English Version
This Site Is Available In English

عبور از سایه‌های ترس در پرتو وادی پنجم

عبور از سایه‌های ترس در پرتو وادی پنجم

همسفر فریماه و مسافرشان با سال‌ها تخریب و مصرف تریاک وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه و ۲۶ روز با متد DST و داروی OT و به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر زری سفر کردند و در حال حاضر ۴ سال است که آزاد و رها هستند. رشتهٔ ورزشی مسافر، فوتبال و رشتهٔ ورزشی همسفر در کنگره، بسکتبال است. ایشان در جایگاه‌های خدمتی: رابط خبر، مصاحبه‌کننده سایت، حضور و غیاب راهنمایان، دبیر آکادمی، نگهبان آکادمی، دبیر جلسات راهنمایان و ورزشبان بسکتبال فعالیت داشته‌اند و در حال حاضر به عنوان راهنمای ویلیام خدمت می‌کنند.

به مناسبت دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.) و تأثیر آن روی من» فرصتی پیش آمد تا با راهنمای محترم ویلیام آکادمی، همسفر فریماه گفت‌وگویی داشته باشیم و از تجربیات ایشان بهره‌مند شویم.

وادی پنجم بیان می‌کند که تفکر به تنهایی کافی نیست و باید با حرکت و عمل همراه شود. این تغییر از فکر کردن به عمل کردن، چه تحولی در زندگی شما ایجاد کرد؟

وادی پنجم به من آموخت که صرفاً فکر کردن و تصمیم گرفتن، تغییری در زندگی ایجاد نمی‌کند و تا زمانی که وارد عمل نشوم، نتیجه‌ای به دست نخواهم آورد. پیش از این بارها تصمیم به تغییر می‌گرفتم؛ اما به دلیل تعلل یا ترس از شکست، اقدام مؤثری انجام نمی‌دادم. زمانی که یاد گرفتم افکارم را به عمل تبدیل کنم، تغییرات واقعی در زندگی‌ام آغاز شد. با برداشتن قدم‌های کوچک اما مستمر، اعتمادبه‌نفسم افزایش یافت و توانستم بسیاری از عادت‌های نادرست را اصلاح کنم. همچنین داشتن افکار و برنامه‌های خوب را کافی ندانسته و درک کردم که موفقیت، حاصل حرکت مداوم است.

 شما از سی‌دی «ترس» به‌عنوان نقطه عطفی در مسیر خود یاد کرده‌اید. چه نکته یا مفهومی در این سی‌دی روی نگرش و مسیر زندگی‌تان تاثیر گذاشت؟

اوایل ورودم به کنگره، از خیلی چیزها می‌ترسیدم. از کنار گذاشتن داروها، از اینکه حالم بدتر شود و از هر اتفاقی که فکر می‌کردم روی روحیه‌ام اثر منفی می‌گذارد. به جای روبه‌رو شدن با مسائل، از آن‌ها فرار می‌کردم و کم‌کم خودم را از جامعه و آدم‌ها جدا ساخته بودم. به پیشنهاد راهنمایم سی‌دی «ترس» را گوش کردم. با شنیدن آن فهمیدم ترس فقط حسی ساده نیست، بلکه لایه‌لایه است و اگر با ترس‌هایم روبه‌رو نشوم، روی آن‌ها لایه‌ای از خشم شکل می‌گیرد. این موضوع برایم خیلی تأثیرگذار بود؛ چون متوجه شدم بسیاری از عصبانیت‌ها و بی‌حوصلگی‌هایم ریشه در ترس‌هایی داشت که از آن‌ها گریخته بودم. همین آگاهی باعث شد تصمیم بگیرم با کمک آموزش‌های کنگره کم‌کم با ترس‌هایم مواجه شوم. به همین دلیل، سی‌دی «ترس» برای من یکی از مهم‌ترین سی‌دی‌های جهان‌بینی است؛ زیرا نگاهم را به خودم و احساساتم تغییر داد و مرا به سمت مسیر درست هدایت کرد.

