وادی پنجم تأثیر عمیقی بر زندگی من داشته است. این وادی با صراحت تمام به من آموخت که حرکت کنم و از ترس رها شوم و اگر گامی به جلو برندارم هیچ اتفاقی در زندگی من رخ نخواهد داد و حجم انبوه تفکرات من به تنهایی نمیتواند هیچیک از مشکلاتم را کاهش دهد یا برطرف سازد.
من پیش از ورود به این مسیر همواره با ترس از عمل کردن دست و پنجه نرم میکردم. ایدهها و افکار بسیاری در سر داشتم، اما از به ثمر رساندن آنها میترسیدم. گره بزرگ زندگی من همینجا بود. من در دنیای افکارم بسیار خوب بودم، اما در دنیای عمل در سطح صفر قرار داشتم و تنها منتظر بودم دیگران برای من و زندگیام تصمیم بگیرند یا کاری انجام دهند.
از طریق آموزشهای این مسیر آموختم که باید گام به گام دنیای ذهنیام را به واقعیت پیوند بزنم و افکارم را به مرحله اجرا درآورم. بهخاطر دارم زمانیکه برای نخستین بار ایدهای را که سالها مرا عذاب داده بود به مرحله عمل رساندم مسافرم و اطرافیانم با تعجب به من نگریستند؛ زیرا انتظار چنین واکنشی را از من نداشتند، اما حقیقت این بود که من دیگر خسته و درمانده شده بودم و با تمام وجود میخواستم تغییر کنم.
در این مسیر دریافتم که جسارت در عمل و بهکارگیری قدرت اراده، انسان را در چشم دیگران ارزشمندتر میکند. من ساختارهای ذهنی بسیاری دارم اما آموختهام که ارزش این ساختارها تنها در اجرا شدن است. میدانم که اگر این افکار بر پایه حقیقت باشند به نتایج مطلوبی میرسند و اگر اشتباه باشند مرا به بیراهه میکشانند.
این تجربه گرانبها را به دست آوردم که هرگونه عملی باید با تزکیه و پالایش همراه باشد. لذا تلاش میکنم تا حد امکان از موارد ضد ارزشی دوری کنم و با تمام توان خود را از غیبت، تجسس، دخالت و قضاوت دور نگه دارم تا بتوانم بر رفتارهایم مسلط شوم.
اکنون تلاش میکنم تمام تمرکز و انرژی خود را صرف چالشهای زندگی کنم و بابت هر آنچه در زندگی دارم، شکرگزار باشم. در نهایت دریافتم که کلید موفقیت در تمامی امور برنامهریزی درست است؛ چرا که هر اقدامی که بر پایه نظم، برنامه و استمرار باشد، قطعاً به نتیجهای مطلوب منجر خواهد شد.
نویسنده: همسفر بهار، راهنما همسفر زهرا (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر سیمین، راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
162