جلسه دوازدهم از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر اصغر و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافرمرتضی با دستورجلسه " وادی پنجم و تاثیر آن روی من"سهشنبه. 30 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان اصغر هستم مسافر
دستور جلسه وادی پنجم، تأثیر عمیقی بر من گذاشت. زمانی که میخواهیم به وادی پنجم برسیم، یعنی چهار وادی پیشین را به اندازه کافی مورد تفکر قرار دادهایم و اکنون زمان آن رسیده است که از اندیشه صرف عبور کنیم و وارد مرحله عمل و حرکت شویم. به همین دلیل، در تیتر وادی پنجم آمده است: "در جهان ما، تفکر قدرت مطلق نیست."
وقتی از "جهان ما" سخن گفته میشود، روشن است که غیر از جهان ما، جهانهای دیگری نیز وجود دارند که شاید دسترسی مستقیمی به آنها نداشته باشیم. در جهان ما، زمان در همه امور باید در نظر گرفته شود؛ اما ممکن است در جهانهای دیگر، زمان یا اساساً مطرح نباشد یا دستکم به شکلی که در این جهان خاکی مطرح است، معنا نداشته باشد؛ مانند جهان ذهن.
در این جهان خاکی که ما در آن زندگی میکنیم، در حقیقت با سه جهان سر و کار داریم: نخست، جهان فیزیکی یا جهان خاکی؛ دوم، جهان خواب؛ و سوم، جهان ذهن. در جهان فیزیکی و جهان ذهن، حرکتهای ما آگاهانه و تا حد زیادی ارادی است؛ اما در جهان خواب، اینگونه نیست و امور به صورت ناخودآگاه رخ میدهد و در اختیار مستقیم ما قرار ندارد.
وقتی در جهان فیزیکی حرکت میکنیم، لازم است کارهایی را انجام دهیم و پلههایی را پشت سر بگذاریم تا بتوانیم از اضطراب فاصله بگیریم و به آرامش و آنچه مطلوب ماست، برسیم. برای رسیدن به این نقطه، نخستین کاری که باید انجام دهیم، اصلاح پندار است؛ زیرا تا زمانی که پندار ما اصلاح نشود، گفتار ما نیز درست نخواهد شد. این مفاهیم در یک ارتباط سلسلهمراتبی با یکدیگر قرار دارند: پندار بر گفتار اثر میگذارد و گفتار بر کردار تأثیر مینهد. حاصل این فرایند آن است که انسان بهتدریج برخی رفتارها را کنار میگذارد، به سمت ارزشها حرکت میکند و از ضد ارزشها فاصله میگیرد.
در بحث جهان ذهن نیز موضوع بسیار قابل تأمل است. هر کاری که بخواهیم انجام دهیم، ابتدا مقدمه آن را در ذهن خود میسازیم و میپرورانیم، و سپس برای ورود به مرحله عمل آماده میشویم. اما هر اندازه هم که در ذهن خود طرحریزی کنیم، تا زمانی که وارد عمل نشویم و حرکتی صورت نگیرد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. جهان ذهن، جهانی بسیار وسیع است و انسان بهراحتی میتواند امور بسیاری را در آن تصور کند و حتی بازتاب آن را در بیرون ببیند؛ اما شرط تحقق، اجرای آن تصور در جهان عمل است. زمانی میتوان گفت حرکتی واقعی انجام شده است که آنچه در ذهن شکل گرفته، به فعل درآید و جنبه اجرایی پیدا کند.
در وادی پنجم، آقای مهندس از پلههایی سخن میگویند که انسان برای رسیدن به رشد و پالایش باید آنها را طی کند. همانگونه که آب آلوده برای آنکه به آبی زلال و گوارا تبدیل شود، نیازمند تصفیه است، انسان نیز برای رسیدن به خلوص و تعالی، باید از فرایند تصفیه عبور کند و مراحلی را پشت سر بگذارد. اگر این مراحل را بهدرستی طی کند، بهتدریج به آنچه باید برسد، نزدیک میشود.
در این پلهها، از مفاهیمی مانند دوری از ضد ارزشها، قناعت، و نیز تردید سخن به میان آمده است. یکی از نکاتی که در این بخش اهمیت زیادی دارد و مفهوم آن با برداشتهای معمول متفاوت است، مسئله تردید است. گاهی انسان نمیداند کاری که میخواهد انجام دهد به سود اوست یا به زیان او؛ در اینجا تأکید میشود که اگر نسبت به سود و زیان کاری آگاهی نداری، هرگز آن را انجام نده.