با اشاره به اینکه قبل از ورود به کنگره دچار افسردگی شدید بودید، از نظر شما جهان یک فرد افسرده را چگونه می‌توان توصیف نمود؟

به نظر من، اولین نشانه‌ای که در دنیای یک فرد افسرده دیده می‌شود، ناامیدی است. ناامیدی آن‌قدر فضای زندگی او را تاریک می‌کند که به‌تدریج انگیزه‌اش برای ادامه زندگی و به مرور زمان حتی برای انجام کارهای روزمره از بین می‌رود. حس‌هایش مسدود شده و مسئولیت‌پذیری‌اش نسبت به خود و اطرافیان کمرنگ می‌شود. اعتماد به نفسش به مرور کاهش می‌یابد و همین امر باعث شده کم‌کم از جامعه و آدم‌ها فاصله بگیرد و در حصاری از تنهایی فرو ‌رود. با عمیق‌تر شدن این ناامیدی، زندگی برای او به یک رنج تغییر شکل می‌دهد. فرد افسرده چنان بی‌انگیزه است که دیگر چالش‌های زندگی‌اش را به‌درستی ندیده و ادامه مسیر برایش عذاب‌آور به نظر می‌رسد؛ اما با خروج از دام افسردگی، تازه احساساتش زنده شده و توانایی درک مشکلات و چالش‌های زندگی را بازمی‌یابد. تفاوت در این است که این بار به جای فرار و ناامیدی، با آگاهی، تفکر و قدرت حل مسئله با مسائل روبه‌رو خواهد شد.

با توجه به اینکه پس از رهایی مسافرتان، با اصرار ایشان و علی‌رغم میل باطنی خود وارد کنگره ۶۰ شدید، اکنون که به گذشته نگاه می‌کنید، حضور مسافرتان چه تأثیری در تغییر حال شما و شکل‌گیری اعتمادتان به این مسیر داشت؟

بر خلاف اکثر همسفرها، مسافرم برای من مانند همسفری همراه بود و مرا با کنگره آشنا کرد. بعد از شرایط روحی نامناسبی که داشتم، امیدم را کاملاً از دست داده بودم. تصور می‌کردم خدا مرا دوست ندارد و تمام مشکلات دنیا فقط برای من است. مسافرم تنها سفر می‌کرد و من حتی او را از آمدن به کنگره منع می‌کردم. روز رهایی مسافرم که به کنگره آمدم، خانم مرزبان با من صحبت کردند و در آن لحظه متوجه شدم که تنها نیستم. افرادی هستند که شاید شرایطشان سخت‌تر باشد؛ اما اینجا حالشان خوب است. به مرور تغییرات مسافرم را دیدم و انرژی مثبتی که از کنگره وارد خانه ما شد، روی من تأثیر گذاشت و من نیز به کنگره آمدم. در ادامه از راهنمای خودم همسفر زری بسیار سپاسگزارم که در آن روزهای سخت همراه من بودند و مانند نوری بر تاریکی‌هایم تابیدند تا کم‌کم مسیر خودم را پیدا کنم. امروز باور دارم اگرچه همسفر داروی OT مصرف نمی‌کند؛ اما با آموزش‌های کنگره ذهنش آرام می‌شود. من هم به مرور داروهایم را کنار گذاشتم و رسیدن به حال خوش را تجربه کردم.

همان‌طور که می‌دانیم انسان برای عبور از دنیای اضطراب، ناامیدی و افکار منفی باید به آرامش برسد. از نظر شما چرا داشتن آرامش برای دریافت آموزش بهتر الزامی است؟

به نظر من، انسان درگیر با اضطراب، ناامیدی و افکار منفی، به دلیل صرف تمام توان و انرژی خود در درگیری‌های درونی، آرامش لازم برای دریافت درست آموزش‌ها و عمل به آن‌ها را ندارد. آرامش، ذهن را برای یادگیری آماده می‌سازد. با دستیابی به آرامش نسبی، درک آموزش‌ها و کاربردی کردن آن‌ها در زندگی آسان‌تر می‌شود. به همین دلیل در کنگره ۶۰ ابتدا برای رسیدن فرد به آرامش و به تبع آن اثرگذاری آموزش‌ها و نزدیکی به تعادل تلاش می‌شود.

