English Version
This Site Is Available In English

باید کار را به دست نفس بدهیم تا نفس کار دست ما ندهد

باید کار را به دست نفس بدهیم تا نفس کار دست ما ندهد

مصاحبه‌ای با راهنما همسفر آزاده (راهنمای تغذیه سالم) برای آشنایی بیشتر و استفاده از تجربیات و دیدگاه های ارزشمند ایشان انجام داده‌ایم که در ادامه به آن می‌پردازیم.

راهنما همسفر آزاده به همراه مسافر خود با ۱۳ سال تخریب و مصرف آنتی ایکس تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه و ۱۳ روز با متد DST و داروی تریاک OT به راهنمایی مسافر مجتبی دهقانی و راهنمای همسفر خانم آنی سفر کردند. در حال حاضر مدت ۱۵ سال است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر فوتبال و رشته ورزشی همسفر تیر و کمان و بدمینتون در کنگره۶۰ می‌باشد؛ همچنین راهنما همسفر آزاده در جایگاه های خدمتی دو دوره مرزبانی، دو دوره راهنمایی، دو دوره دبیری کنار آقای مهندس، اسیستانت  و ایجنت و مسافرشان در جایگاه‌ها مرزبانی نمایندگی و راهنمایی خدمت کرده‌اند.

چه زمان و چگونه با کنگره۶۰ آشنا شدید؟
سال ۱۳۸۶ با شعبه سمنان آشنا شدم، در آن زمان فقط من و خانم همتی (ایشان هنوز راهنما نشده بودند) با هم شروع کردیم. شرایط زندگی ما به جایی رسیده بود که درخواست طلاق داده بودیم. وقتی از دادگستری برمی‌گشتیم، چشمم به یک تراکت کوچک روی دیوار افتاد که روی آن نوشته بود: «درمان رایگان اعتیاد» به مسافرم گفتم: «ما که این همه هزینه کرده‌ایم، اینجا را هم امتحان کنیم.» امروز که به آن روز فکر می‌کنم، مطمئنم خواست خدا بود که مسیر زندگیمان به کنگره ختم شد.

آیا مسافر شما هم‌زمان با شما وارد کنگره شدند؟
خیر، من سال ۱۳۸۶ وارد کنگره شدم؛ اما مسافرم چهار سال بعد وارد این مسیر شدند؛ در این چهار سال، به تنهایی از سمنان به تهران برای حضور در لژیون خانم آنی و آقای مهندس در رفت‌وآمد بودم و حتی یک جلسه هم غیبت نداشتم، شب‌ها حدود ساعت دوازده به خانه می‌رسیدم؛ اما هیچ‌وقت ناامید یا دلسرد نشدم.

لطفاً قدری از شرایط کنگره در ابتدای تأسیس برایمان بگویید.
آن زمان شرایط مثل امروز نبود؛ سختی‌ها بیشتر بود و من بدون راهنما، کتاب‌های ۶۰ درجه زیر صفر و جهان‌بینی را مطالعه می‌کردم، در امتحان هر دو کتاب نمره ۲۰ گرفتم و آقای مهندس، با این‌که مسافر من نبودند، اجازه تشکیل لژیون را به من دادند و این اعتماد برای من بسیار ارزشمند بود.

برداشت شما از جهان‌بینی چیست؟
به نظر من اگر جهان‌بینی نباشد، زندگی کردن بسیار سخت می‌شود. شاید انسان فقط روزها را بگذراند؛ اما بدون جهان‌بینی، زندگی مفهوم واقعی خودش را ندارد.

مهم‌ترین درسی که از کنگره یاد گرفتید چه بود؟
یکی از مهم‌ترین چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم این بود که انسان موجودی بسیار پیچیده است و هرچه بیشتر آموزش می‌بیند، بیشتر متوجه می‌شود که هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن دارد. یاد گرفتم به جای تمرکز روی دیگران، روی خودم کار کنم و همیشه دوربین را روی خودم نگه دارم؛ همچنین یاد گرفتم که باید نفس را تربیت کنیم؛ یعنی کار را به دست نفس بدهیم تا نفس کار به دست ما نداده، یعنی این که نگذاریم نفس، اختیار ما را در دست بگیرد. درس مهم دیگر برای من، لذت بردن از زندگی است. در سفر جونز همیشه به بچه‌ها می‌گویم: از مسیر لذت ببرید؛ چون لذت بردن یعنی زندگی کردن. حتی غذا خوردن، ورزش کردن و کارهای ساده روزمره اگر با لذت همراه باشد، سطح دوپامین و انرژی بدن را بالا می‌برد. وقتی جسم سالم باشد، عقل بهتر تصمیم می‌گیرد و نفس هم آرام‌تر و فرمان‌بردارتر می‌شود.

تعریف شما از عدالت چیست؟
برداشت من از عدالت، چیزی است که در کنگره آن را تجربه کرده‌ام. امروز باور دارم هر جایگاهی که انسان در آن قرار می‌گیرد، عین عدالت است. شاید لازم باشد منِ آزاده از شهری به شهر دیگر بروم تا یکی از گره‌های زندگیم باز شود، گاهی حتی بودن در کنار افراد خاص یا تغییر لژیون باعث می‌شود گره‌ای که سال‌ها باز نشده، باز شود. برای خود من، یکی از گره‌های مهم زندگی بعد از حدود ۲۰ سال حضور در کنگره، فقط چند ماه پیش باز شد، این یک گره پنهان بود که سال‌ها در لایه‌های زیرین وجودم مخفی مانده بود. سال‌ها فکر می‌کردم مقصر مسافرم است؛ اما امروز می‌دانم که مسئول آن موضوع خودم بوده‌ام.

لطفاً در مورد تجربیاتتان از سفر جونز برایمان صحبت کنید.
سال ۱۴۰۰ با ۲۲ کیلوگرم اضافه‌وزن، با راهنمایی آقای مهندس سفر جونز را آغاز کردم و طی ۱۰ ماه، ۲۲ کیلوگرم وزن کم کردم؛ اما مهم‌ترین دستاورد این سفر، کاهش وزن نبود؛ سفر جونز باعث شد خودم را بهتر بشناسم و بیشتر روی نفسم کار کنم.

کدام جایگاه خدمتی حس و حال شما را بهتر کرد؟
همه جایگاه‌های خدمتی برای من ارزشمند بوده‌اند؛ اما جایگاه راهنمایی تأثیر متفاوتی بر من گذاشت. سال‌های ۸۶ تا ۸۸، زمانی که در این جایگاه خدمت می‌کردم، احساس می‌کنم یک انقلاب بزرگ در درونم شکل گرفت. راهنما بودن باعث شد بیشتر روی خودم کار کنم، مسئولیت‌پذیرتر شوم و رشد واقعی را تجربه کنم.

از این‌که وقت گرانبهای خودتان را در اختیار من و اعضاء کنگره۶۰ شعبه تخت‌جمشید گذاشتید سپاسگزاریم.

مسئول مصاحبه: همسفر شهین رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون‌هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .