English Version
This Site Is Available In English

هر اندازه من در کنگره حرکت کنم، به همان اندازه ریشه من در کنگره رشد می‌کند

هر اندازه من در کنگره حرکت کنم، به همان اندازه ریشه من در کنگره رشد می‌کند

یازدهمین جلسه از دوره سوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، ویژه مسافران نمایندگی میلاجرد با استادی راهنمای محترم پهلوان حامد ، نگهبانی مسافر علی‌اصغر  دبیری مسافر احمد با دستور جلسه "وادی پنجم، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید" دوشنبه  ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان، حامد هستم، یک مسافر.

از خداوند سپاسگزارم که فرصت خدمت و فرصت حضور در این جایگاه را به من عطا کرد تا از عزیزان آموزش بگیرم. همچنین از راهنمای عزیزم، آقا مهدی، و همه کسانی که در کنگره حضور داشته‌اند و من از آن‌ها آموزش گرفته‌ام، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم.

دستور جلسه، وادی پنجم است که یکی از قسمت‌های آن «خودداری» است. منِ حامد باید بدانم کجا خوددار باشم و کجا نباشم. در بحث جایگاه، بعضی جاها جایگاه فرق می‌کند و من باید فشار را تحمل کنم؛ چه در کنگره و چه در زندگی شخصی خودم.

در شغل خودم مشکلی پیش آمده بود که خیلی اذیت شدم. با خودم گفتم من به کنگره ۶۰ کمک میلیاردی می‌کنم، ولی نمی‌توانم در بعضی جاها از صد تومان بگذرم. دیروز در لژیون سردار اراک بودم. آنجا متوجه شدم که من مسئولیت دارم و اینجا بحث حق‌الناس است و اگر از آن عبور کنم، ظلم کرده‌ام.

منِ حامد امروز در کنگره نظم را یاد گرفته‌ام؛ یعنی خوددار شده‌ام. خوددار شده‌ام که دیگر ساعت دو بعدازظهر دارو نخورم و این باعث شده است توان من بالاتر برود. همچنین باعث شده جایگاه خودم را بشناسم؛ بدانم پدر خانواده‌ام، همسر خانواده‌ام و ... هستم و در هر جا جایگاه خودم را مشخص کنم.

موضوع دیگر، قناعت است. ما از همان موادی که باعث تخریب ما شد، از همان جنس، به آکادمی رسیدیم. منِ حامد در کنگره، با روش DST، با فرمان مهندس و راهنما، از همان چیزی که مرا به سمت خرابی می‌برد، به سمت آبادانی هدایت شدم.

البته در کنار این‌ها، من باید صبر هم داشته باشم؛ زیرا اگر صبر نداشته باشم، دوباره همان OT که در کنگره وجود دارد، می‌تواند مرا به ناکجاآباد برساند. ما در کنگره باید قناعت را متوجه شویم و یاد بگیریم چگونه قناعت کنیم و آن ساختار پلکانی را به‌درستی بچینیم تا به واسطه صبرمان، رهایی شکل بگیرد.

مورد دیگر، تسلیم است. اگر من تسلیم بنده خدا نشوم، هیچ‌وقت تسلیم خدا نمی‌شوم. چه چیزی منِ حامد را به درمان رساند؟ دیدم تنها چیزی که مرا به درمان رساند، تسلیم بودن نسبت به فرمان راهنما بود. این عمل نیز پشتوانه‌ای به نام صبر داشت. اگر صبر نباشد و آموزش نباشد، اتفاقی نمی‌افتد.

موضوع بعدی، پس‌انداز است که در درمان به‌تدریج اتفاق می‌افتد. پس‌انداز ورزش اتفاق می‌افتد تا منِ حامد امروز جسمی نسبتاً سالم داشته باشم و اگر سنم به هفتاد سال رسید، درگیر مشکلات جسمی نباشم. این پس‌انداز از کنگره است که به من می‌گوید روزی حداقل یک ساعت ورزش کن. حتی همین آمدن به جلسات و نشستن در آن‌ها نیز نوعی پس‌انداز است.

اگر من به جلسات نیایم، متوجه داستان نمی‌شوم. من همیشه فکر می‌کردم پس‌انداز فقط پول است، اما حالا متوجه شده‌ام که چیزهای دیگری مانند پس‌انداز ورزش و موارد مشابه نیز وجود دارد.

هر اندازه که منِ حامد در کنگره حرکت کنم، به همان اندازه ریشه من در کنگره رشد می‌کند.
ممنون که به صحبتهای بنده توجه نمودید.

تایپ و عکس؛ مسافر علی‌اصغر
تهیه و تنظیم؛ مسافر علی
(مسافران نمایندگی میلاجرد اراک)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .