مشارکت مکتوب همسفر لیلا
دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» قبل از کنگره همیشه تفکراتمان پشیمانی به بار میآورد چرا که تفکرات درستی نداشتم فکر میکردم میخواهم مشکلی را حل کنم شاید مشکل حل میشد به ظاهر؛ ولی چند وقت بعد مشکل دو برابر برایم پیش میآمد. چرا؟ چون راهش را درست نرفته بودم، درست مشکل راه حل نکرده بودم و همیشه زانوی غم میگرفتم میگفتم چرا پس اینجور میشود؟ چرا هر فکر و تلاشی که من میکنم به نتیجه نمیرسد؟ الان که آمدم کنگره و آموزش گرفتم، یک مشکلی که برایم پیش میآید در موردش تفکر میکنم، راه درست را انتخاب میکنم، تلاشم را میکنم حالا به نتیجه میرسم یا نمیرسم، اینجاست که میگویم خب حتماً قسمت نبوده، تقدیر نبوده حتماً فرمان الهی نبوده که این کار برای من درست شود من تلاشم را کردهام راه را مستقیم بوده راهی که رفتم راه ارزشمند مونده؛ ولی به نتیجه نرسیدم پس به صلاح من نبوده این کار انجام شود. قبل از کنگره جهالت و نادانی کارهای ضد ارزشی من همسفر را به یک ناامیدی کشانده بود ناامیدی که میگفتم خدایا چرا نمیشود؟ چرا من که دارم سعی میکنم زندگیم آرام شود سعی میکنم مشکل مسافرم حل شود پس چرا همچین اتفاقی نمیافتد؟ چرا؟ چون تفکر برای راهی که میخواستم در پیش بگیرم درست نبود مسافر را اجبار میکردم برو فلان کمپ یا فلان جا میرفت و میآمد باز مشکل تکرار میشد حالا یا من یا خودش راه درست را پیش رو نمیگرفتیم خدا را شکر آمدیم کنگره خیلی چیزها را فهمیدیم. من قبلاً خیلی افکار منفی در ذهنم بود همیشه یک گوشی مینشستم میگفتم زندگی من تا آخر عمر اینگونه است، باید بدبختی بکشم، این اوقات تلخی همیشه است این افکار در ذهنم بود. یاد ندارم قبل از کنگره گفته باشم خوب مشکل ما هم حل میشود، زندگیمان قشنگ میشود هیچ وقت در ذهن من نمیتوانستم مرورش کنم.الان خدا را شکر بهتر شدم.
مشارکت مکتوب همسفر پریسا
از وادی اول تا وادی چهاردهم که عشق و محبت است برای ما چراغ راهی هستند که از سمت تاریکیها به سمت روشناییها حرکت کنیم؛ اما از وادی اول تا وادی چهارم چگونه تفکر کردن را آموختیم و یاد گرفتیم حتی مسئولیت زندگیمان را به خداوند نسپاریم؛ اما وادی پنجم، وادی پنجم در زندگی ما یک قانون است و حکم فرماست ما چهار وادی را پشت سر گذاشتهایم تا به وادی پنجم که وادی عمل است رسیدهایم وادی پنجم میگوید، حرکت کن تا حرکت نکنی به هیچ خواستهای نمیرسیم در عنوان وادی پنجم آمده است که« در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست» در جهان ما یعنی؛ ما در جهان ذهن فکر میکنیم و به آن خواستهای که داریم میرسیم؛ اما در جهان ما جهانی که در آن داریم زندگی میکنیم اگر فکر کنیم و حرکت نکنیم به آن خواستهای که داریم نمیرسیم.
در وادی پنجم برای رسیدن به منزلگاه هفت پله را باید پشت سر بگذاریم که عبارت است.
۱- برگشت از ضد ارزشها: وقتی که روان آدمی به ضد ارزشها آلوده میگردد بیقرار میشود. مانند: دروغ گفتن، دزدی کردن، رشوه دادن، پیمان شکنی، غیبت کردن. …..
