شاگرد میگوید: انسان به همهچیز فکر میکند و احتمال هرگونه مشکل را پیشبینی میکند؛ ولی اصلاً به فکرش هم خطور نمیکند که برای مثال، برادر با برادر دشمنی کند یا اعضاء یک خانواده با یکدیگر دشمنی ورزند و برای منافع بیشتر خود که گاهی ناحق میباشد، حاضر به نابودی یکدیگر شوند.
آقای مهندس در فایل صوتی «رنج ابدی» فرمودند: «در قدیم اسبها را نعل میکردند تا بهتر بتوانند راه بروند، میخ نعل افتاد؛ وقتی میخ افتاد، نعل هم افتاد، نعل که افتاد، اسب هم افتاد و وقتی اسب افتاد، سوارکار هم افتاد، سوارکار افتاد و لشکر شکست خورد و بعد کشور سقوط کرد و به چپاول رفت، درست است میخ کوچک بود و اهمیتی نداشت؛ ولی وقتی افتاد، چه اتفاقات زنجیرهواری رخ داد».
من هم نباید با یک حرکت نادرست یا یک حرف اشتباه و نابهجا باعث بشوم که یک خانواده از هم بپاشد. متأسفانه امروز در دادگاهها و کلانتریها میبینم که اکثر پروندهها، دعواها و مشاجرههای خانوادگی بر سر ارث و میراث است، اگر مالک با آگاهی و دانایی که دارد، تکلیف مال و اموال خود را مشخص کند دیگر کمتر اختلاف بین وراث به وجود میآید و همین دشمنیها باعث کینه و انتقام بین طرفین میشود؛ حتی با مرگ هم از بین نمیروند و ادامه دارد، این اختلافها ممکن است بین دو دوست، همکار، دو شهر یا کشور هم پیش بیاید؛ بنابراین انسان باید همیشه قبل از هرچیزی کار خود را به درستی و قانونی انجام دهد و حساب خود را مشخص کند تا دشمنی به وجود نیاید.
وقتی ما به جهان دیگر منتقل میشویم، تمام صفات ما همراه ما منتقل میشود، به همین دلیل میگوییم کسی که در این جهان دچار اعتیاد باشد، در جهان دیگر هم اعتیاد دارد یا من که مصرفکننده نیستم، صفات دیگر من؛ مانند خودخواهی، منیت، سرزنش، حسادت و قیاس همراه من در آن بعد هست و ادامه دارد.
جمله زیبایی در این فایل صوتی است که میگوید: «آنچه هست، نیست میشود و آنچه نیست، باعث رنج ابدی میشود». مثلاً انسانی بخاطر یک خانه دعوا میکند، این خانه نیست میشود یا زمین، پول و... اینها نیست میشوند و از بین میروند، رنج ابدیاش میماند، پس من برای مدتکوتاه مالک بعضی چیزها هستم تا ابد متعلق به من نیستند، سعی کنم اگر کدورتی است ببخشم؛ چون خداوند بخشنده و مهربان است. زندگی فقط زنده بودن نیست، وقتی از حرکت بیفتم و توان هیچ کار را نداشته باشم، دیگر چه فایده دارد.
انسان باید در تلاش باشد که مردهها را زنده کند و به بیجانها جان بدهد و خواهد دید که فقط مسیح نبود که میتوانست مردهها را زنده کند، تکتک انسانها این توانایی را دارند. جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ همین بهشت برین است که مردگان را زنده میکند، مصرفکنندگانی بودند که خودشان و خانوادهشان در تاریکی عظیمی فرو رفته بودند، غرق در تاریکی، ظلمت و ناامیدی بودند که آقای مهندس با همین روش DST آنها را زنده کرد این راه در اختیار دیگران قرار داد. چهبسا که راهنمایان زیادی هم در این امر نقش دارند و مردگان زیادی را احیاء کردند، قدرت کلام را به کار بردند که خیلی تأثیرگذار است.
انسان وقتی میخواهد کاری را انجام بدهد، گاهی اوقات هزاران مشکل سر راه او قرار میگیرد، همیشه جاده صاف و هموار نیست. زندگی جهانی در ظرفی است که توأم با رنج است، انسان باید به آن نیروی الهی ایمان داشته باشد و تلاش کند تا راه را برای خودش هموار کند و به خواستههایش برسد، زمان هم خیلی مهم است و ارزش دارد، انسان از این جهان خارج میشود، وارد جهان یا بعد دیگر میشود، درد و رنج ابدی است؛ پس بهخاطر چیزهایی که ارزش ندارند و فناپذیر هستند، نباید خود و اطرافیانش را اذیت کند انسان؛ باید زندگی کند و بگذارد دیگران هم زندگی کنند تغییر و تبدیل همراه با درد است.
نویسنده: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0