English Version
This Site Is Available In English

ایمان جای‌گیر شدن یک اعتقاد در قلب انسان است

ایمان جای‌گیر شدن یک اعتقاد در قلب انسان است

خداوند انسان را، برای مثال و نمونه، از ذات، صفات و افعال خود آفریده است. گویی انسان نمونه‌ای از پرتو خداوند است و جانشین او بر روی زمین است. باور و ایمان، جای‌گیر شدن یک اعتقاد در قلب انسان است؛ اعتقاد به خداوند، اعتقاد به جهان آفرینش، آسمان، زمین و غیره. برای نمونه، نظم در کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی خیلی بالاتر از یک دانشگاه و جاهای دیگر است. وقتی که ما پا به این جایگاه امن می‌گذاریم، کسانی در اینجا هستند که با عشق و ایمانی که خودشان به این مکان دارند، از عصاره جانشان، که عشق و محبتشان است، به ما می‌دهند تا ما به حال خوش برسیم.

راهنما، به معنای عاشق بودن و عشق به نجات هم‌نوع خود است. همان‌طور که طعم شیرین رهایی را چشیده است، دوست دارد دیگران هم این حال خوب را تجربه کنند. آن‌ها بر مبنای مثلث عشق، عقل و ایمان، که اساس کنگره۶۰ است، بدون هیچ دستمزدی، روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها در این مکان خدمت می‌کنند و همه این کارها نشئت‌گرفته از ایمان قوی آن‌هاست. من اگر به خداوند ایمان داشته باشم، می‌دانم که خداوند یکتا، که مرا به این جهان خاکی آورده است، حتماً و صددرصد حواسش به من است. پس در برابر هر آنچه برایم اتفاق می‌افتد، تسلیم می‌شوم. سعی و تلاش خودم را می‌کنم و از مسیر درست خارج نمی‌شوم.

برای هر کار، باید اول به آن کار ایمان داشته باشیم. وقتی که پا به کنگره۶۰ گذاشتم، با عشق و ایمان قوی وارد این مکان امن شدم، چون می‌دانستم وارد جایی شده‌ام که اعضایش پر از عشق و محبت هستند. با ایمانی که داشتم، می‌دانستم که مسافرم خوب سفر می‌کند و به حال خوش می‌رسد. من باور داشتم که کنگره۶۰ بهترین راه برای درمان است. با اراده و باور قوی به سفر خودمان ادامه دادیم و اکنون حال بسیار خوبی داریم. از این بابت هزاران بار خدای خودم را شاکرم. خداوند بخشنده است و به اعتقاد من، انسانی ایمان دارد که بخشنده باشد. معنی ایمان، همان اعتقاد داشتن به مهر، محبت، درستی و راستی است. کسی که این صفات را داشته باشد، می‌تواند از مال و جانش ببخشد؛ مثل یک آب زلال که درختان و بوستان‌ها را سرسبز می‌کند.

اگر از رودخانه آب برداریم، آب رودخانه کم نمی‌شود، بلکه پُرآب‌تر و قوی‌تر از قبل به مسیرش ادامه می‌دهد، چون می‌بخشد. مثلاً اگر وجود من نسبت به کسی پر از تنفر و کینه باشد، به خاطر این است که قلب خودم پر از کینه و تنفر است. و من اگر به محبت کردن اعتقاد داشته باشم، باید سعی خودم را بکنم که آن فرد را با عشق و محبتی که خداوند در من نهاده است، ببخشم تا از جای دیگر نیز بخشیده شوم. سعی کنم از عصاره جانم، که همان عشق و محبت است، به او بدهم؛ چون ما در هستی نمی‌توانیم به گونه‌ای باشیم که چیزی را ندهیم، ولی انتظار گرفتن داشته باشیم. کسی که ایمان دارد، بذری را می‌کارد و اگر بکارد، قطعاً برداشت خوبی هم خواهد داشت.

نویسنده: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌ سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .