English Version
This Site Is Available In English

عشق یعنی گذشتن از خویش با آگاهی

عشق یعنی گذشتن از خویش با آگاهی

به نام قدرت مطلق الله
«آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.» پیام وادی چهاردهم محبت است؛ آنچه می‌توانیم روی آن حساب کنیم، محبت است و اگر محبت نباشد، انگار هیچ چیز نیست. عشق، مسئله عظیم و بزرگی است و دارای رمز و رازهای زیادی است. عشق، عشق را جذب می‌کند، زیاد و زیادتر می‌شود و کم‌کم اضداد از وجودت پاک می‌شوند. اضداد و تاریکی‌ها مانند ضربه‌ای برای بیداری آنان است. من، همسفر بسیار خوشحالم در کنگره‌۶۰، در میان دوستان همدل، هم‌زبان و با عشق و محبت هستم و با آموزش‌های آقای مهندس در مسیر رشد و بیداری قدم برمی‌دارم.

وقتی صحبت از عشق می‌شد، با اطمینان به خود می‌گفتم: «من عاشقم.» بعد از شنیدن سخنان آقای مهندس دیگر مطمئن نیستم. اعتراف می‌کنم عشق را خوب نشناخته‌ام و راه طولانی پیش‌ روی دارم. خداوند تمام مخلوقاتش را دوست دارد. خورشید بر همه می‌تابد و بین کوه، دشت، رودخانه و طبیعت تفاوت قائل نمی‌شود. آیا من می‌توانم چنین باشم؟ بارها از خود پرسیده‌ام: چطور آقای مهندس با وجود مشکلات فراوان، پرقدرت‌تر از قبل برای احیاء انسان‌ها تلاش می‌کنند؛ قطعاً قدرت عشق است که نیروی لازم را به ایشان می‌دهد، ایشان عشق بلاعوض را خوب فهمیده‌اند.

در کنگره پولی از دولت و بیرون دریافت نمی‌شود. آقای مهندس اعتقاد دارند مکانی که کار خیر در آن انجام می‌گیرد؛ باید خودش، خودش را به‌چرخاند، وگرنه دچار مشکل می‌شود. خداوند عشق است؛ تمام هستی بر مبنا عشق استوار شده است و این سخن، سخن بسیار بزرگی است و قلب انسان، مرکز عشق است؛ وقتی که انسان عشق را با تمام ذرات وجودش درک کند، به توحید و یگانگی دست پیدا می‌کند. در وادی چهاردهم، عشق را می‌شکافند و جلو می‌روند؛ طوری که در قلب‌ها حک می‌شود. خداوند انسان را بر مبنا عشق آفرید، طی نامهربانی‌ها و بی‌توجهی‌ها عشق فراموش شد، کم‌کم مادیات جای عشق را گرفت.

عشق یعنی گذشتن از خویش با آگاهی، این‌که به فکر منافع خودت نباشی. محبت یعنی از عصاره جان خود ببخشی؛ اگر کسی این‌قدر گذشت داشته باشد و بتواند از عصاره جانش به کسی بدهد، ظرف محبتش پر است. گاهی اوقات با افراطی شدن فکر می‌کنیم بالاترین عشق دنیا تفریحات ناسالم است؛ چون معنا عشق را نفهمیده‌ایم، عده‌ای از ما هنوز سرگردان‌ هستند. انسان‌ها وقتی با درد و رنج مواجه می‌شوند، از خداوند شکوه و شکایت می‌کنند؛ نمی‌دانند این درسی است که باید پاس کنند. زمانی که مفهوم عشق را فهمیدی، دیگر از هیچ چیز نمی‌ترسی، تمام سختی‌ها و مشکلات را به جان می‌خری، آن‌ها را شیرین و زیبا می‌بینی و می‌دانی این‌ها برای رسیدن به نور، در سر راه تو قرار گرفته‌اند.

اگر به انسان‌ها با دید مثبت نگاه کنیم، می‌توانیم خوبی‌های زیادی در او ببینیم و اگر با دید منفی نگاه کنیم، می‌توانیم هزاران ایراد از او بگیریم. انسان‌ها می‌توانند مهربانی را جذب کنند و قهر را دفع؛ اگر تنفر را جذب کنند، قطعاً عشق را دفع می‌کنند؛ اگر اضطراب را جذب کنند، آرامش را دفع می‌کنند و این‌ها همه نقطه مقابل یکدیگرند. نقطه مقابل نور، تاریکی است. من اگر بخواهم تبدیل به انسانی با صلح و آرامش بشوم؛ باید با آموزش به تزکیه و پالایش برسم؛ این کار با زمان، دوری از ضدارزش‌ها، نزدیک شدن به ارزش‌ها، آموزش صحیح تفکر، کسب تجربه و آگاهی انجام می‌گیرد.

بعد از این‌که انسان به کل هستی عشق می‌ورزد، می‌تواند همه موجودات را دوست داشته باشد. از جهان هستی درک دیگری دارد، ستون‌های تشکیل‌دهنده آن را می‌شناسد و به جایگاه عشق مخلوق به خالق می‌رسد. خدمت بلاعوض می‌کند؛ چون می‌داند حسابش با خود عشق است، نه موجودات. هرچه بیشتر خدمت کند، بیشتر دریافت می‌کند؛ پس از این مراحل، انسان به درجات بالایی می‌رسد و مانند خورشیدی می‌شود که نورش را به تمام زمین می‌تاباند، بدون این‌که سعی و تلاشی برای این تابیدن بکند؛ برای خورشید فرقی نمی‌کند که نور را به گل بتاباند یا خار، به همه موجودات عشق و انرژی می‌دهد.

اینجاست که عاشق و معشوق با هم ادغام می‌شوند. تا الآن انسان عاشق بوده، اینجا قدرت مطلق نیز عاشق انسان می‌شود و انسان‌های دیگر، چون نشانه‌های قدرت مطلق را در این انسان می‌بینند، عاشق او می‌شوند. در نهایت تشکر و قدردانی دارم از تمام خدمتگذاران کنگره‌۶۰ که با تلاش فراوان، خدمت عاشقانه دارند، شاد و پیروز باشید.

منبع: سی‌دی وادی چهاردهم
نویسنده و رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر رخساره نگهبان سایت
ارسال: همسفر آی‌سودا رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .