خدمت و کنگره، ما با دو دشمن اصلی روبرو هستیم: فرسودگی و اتلاف. پس انداز انرژی یعنی موج سواری به جای دست و پا زدن. خیلی از ما فکر میکنیم خدمت یعنی اینکه تمام توانمان را در همان ابتدا و با تمام شدت خرج کنیم. اما این کار، خرج کردنِ بیرویه است، نه پسانداز. پسانداز انرژی یعنی یاد بگیریم کجا آرام باشیم و کجا پرش کنیم. یعنی بدانیم کجا باید انرژیمان را صرفِ بحثهای بیحاصل نکنیم تا وقتی به یک چالش اصلی یا یک فرصت طلایی رسیدیم، با باتریِ پر و روحیهای آماده، وارد میدان شویم.زمان، تنها دارایی ماست که هرگز قابل بازگشت نیست. پسانداز زمان یعنی یاد بگیریم "نه" بگوییم. هر بار که به یک فعالیت بیهدف یا یک رابطه آسیبزا "نه" میگوییم، در واقع در حال پسانداز کردنِ زمان هستیم. ما این زمان را ذخیره میکنیم تا بتوانیم آن را صرفِ خلوت با خود،تعمق در مطالب یا خدمت با کیفیتتر کنیم. در نهایت، پسانداز مالی، انرژی و زمان، همگی به یک چیز ختم میشوند: انظباط خود کنترلی. کسی که نمیتواند زمان و انرژیاش را مدیریت کند، در واقع در حال "فقیر شدن" است؛ فقرِ روحی و فقرِ زمانی. ما باید یاد بگیریم که تمامِ داشتههایمان را در اولین قدمهای مسیر خرج نکنیم، بلکه آنها را مثل یک سرمایه ارزشمند، مدیریت کنیم تا در طول مسیر، نه تنها کم نیاوریم، بلکه در اواخر مسیر، با سرمایهای بیشتر از آنچه شروع کردیم، به خدمت ادامه دهیم.

در ساختار کنگره ۶۰ جایگاههای خدمتی پاداش نیستند که مسئولیت هستند بنابراین چگونه میتوان آموزشهای کنگره را به گونهای تبیین کرد که خدمتگزاران جایگاه خدمتی خود را نه به عنوان منبع قدرت بلکه به عنوان میدان خدمت و تزکیه درک کنند؟
در کنگره ۶۰، جایگاه خدمتی، “صندلیِ فرماندهی” نیست، بلکه “سنگِ محکِ” اخلاق است. خدمتگزار نباید به دنبال “اثبات خود” در جایگاه باشد، بلکه باید از جایگاه برای “شناخت خود” استفاده کند. اینجا، قدرت برای “اداره کردن دیگران” نیست، بلکه فرصتی است برای “اداره کردنِ نفس”.»
یک پیام برای همسفران داشته باشید که چگونه محکمتر قدم بردارند و از ناامیدی به دور باشند؟
من دو سال است که در این مسیرِ کنگره ۶۰ قدم برمیدارم و اگر امروز در جایگاهی هستم که میتوانم با لبخند از کنار ناامیدیها عبور کنم، تنها به یک دلیل است: باور به معجزه در دل خدمت وعمل .من در این دو سال، معجزاتی را در زندگیام دیدهام که حتی در رویاهایم هم نمیگنجید؛ معجزاتی که از دلِ همان مسئولیتهایی آمد که شاید روزی برایمان سنگین به نظر میرسید.وقتی ناامیدی به سراغتان آمد، بدانید که این فقط یک تله است تا از مسیر خارج شوید. محکم بایستید، چون این مسیر، مسیرِ “تزکیه” است و هرچه تزکیه بیشتر باشد، معجزات زندگیتان درخشانتر میشود. من در کنار شما هستم و معجزات را در چشمهای شما هم میبینم.»
مصاحبهکننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه(لژیون دوم)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر هدی دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
1617