جلسه اول از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کوروش آذرپور به استادی دنور راهنمای تازهواردین همسفر زهرا، نگهبانی پهلوان راهنما همسفر عفت و دبیری سردار همسفر سمیه با دستورجلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۳۰ تیرماه ساعت ۱۵:۵۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که فرصتی به من داد تا در کنگره۶۰ حضور داشته باشم و آموزش بگیرم و خدمتگزار کنگره۶۰ باقی بمانم. از نگهبان لژیون سردار راهنما همسفر عفت، دبیر جلسه همسفر سمیه، خزانهدار راهنما همسفر فاطیما، ایجنت محترم و دو مرزبان تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند. وادی پنجم و تأثیر آن روی من: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند. این به چه معناست؟ کتاب عشق ۱۴ وادی دارد که وادی اول با تفکر شروع میشود و به ما تفکر درست را آموزش میدهد و به ما میگوید که چهطور تفکر کنیم و کجا چه کاری را انجام دهیم و در نهایت در وادی چهاردهم ما را به عشق و محبت میرساند.
در وادی دوم خداوند به ما میفرمایند که شما بهر رسالتی به این جهان آمدهاید و هیچوقت نباید ناامید باشید و بگویید که بیهوده بودیم و برای چه آمدهایم؛ باید آن رسالت را درست انجام دهیم تا کامل شویم. وادی سوم به ما میگوید که هیچکس به اندازه خودت نمیتواند به فکر خودت باشد، هر مشکلی که دارید؛ باید خودتان مشکل را حل کنید. در وادی چهارم در مورد مسئولیت صحبت کردند: اگر هر مشکلی یا هرکاری داریم، هر چیزی به ما واگذار شده است؛ باید مسؤلیتپذیر باشیم و خودمان آن مسئولیت را درست انجام دهیم و شانه خالی نکنیم و از دیگران مساعدت نخواهیم و گردن خداوند نیندازیم. این خصلت در وجود من شدید بود. همیشه فقط دست به دعا بودم و خدایا چه کنم. دعا، نذر و از دیگران طلب یاری میکردم که مسافرم به درمان برسد.
در چهار وادی اول استاد میفرمایند: ما با تفکر درست، افکار و اندیشه خود را شخم زدیم و برای کاشت بذر آماده کردیم؛ اگر این بذر درست کاشته نشود، محصولی برداشت نمیشود؛ باید زمین آماده باشد تا بذر را بکاریم و محصول خوبی برداشت کنیم. ما در سه جهان هم زمان زندگی میکنیم، یکی از آنها همین جهان فیزیکی، جهان خوابمان و جهان ذهن است. ناخودآگاه ۵ حسی را که داریم در جهان خواب حس، لمس و زندگی میکنیم. در جهان ذهنمان برنامهریزی میکنیم و یک برنامه را میچینیم تا به عمل برسانیم. وادی پنجم به ما میگوید که تا الان فکر کافی است، از این به بعد باید هر چه هست را به عمل تبدیل کنید و از قوه به فعل در آورید.
برای سازندگی و رسیدن به صلح و آرامش باید پاکسازی را از خودمان شروع کنیم و خود را تزکیه و پالایش کنیم؛ اگر این کار را انجام ندهیم، در هیچ کاری موفق نیستیم، مثل یک آب آلودهای که شما تا آن را تصفیه نکنید، آن آب زلال نمیشود؛ باید به سه اصل پندار سالم، کردار سالم و گفتار سالم پایبند باشیم. تنها راه رسیدن به یک انسان متعادل فقط تزکیه و پالایش است. وادی پنجم هفت پله یا مرحله دارد که به ما آموزش میدهد چه کار انجام دهیم. اولین پله این است که ما از ضدارزشها برگشت کنیم. کاری که ضدارزش بوده و ما خود میدانیم که چه کاری میکردیم و ارزشی نبوده و ضدارزش بوده است؛ باید از آنها دوری کنیم. همین دوری کردن از ضدارزشها خودش ارزش است.
پله دوم خودداری است که میگوید: شما هر مسئلهای، کاری، فکری و هر چیزی که میخواهید، انجام دهید؛ اگر نتوانستید تصمیم بگیرید که اینکار را انجام دهم یا ندهم، بهتر است که خودداری کنید. قناعت این نیست که من خسیس باشم و نخواهم خرج کنم یا بخورم. قناعت یعنی قانع بودن به آن داشتههایی که داریم و هر چیزی که من دارم با آن بتوانم بهترینها را خلق کنم و بهوجود بیاورم. صبر یعنی در مقابل مشکلات و سختیهایی که داریم بتوانیم صبور باشیم و زمان را به آن بدهیم تا مراحل طی شود. مانند مسافرانی که وارد کنگره۶۰ میشوند و آن زمان را باید طی کنند تا به درمان برسند.
تجسس، قضاوت و غیبت اینها همه ضدارزشی هستند و میتوانند در وجود ما باشند. پسانداز کردن که خودش یک مسئله خیلی مهم است و آقای مهندس خیلی در این مورد توصیه میکنند؛ باید پسانداز داشته باشید. پسانداز مال انسانی نیست که ثروتمند و یا پولدار است برای انسانی است که پول ندارد، وقتی یک قرص نان بهدست میآوریم، باید بک چهارم آنرا پسانداز کنیم. پسانداز میتواند در مورد هر چیزی باشد؛ حتی در مورد جسم خودمان باشد. من میتوانم با یکسری کارها مثل ورزشکردن و تغذیه درست، سلامت بدنم را پسانداز کنم برای روزهایی که پیر شدم.
توکل، رضا و تسلیم: تا اینجا من تمام تلاشم را کردم. همه کارها را انجام دادم، حالا هر مشکلی که داشتم، با سختیها روبهرو شدم و به جلو آمدم، حالا هر چه هست از اینجا به بعد توکل کنید و تسلیم و راضی به رضای خداوند باشید و تسلیم خداوند شوید، یعنی اینکه هر چه خداوند برای من مقدر نمود، اطاعت کنم و تسلیم خداوند باشم. خداوند همیشه برای انسان بهترینها را میخواهد و اگر بخواهم آن را به لژیون سردار ربط دهم، ما آموزشهایی مثل پسانداز و قناعت کردن را فراگرفتیم. در کنگره۶۰ یاد گرفتیم که کنگره۶۰ موسسهای مردم نهاد است و باید آن را حمایت کنیم؛ اگر من الان اینجا نشستم و حال خوبی دارم و با مشکلات هنوز دست و پنجه نرم میکنم؛ پس این ادامهدار باشد و چراغ آن همیشه برای آیندگان که به کنگره۶۰ میآیند و حال خوبی ندارند و میخواهند از تاریکی به روشنایی سفر کنند، روشن باشد.



عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
تایپیست: همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
143