از دیگر مراحل مهم، صبر است. البته صبری که در کنگره مطرح میشود، با آنچه در بسیاری از جاهای دیگر از صبر برداشت میشود تفاوت دارد. در بعضی نگاهها، صبر به این معناست که انسان دست روی دست بگذارد تا مشکلی خودبهخود حل شود یا به خواستهاش برسد؛ اما صبر در کنگره چنین مفهومی ندارد. در اینجا صبر یعنی انسان برای رسیدن به خواستهاش، هم باید سعی و تلاش کند، هم اقدامات لازم را انجام دهد و هم زمان لازم را برای به ثمر نشستن آن در نظر بگیرد. بنابراین، اگر کسی فقط منتظر بماند و هیچ تلاشی نکند، بیتردید به مقصد نخواهد رسید.
امروز آخرین جلسهای است که هم کنگره برای تعطیلات تابستانی به پایان میرسد و هم آخرین جلسهای است که من در خدمت شما هستم. از ایجنت پیشین، جناب آقای رضایی، ایجنت فعلی قشم، همه مرزبانان، راهنماها و تمام کسانی که صمیمانه کمک کردند، قدردانی میکنم. اکنون حدود یک سال است که در این شعبه حضور دارم و وظیفه دانستم که بخشی از احساس و تجربه خود را با شما در میان بگذارم.
واقعاً خوشا به حال کسانی که همسفرشان همقدم و همراه آنهاست، در کنارشان حضور دارد و به آنها کمک میکند تا با آسودگی بیشتری سفر کنند و مسیر خود را ادامه دهند. انسان وقتی همراه دارد، بسیار آسانتر میتواند حرکت کند؛ اما زمانی که این همراهی وجود نداشته باشد، ناچار است بهتنهایی، یا به تعبیری با یک بال، پرواز کند.
زمانی که من وارد کنگره شدم، بسیار تلاش کردم تا همسفرم را نیز با خود به کنگره بیاورم؛ نه برای اینکه باری از دوش من بردارد، بلکه دستکم باری بر دوش من نگذارد. زیرا گاهی انسان در کنگره انرژی میگیرد و با حال خوب به خانه بازمیگردد، اما اگر همسفر او آموزشندیده باشد، همه آن انرژی تخلیه میشود و فرد دوباره به نقطه صفر بازمیگردد.
من تلاش خود را کردم تا او را همراه کنم و به کنگره بیاورم تا آموزش ببیند؛ هم خودش بتواند رشد کند و هم مسیر رشد مشترک ما هموارتر شود، اما متأسفانه اینگونه نشد و ناچار شدم بهتنهایی به ادامه سفر بپردازم. البته امیدوارم در این مسئله نیز خیری نهفته باشد. شاید بخشی از آن به این دلیل بود که توان و آمادگی لازم برای این همراهی وجود نداشت. یکی دو جلسه آمد، اما گفت که نمیتواند ادامه دهد. البته او هم دلایل خودش را داشت و نمیتوان همه تقصیر را متوجه او دانست.
با همه این احوال، خدا را شکر میکنم که حدود چهارده سال است در کنگره حضور دارم. حالم خوب است و هرچه دارم، از برکت کنگره است. این حال خوب را مدیون کنگره هستم و از این بابت همواره شاکرم.
همچنین به یاد دارم که در سال ۱۳۹۲ یا ۱۳۹۳، سیدی «خانواده» منتشر شد. آقای دکتر امین در آن سیدی، نقش همسفر را بهزیبایی و با دقت تشریح میکنند. ایشان توضیح میدهند که وقتی انسان میخواهد پرواز کند، اگر همسفرش همراه او باشد، این پرواز آسانتر، مطمئنتر و دلگرمکنندهتر خواهد بود.
در پایان، امیدوارم همه عزیزان تعطیلات خوبی را پیش رو داشته باشند و این ایام برای همگان خوش و پربرکت باشد. همچنین از همه خدمتگزاران کنگره که با محبت به سخنان من گوش دادند، صمیمانه سپاسگزارم.»

تایپ خبر: مسافر بهزاد لژیون هفتم، مسافر مجتبی لژیون ششم
عکاس: مسافر حمزه لژیون چهارم مسافر عباس لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر روح اله لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
48