با توجه به خدمت‌هایی که در کنگره داشته‌اید، کدام یک از آن‌ها برای شما آموزش بیشتری به همراه داشته و دلیل آن چه بوده است؟

تمام خدمت‌ها در کنگره۶۰ آموزش‌های ارزشمندی به همراه دارند؛ اما خدمت در بخش سایت برای من آموزنده‌تر بود. فعالیت خود را ابتدا به عنوان رابط خبری و سپس به عنوان مصاحبه‌کننده آغاز کردم. درجایگاه مصاحبه‌کننده جهت طراحی سؤالات مناسب‌تر، به مطالعه و تحقیق پیش از هر مصاحبه روی آوردم. همین جست‌وجو و مطالعه در سایت، بارها مسیر یافتن پاسخ سؤالات شخصی و دستیابی به مطالب مورد نیازم در آن زمان را هموار ساخت. از همین رو، خدمت در سایت نقش بسزایی در رشد و افزایش آگاهی من داشت.

در وادی پنجم اشاره شده است که پس‌انداز دارای حکمت و برکتی است که تا آن را تجربه نکنیم، قدرت آن را درک نخواهیم کرد. نظر شما درباره این جمله چیست؟

طبق آموزه‌های کنگره، تمرکز و اعطاء انرژی به هر موضوعی، سبب جذب بیشتر آن می‌شود؛ همان‌گونه که جناب مهندس بارها به شعر مولانا اشاره فرموده‌اند:                                                   
در جهان هر چیز، چیزی جذب کرد
             گرم، گرمی را کشید و سرد، سرد
پس‌انداز نیز دقیقاً بر اساس همین قانون است. با شروع پس‌انداز حتی با مبالغ اندک، نیرویی هم‌جنس برای جذب بیشتر شکل می‌گیرد. از این رو آن را معجزه می‌نامند. تفکر، تلاش برای رشد و اعطاء انرژی به پس‌انداز، سبب جذب هم‌جنس خود و افزایش ذره‌ذره آن می‌شود.

شما در حال حاضر به عنوان راهنمای ویلیام در حال خدمت هستید. چه توصیه‌ای برای همسفرانی دارید که در شروع مسیر درمان نیکوتین دچار تردید هستند؟

افراد دارای تردید در شروع درمان نیکوتین، معمولاً به دو دسته تقسیم می‌شوند:
۱. دسته اول: ترس از قضاوت و نگرانی از برداشت دیگران دارند؛ در حالی که در کنگره، عدم قضاوت دیگران و نترسیدن از قضاوت‌ها را آموزش دیده‌ایم.
۲. دسته دوم: مصرف نیکوتین را عامل آرامش و ابزاری برای مواجهه راحت‌تر با چالش‌ها می‌دانند (ترسی که خود نیز تجربه کرده‌ام). نکته مهم، ریشه داشتن بخش زیادی از بی‌قراری‌ها، ناآرامی‌ها، عدم تمرکز و کلافگی‌ها در خود مصرف نیکوتین است. با کنار گذاشتن نیکوتین، آرامش واقعی و آزادی ذهن حاصل می‌‌شود. پیام من به این عزیزان، رها کردن ترس‌ها است؛ چرا که حتی یک ترس کوچک، توانایی جلوگیری از ادامه درست مسیر و دستیابی به هدف را دارد.

در پایان، از ایشان جهت اشتراک‌گذاری این تجربیات ارزشمند صمیمانه سپاسگزاری می‌کنیم. با آرزوی این‌که مسیر زندگی‌شان همواره به نور آگاهی روشن باشد.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر آذین رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .