جلسه دوم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ روزهای سهشنبه نمایندگی بجنورد با دستورجلسه « وادی پنجم و تاثیرآن بر روی من » به استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر کمال و دبیری مسافر جلال در تاریخ 30 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر از آقای ایجنت محترم آقای رحمان، لژیون مرزبانی و راهنمای عزیزم آقای مجید که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، بسیار سپاسگزارم.
دستور جلسهی امروز ما دربارهی وادی پنجم است؛ همانجا که میگوید: «در جهان ما، تفکرِ تنها قدرت مطلقِ حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
قبل از آن، چهار وادی داریم. وادی اول به ما میگوید که: «با تفکر، ساختار آغاز میگردد؛ بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال است.» یعنی هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم، اول باید فکر کنیم که این تفکر خوب است یا بد؛ مثلاً من قبل از اینکه بیایم کنگره، با چند نفر از دوستانم مشورت میکردم. بعضیها میگفتند میخواهی بروی کنگره که چه بشود؟ بروی آنجا ۱۱ ماه شربت بخوری؟ در خانه ترک کن، خیلی راحتتر است! من هم همان DST را خودم اجرا کردم، اما یک سال عقب افتادم. چرا؟ چون بهتر که نشدم، بدتر هم شدم، تفکر بود، حرکت هم بود، عمل هم بود، اما درست نبود. تا روزی که آمدم کنگره و برنامهی DST را دادند و انجام دادم، واقعاً هرچه جلوتر آمدم، حالم بهتر شد.
وادی دوم میگوید:«هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد.» آقای مهندس در سیدی مثالی میزنند: روزی حضرت موسی برای دیدن خداوند میرفت که یک کرم را دید که در خاک داشت در زمین لول میخورد،به خداگفت: «دلیل تو از خلق این کرم چیست؟ این که هیچ فایدهای ندارد.» ؛ اما گفته شد: «قبل از اینکه تو برسی، این کرم همین سؤال را از من پرسیده بود.»؛ پس ما نباید فکر کنیم که بیهوده به دنیا آمدهایم یا بیهوده وجود داریم. هیچکس الکی به وجود نیامده و همه برای انجام کاری به حیات آمدهاند.
.jpg)
وادی سوم که میگوید:«باید دانست هیچ موجودی به میزان انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند؛ یعنی کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من؛ هیچکس برای تو کاری نمیکند؛ این خودت هستی که باید برای خودت کاری انجام بدهی. اگر قرار باشد فقط بنشینی و هیچ کاری نکنی، کسی نمیآید دست تو را بگیرد. ؛ باید خودت بخواهی و کمک بخواهی تا کسی دستت را بگیرد.
وادی چهارم میگوید:«در مسائل حیاتی، مسؤولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسؤولیت از خویشتن.»یعنی نباید مسؤولیت کارها را به خداوند واگذار کنیم. من قبلاً هر جا مشکلی برایم پیش میآمد میگفتم: «خدایا، این مشکل من را حل کن.» ؛اما وقتی مشکل حل میشد، دیگر یادم میرفت که خدایی هم هست، تا باز به مشکل جدیدی میخوردم و دوباره همان روند تکرار میشد و اما برسیم به وادی پنجم که دستور جلسهی امروز ماست یعنی فقط فکر کردن کافی نیست؛ باید عمل هم کرد؛ مثلاً در ذهنت میگویی میخواهم بروم شمال، حرفش را هم میزنی، اما باید واقعاً اقدام هم بکنی. باید ببینی از کدام راه بروی، بهترین مسیر کدام است، و با برنامه حرکت کنی. بدون برنامه و بدون تفکر راه افتادن، باعث مشکل میشود؛ مثلاً ممکن است جاده شلوغ باشد یا بسته باشد و مجبور شوی برگردی.
من چند وقت پیش، وقتی برای کار از کنگره دور بودم،بدون اینکه از قبل کرایه را بپرسم سوار تاکسی شدم وسط راه پرسیدم: «میدونی کرایه این مسیر چقدره؟» گفت: «۳۰ میلیون.» گفتم: «ندارم، پیادهام کن.» و وسط بیابان پیادهام کرد؛همانجا با خودم فکر کردم و یاد وادی اول افتادم که میگوید: هرکاری میخواهی بکنی، قبلش تفکر کن؛ اگر میخواهی حرفی بزنی یا کاری بکنی، اول فکر کن تا در راه با مشکل روبهرو نشوی، خیلی ممنونم که به صحبتهای من توجه نمودید.
در ادامه برگزاری سومین آزمون داخلی دوره اول مرزبانی:
.jpg)
.jpg)
مرزبان خبری: مسافر محمد
تایپ: مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ارسال: مسافر جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
184