English Version
This Site Is Available In English

رسیدن مهم تر از حرکت و تفکر است

رسیدن مهم تر از حرکت و تفکر است

جلسه هفتم از دوره‌ی پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی دکتر احمد ـ اراک با استادی راهنما همسفر محبوبه، با نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر محدثه با دستور جلسه: «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل می‌نمايد.) و تأثیر آن روی من»روز دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷۰۰ آغاز به کار نمود.

 

سخنان استاد: 

در وادی‌های کتاب عشق اصلا در مورد اعتیاد مطلبی نوشته نشده، به دلیل اینکه آقای مهندس به این موضوع اعتقاد دارند که این کتاب باید در اختیار همه انسان‌ها قرار داده شود و بتوانند یک شناخت کلی نسبت به خودشان پیدا کنند و به  آرامش درونی برسند و درس درست زندگی کردن را بیاموزند. در کتاب عشق، چهارده وادی مطرح شده که هر کسی بر مبنای شرایط تعداد جایگاهی که دارد و حرکت و تلاشی که می‌کند خودش را می‌تواند در این وادی‌ها قرار بدهد یعنی اینکه یک نفر ممکن است که ده سال است به کنگره بیاید ولی هنوز در وادی اول مانده باشد،

یعنی اینکه اگر من وادی اول را در زندگی خودم اجرا نمی‌کنم بعد از چندین سال که در کنگره و مسیر باشم، ولی وادی اول را اجرا نکنم مثل درس دانشگاه است باید پاسش کنم، باید بتوانم عملیاتیش کنم  و در زندگی خودم اجرایش کنم. اگر ما بخواهیم به قسمت تئوری ماجرا بپردازیم خیلی چیزها را می‌توانیم راحت حفظ کنیم، تئوری نظر بدهیم و در موردش اظهار نظر کنیم ولی دانسته‌های ما تا زمانی که به مرحله عملیاتی نرسند ارزشی ندارند. آقای مهندس در وادی پنجم میگویند: اگر دانسته‌های ما عملیاتی نشوند ده شاهی هم نمی‌ارزند

یعنی من آموزش بگیرم، حفظ کنم، کتاب بخوانم، اطلاعات خودم را در مقالات پیرامونم زیاد کنم ولی نتوانم انجامشان بدهم فاقد ارزش هستند. اگر نسبت به  موضوع خوب فکر کرده باشم ولی ترس، ناامیدی یا اضطراب داشته باشم نمی‌توانم عملیاتیش کنم مثلا در مورد اعتیاد خیلی خوب تحلیل و بررسی می‌کنم حالا کنگره ۶۰ اینطوریه، دارو هست و کمپ، این خصوصیات را دارد این هزینه ها را دارد خیلی از مسائل را در نظر می‌گیرم، خیلی در موردش فکر می‌کنم ولی می‌ترسم انجامش بدهم یعنی چه می‌ترسم؟ یعنی اینکه مثلا برای خیلی از آدمها پیش می‌آید

زمانی که مشاهده می‌شوند اولین چیزی که مد نظر می‌گیرند زمان است که یازده ماه زمان برای من خیلی طولانی است و من می‌خواهم درمدت زمان خیلی کم به رهایی برسم یا ممکن است اصلا اعتماد به نفس نداشته باشد، که بتواند این مدت زمان را به راحتی طی کند یا اینکه بترسد از اینکه  کسی من را ببیند، آبرویم  می‌رود، محل کار ممکن است همکارانم باشند و در محل کارم به مشکل برخورد کنم؛ پس اگر ترس داشته باشم ،اگر اعتماد به نفس نداشته باشم ،اگر آرامش درونی نداشته باشم فکرم را نمی‌توانم به مرحله اجرایی دربیاورم.

بنابراین نیاز است که من به آرامش درونی برسم، آرامش درونی هم خیلی راحت به دست نمی‌آید که بگویم من یک شبه تصمیم بگیرم که آرام باشم نه ،آرامش داشتن، تصفیه کردن و پالایش کردن خودش کلی آموزش و زمان باید صرفش کنم یعنی که من مرتب سر کلاس باشم، به حرف راهنما گوش بدهم سی‌دی گوش بدهم تا بتوانم از یک ثبات درونی برخوردار باشم وقتی که از یک ثبات درونی برخوردار شدم می‌توانم هرچه را که نسبت بهش فکر کردم را عملیاتش بکنم. مدام که من می‌ترسم این کار را بکنم نکنه اینجوری بشود من اصلا باور ندارم ایمان ندارم.

چیزی که در کنگره خیلی مهم است نباید هر جا بگویم که نکند اینجور بشود، نکنه یازده ماه بیایم جواب ندهد، نکند این همه هزینه بکنم جواب ندهد. این نکندها مطمئن باشیم ما را دچار سردرگمی می‌کند و اجازه نمی‌دهد که حرکت کنیم اجازه نمی‌دهد که ما به نتیجه برسیم. موضوعی که در تیتر وادی هست می‌گوید توام با رفتن و رسیدن به آن را کامل می‌کند یعنی فکر خودش در جای خودش اهمیت دارد، حرکت کردن اهمیت دارد و رسیدن هم اهمیتش خیلی بیشتر است یعنی اینکه من ممکن است خیلی خوب فکر کنم، خیلی خوب حرکت کنم ولی حرکتم مستمر نباشد

یعنی خب خیلی‌ها اوایل شور می‌گیرند مرتب و منظم می‌آیند و سی‌دی می‌نویسند، مشارکت می کنند، قبل از جلسه حضور دارند ولی مستمر نیستند بر اساس چندین سالی که من در کنگره بودم دیدم مثلا به پله‌های آخر که می‌رسند می‌روند و دیگر پیدایشان نمی‌شود پس این هنوز به  هدف نرسیده؛ حرکت کرده، فکر کرده، تلاش هم  کرده ولی هنوز نرسیده است. این نرسیدن است به کجا باید می‌رسید؟ باید به درمان نهایی می‌رسید باید به تعادل می‌رسید، شاید هم درمان شود.  ولی به تعادل نهایی  نرسیده باشند.

همیشه می‌گوییم: درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. یعنی اینکه  یک نفر به درمان هم برسد ولی تعادل هنوز نداشته باشد پس این هم یه جای کارش اشکال دارد. پس رسیدن خیلی مهم تر از حرکت کردن و تفکر کردن است. پله‌هایی که در وادی پنج آمده بسیار بسیار ارزشمند هستن و هر کسی که بتواند این پله‌ها را انجام بدهد خیلی از مشکلاتش حل می‌شود.

 

اهدای نشان پیمان وادی هشتم به راهنمای تازه‌واردین همسفر مرجان

تقدیر از همسفرانی که در طی سال در تمامی آزمون‌ها شرکت کردند:

 

مرزبان کشیک:همسفر نیلوفر
عکاس: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر حسنیه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر راضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر احمد ـ اراک 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .