جلسه پنجم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آبیک به استادی همسفر آمنه ، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر الناز با دستور جلسه «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 29 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که اجازه خدمت کردن در این جایگاه به من داده شد و بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. از نگهبان، دبیر، ایجنت و مرزبانان محترم تشکر میکنم که اجازه خدمت کردن در این جایگاه را به من دادند و از همهی شما عزیزان که در این جلسه حضور پیدا کردید تشکر ویژه دارم. دستور جلسه این هفته وادی پنجم است؛ «در جهان ما تفکر قدرت حل مطلق نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماییم.»
وادی پنجم یک پکیج کامل هست. ما قبل از وادی پنجم چهار وادی داشتیم و این چهار وادی به ما هرکدام یکراهی را نشان میدادند تا برسیم به وادی پنجم؛ در وادی اول باید تفکر میکردیم؛ دومین وادی به من میگفت: که جهت بیهودگی قدم به این حیات نگذاشتهای و باید کاری انجام بدهی و سومین وادی تأکید میکرد که هیچکسی غیر از خودت، نمیتواند به تو کمک کند و چهارمین وادی میگوید بار مسئولیت خودمان را باید خودمان به دوش بکشیم و به گردن خداوند نیندازیم و اما وادی پنجم که رسیدیم که با قاطعیت تمام به من میگوید حرکت کن و ننشین؛ بهجای اینکه فقط فکر کنی بلند شو و حرکت کن. ماقبل کنگره شاید روزها فکر کردیم به کجا رسیدیم خود من همینطور بودم شاید تا ظهر مینشستیم و فکر میکردم که چهکاری انجام دهم و به شب میرسیدم و فردا دوباره همینطور؛ زمانی که من وارد کنگره شدم و برای اولین بار که استادم به من گفتند: این وادی را بخوان؛ شاید اول من متوجه نشدم، وقتی بهمرورزمان چندین بار خواندم متوجه شدم که چقدر این وادی قشنگ است.
این وادی به من میگوید فکرهای بیهوده نکن، فکرهایت را از قوه به فعل دربیاور. ما یک جهانی داریم، جهانی که در آن زندگی میکنیم، جهان خواب و جهان ذهنی؛ این جهان واقعاً سرنوشتساز است برای جهان دیگر. درست است که جهان خواب هم خیلی چیزها را برای ما نشان میدهد، شاید خیلی وقتها ما چیزهایی در خواب دیدیم که وقتی بیدار میشویم میگوییم من این را درجایی دیدم؛ ولی وقتی درست فکر میکنیم متوجه میشویم که در جهان خواب بوده است.
آقای مهندس در این وادی به من میگوید: که آیا فکر کردهای که میخواهی حرکت کنی! خود آقای مهندس نشستند و فکر کردند و سه مسئله مهم و معضل بزرگ که در جهان از درمان آن عاجز هستند را حل نمودند که اولین آن مسئلهی اعتیاد بود و بعدازآن درمان چاقی و بعدازآن درمان سرطان است که درمان آن در ایران توسط جناب آقای مهندس حسین دژاکام پیداشده است. ما دیگر درگیر مسئله اعتیاد نیستیم چون ازنظر کنگره ۶۰ حلشده است. آلان آقای مهندس روی درمان چاقی کار میکند که بعدازآن انشالله نوبت درمان سرطانها است. ما وارد دانشگاهی شدهایم که پله به پله به ترقی نزدیک میشویم. این وادی خیلی قشنگ است، در آن به من ۷ کلید میدهد و هرکدام از این راهها و کلیدهایی که در اختیار ما قرار داده است و میتوانیم راجع به آن ساعتها صحبت کنیم.
یکی از آن کلیدها این است که به من میگوید: از ضد ارزشها دوریکن قبل از ورود به کنگره، برای ضد ارزشهایمان لباس تقوا میپوشاندیم و راحت آن ضد ارزشی را انجام میدادیم؛ ولی اینجا یاد گرفتم که باید از ضد ارزشها دوریکنم و به سمت ارزشها حرکت کنم و بعدازآن به من میگوید خودداری کن؛ درواقع میگوید چهکارهایی هست که نباید انجام دهم.
سومین پله میگوید: صبر داشته باش. من قبلاً خود را صبور میدانستم و خود را صبور نشان میدادم؛ ولی در اصل صبر را تحمل میکردم. من و مسافرم وقتی یاد گرفتیم که باید صبر داشته باشیم، آن موقع بود که میوه صبر را چیدیم که میوهاش همان رهایی مسافرمان بود، رهایی از بند همین ضد ارزشها بود؛ آن موقع متوجه شدم که میوهاش خیلی قشنگ و شیرین است و امیدوارم که بتوانیم به رضا، تسلیم و قناعت هم نزدیک شویم و به نقطه شو شود برسیم، انشالله در آن مسیر الهی که خداوند میفرماید باشیم.
اهدا لوح تقدیر به مسئول امتحانات دوره قبل راهنما همسفر نرگس و معارفه مسئول دوره جدید انجام شد.
.jpg)

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا - مسافر بختیار
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر محبوبه
عکاس: راهنمای تازهواردین همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
260