خداوند انسان را، برای مثال و نمونه، از ذات، صفات و افعال خود آفریده است. گویی انسان نمونهای از پرتو خداوند است و جانشین او بر روی زمین است. باور و ایمان، جایگیر شدن یک اعتقاد در قلب انسان است؛ اعتقاد به خداوند، اعتقاد به جهان آفرینش، آسمان، زمین و غیره. برای نمونه، نظم در کنگره۶۰ جمعیت احیای انسانی خیلی بالاتر از یک دانشگاه و جاهای دیگر است. وقتی که ما پا به این جایگاه امن میگذاریم، کسانی در اینجا هستند که با عشق و ایمانی که خودشان به این مکان دارند، از عصاره جانشان، که عشق و محبتشان است، به ما میدهند تا ما به حال خوش برسیم.
راهنما، به معنای عاشق بودن و عشق به نجات همنوع خود است. همانطور که طعم شیرین رهایی را چشیده است، دوست دارد دیگران هم این حال خوب را تجربه کنند. آنها بر مبنای مثلث عشق، عقل و ایمان، که اساس کنگره۶۰ است، بدون هیچ دستمزدی، روزها، ماهها و حتی سالها در این مکان خدمت میکنند و همه این کارها نشئتگرفته از ایمان قوی آنهاست. من اگر به خداوند ایمان داشته باشم، میدانم که خداوند یکتا، که مرا به این جهان خاکی آورده است، حتماً و صددرصد حواسش به من است. پس در برابر هر آنچه برایم اتفاق میافتد، تسلیم میشوم. سعی و تلاش خودم را میکنم و از مسیر درست خارج نمیشوم.
برای هر کار، باید اول به آن کار ایمان داشته باشیم. وقتی که پا به کنگره۶۰ گذاشتم، با عشق و ایمان قوی وارد این مکان امن شدم، چون میدانستم وارد جایی شدهام که اعضایش پر از عشق و محبت هستند. با ایمانی که داشتم، میدانستم که مسافرم خوب سفر میکند و به حال خوش میرسد. من باور داشتم که کنگره۶۰ بهترین راه برای درمان است. با اراده و باور قوی به سفر خودمان ادامه دادیم و اکنون حال بسیار خوبی داریم. از این بابت هزاران بار خدای خودم را شاکرم. خداوند بخشنده است و به اعتقاد من، انسانی ایمان دارد که بخشنده باشد. معنی ایمان، همان اعتقاد داشتن به مهر، محبت، درستی و راستی است. کسی که این صفات را داشته باشد، میتواند از مال و جانش ببخشد؛ مثل یک آب زلال که درختان و بوستانها را سرسبز میکند.
اگر از رودخانه آب برداریم، آب رودخانه کم نمیشود، بلکه پُرآبتر و قویتر از قبل به مسیرش ادامه میدهد، چون میبخشد. مثلاً اگر وجود من نسبت به کسی پر از تنفر و کینه باشد، به خاطر این است که قلب خودم پر از کینه و تنفر است. و من اگر به محبت کردن اعتقاد داشته باشم، باید سعی خودم را بکنم که آن فرد را با عشق و محبتی که خداوند در من نهاده است، ببخشم تا از جای دیگر نیز بخشیده شوم. سعی کنم از عصاره جانم، که همان عشق و محبت است، به او بدهم؛ چون ما در هستی نمیتوانیم به گونهای باشیم که چیزی را ندهیم، ولی انتظار گرفتن داشته باشیم. کسی که ایمان دارد، بذری را میکارد و اگر بکارد، قطعاً برداشت خوبی هم خواهد داشت.
نویسنده: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
27