مرزبانی، مسئولیتی ارزشمند و فرصتی برای خدمت خالصانه است؛ جایگاهی که با عشق، تعهد، عدالت و نظم معنا پیدا میکند. مرزبانان با همدلی، احترام متقابل و احساس مسئولیت، همواره در مسیر حفظ آرامش، نظم و رشد نمایندگی گام برمیدارند. بیتردید، پیشرفت هر نمایندگی نتیجه تلاش جمعی اعضا و خدمت بیمنت مرزبانانی است که با تکیه بر آموزشهای کنگره ۶۰، مسئولیت خود را با صداقت و فروتنی انجام میدهند. خدمت در این جایگاه، فرصتی برای رشد و آموختن است و ثمره آن، ایجاد محیطی امن و آرام برای سفر اعضا خواهد بود. امید است با حفظ اتحاد، رعایت حرمتها و ادامه مسیر آموزش، بتوانیم در راستای اهداف کنگره۶۰ و خدمت به همسفران این راه، گامهای مؤثرتری برداریم. خدمت، زمانی ارزشمند است که با عشق، دانایی و مسئولیت همراه باشد.
همسفر زهرا و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۴ ماه و ۲۰ روز به روش DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی آقا سینا و خانم نجمه سفر کردند. هماکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۴ سال و ۵ ماه آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر زهرا در کنگره والیبال، تنیس روی میز و رشته ورزشی مسافرشان شنا است.
اگر بخواهید خدمت مرزبانی خود را فقط در یک جمله، با الهام از وادی پنجم، توصیف کنید، آن جمله چیست؟
امروز حس بسیار خوبی دارم. شاید یکی از دلایل آن این باشد که ما پنجمین دوره مرزبانی همسفران نمایندگی گنجعلیخان هستیم و این گفتوگو نیز با دستور جلسه وادی پنجم مصادف شده است. برای من این همزمانی فقط یک اتفاق ساده نیست. در کنگره آموختهام که هیچچیز در این جهان بیحکمت و اتفاقی نیست؛ حتی کنار هم قرار گرفتن اعداد نیز معنا و پیام خودش را دارد. وقتی به این هماهنگیها نگاه میکنم، بیش از پیش به این باور میرسم که همهچیز بر اساس یک نظم دقیق و از پیش طراحیشده در حال حرکت است. امروز، به واسطه خدمت در کنگره، احساس میکنم قطعهای دیگر از پازل زندگی من در جای درست خود قرار گرفته است و این تصویر زیبا را واضحتر از همیشه میبینم. این هماهنگیها به من یادآوری میکنند که اگر در مسیر درست حرکت کنیم، همهچیز در زمان مناسب و در جایگاه خودش قرار میگیرد؛ مسیری که خالی از نقص نیست؛ اما سرشار از حکمت، نظم و هدف است. مرزبانی، تجلی اندیشهای است که با گامهای استوار در مسیر مسئولیت، از تفکر به عمل میرسد و من را به مقصد میرساند. دانستنِ تنها، بدون اینکه دانستههای ما مورد استفاده عملی قرار بگیرند، هیچ ارزشی ندارند و باید تمامی افکار را در جهت سازندگی و آبادی یک مجموعه از قوه به فعل در آوریم. هر کاری که میخواهیم انجام دهیم، ابتدا راهحل آن را پیدا کنیم و بعد انجام دهیم. مهم این است که با تلاش در جهت صراط مستقیم حرکت کنیم.
اگر قرار باشد فقط یک جمله به مرزبان بعد از خودتان بگویید که عصاره تمام تجربه مرزبانی شما باشد، آن جمله چیست؟
هنگامی که عاشق باشید و در مقابل این جهان با عشق و با تمامِ تمامِ وجودتان خدمترسانی کنید قطعاً هیچ حرف دیگری باقی نمیماند و به قول آقای مهندس آنموقع است که انجامها انجام خواهند گرفت. تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت.
وادی پنجم میگوید در عمل سالم، عقل فرمانده است. در دوران مرزبانی، چه زمانی بیش از هر وقت دیگری مجبور شدید بین احساس و عقل، عقل را انتخاب کنید؟
در دوران مرزبانی، بیش از هر زمان دیگری زمانی مجبور شدم عقل را بر احساس ترجیح دهم که یک سفر دومی به هر دلیلی از کنگره فاصله میگرفت و برای بیان مشکلاتش به اتاق مرزبانی مراجعه میکرد. بهعنوان یک مرزبان، از نظر احساسی شاید دلم میخواست با او همدردی کنم؛ اما جایگاه مرزبانی ایجاب میکرد که بر اساس قوانین و با تکیه بر عقل تصمیم بگیرم، نه احساس. در چنین موقعیتهایی تلاش میکردم ضمن حفظ احترام و همدلی، از اجرای صحیح قوانین و اصول کنگره بهره ببرم؛ زیرا میدانستم همین تصمیمهای عقلانی در نهایت به نفع خود فرد و حفظ حرمت جایگاه مرزبانی است.
سختترین «نهای» که در دوران مرزبانی گفتید، چه بود و چه چیزی باعث شد روی آن بایستید؟
سختترین «نههایی» که در دوران مرزبانی میگفتم، نههایی بود که ریشه در قوانین کنگره۶۰ داشت، نه در نظر یا سلیقه شخصی من. یکی از این موارد زمانی بود که یک لژیون ظرفیتش تکمیل شده و بسته بود؛ اما تازهوارد به مرزبانی مراجعه میکرد و اصرار داشت که فقط در همان لژیون برود؛ چون احساس میکرد با آن لژیون ارتباط بهتری دارد. با وجود اینکه احساس او را درک میکردم، وظیفه من این بود که بر اساس قوانین عمل کنم و از او بخواهم از میان لژیونهایی که آمادگی پذیرش رهجو را داشتند، انتخاب کند. ایستادن روی این «نه» شاید برای لحظهای باعث نارضایتی فرد میشد؛ اما میدانستم اگر حتی یکبار قانون را به خاطر احساسات نادیده بگیرم، عدالت در حق دیگران رعایت نخواهد شد. کنگره۶۰ بر سه ضلع مثلث عدالت، معرفت و عمل سالم استوار است و مرزبان موظف است این اصول را در عمل حفظ کند. تجربه به من نشان داد که پایبندی به قانون، هرچند در ابتدا سخت به نظر برسد، در نهایت به حفظ نظم، عدالت و آرامش مجموعه کمک میکند.
کلام پایانی...
خدمت در کنگره۶۰، بهویژه در جایگاه مرزبانی، تجربهای ارزشمند است که ریشههای وجود انسان را محکمتر میکند. این جایگاه به انسان میآموزد که در شرایط مختلف با صبر و تعهد بایستد، تصمیمهای درست بگیرد و مسئولیتپذیر باشد. مرزبانی به من آموخت آدمها را، نفس کشیدنها را، راه رفتنها را، نگاهها را و حتی جهان و دوردستها را جور دیگر ببینم؛ آموخت با دقت بیشتری حسها را دریافت کنم و با نگاهی عمیقتر به زندگی بنگرم. امیدوارم توانسته باشم در این مسئولیت، امانتدار خوبی برای قوانین و حرمتهای کنگره باشم و از همه عزیزانی که در این مسیر همراه من بودند، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم همه ما توفیق داشته باشیم که در هر جایگاهی که خدمت میکنیم، با حفظ حرمتها، عشق، عدالت و عمل سالم و همچنین با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیکِ خودمان پیامرسان رهایی در کنگره۶۰ باشیم. از شما خدمتگزاران عزیز که در این مسیر همیشه همراه بودید، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از خانم نجمه عزیز و خانم محدثه عزیز سپاسگزارم که اجازه داشتم در این دوره خدمت در کنارشان باشم. حضور در کنار این عزیزان برای من سرشار از آموزش، تجربه و رشد بود و کمک کرد بیش از گذشته با خودِ خودِ زهرا آشنا شوم.
همسفر محدثه و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. مدت ۱۱ ماه و چند روز به روش DST و داروی درمان شربت OT با راهنمایی آقا حمزه و خانم نجمه سفر کردند. هماکنون با دستان پر توان آقای مهندس ۲ سال و ۳ ماه آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر محدثه در کنگره بسکتبال و رشته ورزشی مسافرشان دارت میباشد.
اگر بخواهید خدمت مرزبانی خود را فقط در یک جمله، با الهام از وادی پنجم توصیف کنید، آن جمله چیست؟
وادی پنجم به من میگوید: «در جهان ما، تفکر، تنها قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.» خیلی از عزیزان خدمت مرزبانی را دوست دارند و به آن فکر میکنند؛ اما گاهی اوقات ترس از مسئولیت، افکار منفی و بازدارنده، مانع از این میشود که دستشان را برای این خدمت بالا ببرند. من اگر با توجه به چهار وادی قبل، ذهن خودم را آماده کنم و با افکار و اندیشههای مثبت و سالم در این مسیر قرار بگیرم و بدانم که تنها فکر کردن کافی نیست، بلکه باید در جهت افکارم حرکت کنم، مطمئناً از پس این مسئولیت برخواهم آمد. اگر بخواهم با الهام از وادی پنجم و تنها در یک جمله، خدمت مرزبانی را توصیف کنم، میگویم: مرزبانی، تجلی وادی پنجم است؛ جایی که آموزشها از مرحله تفکر عبور میکنند و در قالب خدمت، نظم، مسئولیتپذیری و عمل سالم، به ثمر مینشینند.
اگر قرار باشد فقط یک جمله به مرزبان بعد از خودتان بگویید که عصاره تمام تجربه مرزبانی شما باشد، آن جمله چیست؟
از نظر من، هر خدمتی که به من داده میشود، در وهله اول نشان میدهد توانایی و ظرفیت انجام آن خدمت در من ایجاد شده و در مسیر زندگی من قرار گرفته است. خدمت مرزبانی برای من سراسر آموزش و تجربه بود. در این مدت، تمام سعی خودم را کردم که با احترام و محبت با افراد رفتار کنم، آدم امنی باشم و اگر مشکلی پیش آمد، با صبوری آن را حل کنم. اگر جایی برخوردی هم داشتم، به علت حفظ حرمت و رعایت قوانین کنگره بوده است. از نظر من، تمامی انسانها، با هرگونه تفکر، اعتقاد و موقعیتی، قابل احترام هستند؛ ولی در ارتباط با افراد باید مراتب تعادل را رعایت کرد؛ نه خیلی با محبت و مهربانی رفتار کنم و نه خیلی خشک و جدی که به فرموده آقای مهندس، این یک هنر است که افراد باید آن را یاد بگیرند. اگر بخواهم تنها در یک جمله، تمام تجربههای خودم را بگویم: مرزبانی را با عشق، مسئولیتپذیری و فروتنی انجام بده و همیشه حرمت را بر احساساتت مقدم بدان؛ چون مرزبان، نگهبان آرامش شعبه است.
وادی پنجم میگوید: «در عمل سالم، عقل فرمانده است.» در دوران مرزبانی، چه زمانی بیش از هر وقت دیگری مجبور شدید بین احساس و عقل، عقل را انتخاب کنید؟
برای من، دوره مرزبانی، تماماً تجربه، چالش و کشمکش بین عقل و احساس بود و همین امر باعث شد خودم و اطرافیانم را بیشتر بشناسم. به فرموده دکتر امین، تاریکیها و سایههای درونی خودم را ببینم و با آنها مواجه شوم؛ نه انکارشان کنم و نه با آنها همراه شوم، بلکه آنها را بپذیرم و سعی کنم کم کم خودم را اصلاح کنم. سعی کردم یک اشتباه را چندین بار تکرار نکنم و واقعاً دوره مرزبانی برای من، یک دوره خودشناسی بود. وادی چهاردهم به من میگوید که تنها پیوند محبت، ما را به یکدیگر نزدیک نگه خواهد داشت و فقط با محبت کردن، امن بودن، حفظ حرمتها و رعایت قوانین است که چند صد نفر انسان، با عقاید و فرهنگهای مختلف، میتوانند زیر یک سقف سفر کنند، درمان شوند و آسیب نبینند. از نظر من، اگر قبل از انجام هر خدمتی، هدف خودم را مشخص کنم که برای چه خدمت میکنم، راه خیلی هموارتر خواهد شد. اگر هدف من، همسو با اهداف آقای مهندس و پیشبرد اهداف کنگره باشد، تمامی سختیها آسان میشود و اگر سعی کنم چیزی را شخصی نکنم، میتوانم با قدرت بیشتری ادامه بدهم، عمل سالم و عدالت را تا حد امکان اجرا کنم و عاقلانه تصمیم بگیرم.
سختترین «نهای» که در دوران مرزبانی گفتید، چه بود و چه چیزی باعث شد روی آن بایستید؟
در دوران مرزبانی، در بیشتر موارد، تصمیمگیرنده ایجنت محترم است و مرزبانان نقش اجرایی را بر عهده دارند. من، به شخصه، سعی کردم بدون هماهنگی و اطلاع ایجنت محترم، کاری را انجام ندهم. من بیشترین «نه»ها را به خودم گفتم؛ چون مرزبانی برای دیده شدن نیست، برای ساخته شدن است. در طول دوره خدمت، امتحانات زیادی را باید پشت سر بگذاری. یکی از این امتحانات، کنترل نفس و احساسات است. اگر من در دنیای درونی خودم، به خواستههای نفسانیام «نه» بگویم و تابع قانون باشم، در دنیای بیرون هم میتوانم قانونمند حرکت کنم. سختترین «نه»ای که گفتم، زمانی بود که برای حفظ حرمتها، رعایت قوانین و ایجاد تعادل، مجبور شدم برخلاف احساساتم، درخواست همسفری را نپذیرم. شاید در آن لحظه، ناراحتی ایجاد شد؛ ولی مرزبانی، امانتدار قانون است، نه احساسات شخصی.
کلام پایانی...
در پایان، از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه سپاسگزارم که علاوه بر درمان مسافرم، به من نیز فرصت دادند تا در این مسیر خدمت کنم، آموزش بگیرم و رشد کنم. از راهنمای مسافرم، آقا حمزه، بینهایت تشکر میکنم؛ چرا که آرامش امروز زندگی خود را مدیون آموزشها، محبتها و راهنماییهای ایشان هستم. از راهنمای بزرگوارم، خانم نجمه عزیز، نیز صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از ایجنت محترم شعبه تشکر میکنم؛ اگر امروز در شعبه آرامش، نظم، ترتیب و قانونمندی دیده میشود، بیشک بخش بزرگی از آن حاصل مدیریت، تدبیر و راهنماییهای ارزشمند ایشان است. از مرزبان عزیز، خانم زهرا، نیز بسیار سپاسگزارم؛ زیرا در طول این دوره از حضور و همراهی ایشان آموزشهای ارزشمند بسیاری آموختم. در پایان، از مسافر عزیزم با تمام وجود تشکر میکنم که همواره حامی من بودند و این فرصت را برایم فراهم کردند تا بتوانم در کنگره حضور داشته باشم و خدمت کنم و در آخر، به شما و تمامی خدمتگزاران سایت خدا قوت میگویم و از زحمات ارزشمند شما صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری میکنم.

تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
581