۲- خودداری: گاهی برای انجام دادن کاری هر چقدر فکر میکنیم به نتیجه نمیرسیم؛ پس بهتر است که آن کار را انجام ندهیم.
۳- قناعت: ما از دامان طبیعت به وجود آمدهایم و طبیعت حکم مام ما را دارد و باید یاد بگیریم که از سادهترین چیزها و کمترین امکانات چگونه استفاده کنیم.
۴- صبر: صبر عبارت است از؛ پشت سر گذاشتن و یا طی کردن یا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش لازم برای رسیدن به هدف.
۵- تجسس، قضاوت، غیبت: بعضی از افراد به خاطر شغلی که دارند مجبور به قضاوت هستند؛ که آن هم حقوق خود را دریافت میکنند؛ اما بعضی از انسانها مانند یک فضول باشی در کار دیگران تجسس یا قضاوت میکنند.
۶- پس انداز: دانه دانه است غله در انبار؛ پس انداز کردن حکمت و معجزهای دارد که تا آن را به دست نیابیم متوجه قدرت و برکت آن نخواهیم شد؛ باید این را حس کنیم و به فرزندانمان یاد بدهیم.
۷- توکل، رضا، تسلیم: به اجرا درآوردن مرحله تسلیم فوق العاده دشوار، سخت و طاقت فرساست؛ ولی وقتی که فردی شرایط لازم را پیدا کرد و وارد این مرحله شد آنگاه اوضاع فرق میکند.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
من وقتی وادی پنجم را میخوانم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد این است که دیگر وقت عمل کردن است. ما در وادیهای قبل یاد گرفتیم که تفکر کنیم و بدانیم هر چیزی در زندگی ما نتیجهای دارد، اما در این وادی باید آن دانستهها را وارد زندگیمان کنیم. من خودم خیلی وقتها میدانم که نباید عصبانی شوم، نباید قضاوت کنم یا نباید در کار دیگران دخالت کنم، ولی در عمل همیشه هم نمیتوانم درست رفتار کنم. این وادی به من یادآوری میکند که آموزش فقط برای شنیدن نیست؛ باید تمرین کنم تا کمکم تغییر کنم. یکی از چیزهایی که در کنگره خیلی به من کمک کرده، این است که یاد گرفتم به جای اینکه همیشه دنبال تغییر دادن مسافر باشم، خودم را تغییر بدهم. من قبلاً فکر میکردم اگر مسافر تغییر کند، حال من هم خوب میشود، اما امروز میفهمم که من هم باید سفر خودم را داشته باشم. وادی پنجم به من یاد میدهد از ضدارزشها دور شوم و در این مسیر، صبر و خودداری داشته باشم. مثلاً وقتی ناراحت میشوم، لازم نیست همان لحظه هر حرفی را بزنم. میتوانم کمی صبر کنم. همین صبر کردن شاید ساده به نظر برسد، ولی برای من یک آموزش بزرگ است. همچنین فهمیدم که لازم نیست از همه چیز سر در بیاورم و در زندگی دیگران تجسس کنم. گاهی ما فکر میکنیم از روی محبت و نگرانی این کار را انجام میدهیم، اما در واقع هم خودمان را خسته میکنیم و هم آرامشمان را از دست میدهیم. برای من وادی پنجم یعنی اینکه مسئولیت خودم را بپذیرم. اگر ناراحت هستم، اگر عصبانی هستم یا اگر آرامش ندارم، باید ببینم خودم چه نقشی در این موضوع دارم. نمیتوانم همیشه همه چیز را گردن دیگران بیندازیم. من فکر میکنم تغییر واقعی از همین قدمهای کوچک شروع میشود؛ از یک قضاوت نکردن، از یک واکنش نشان ندادن، از یک صبر کردن و از اینکه به جای دخالت در کار دیگران، روی خودم تمرکز کنم. وادی پنجم به من یاد داد که برای بهتر شدن زندگیام، باید خودم حرکت کنم.
تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
81