جلسه نهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی تربت حیدریه به استادی مرزبان همسفر لیلی، نگهبانی راهنما همسفر نفیسه و دبیری راهنما همسفر زهره با دستور جلسه « وادی پنجم و تاثیر آن بر من » روز یکشنبه 28 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وادی پنجم می گوید: درجهان ماتفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن ورسیدن آن را کامل مینماید.
درتیتر وادی کلمه در جهان ما گفته شده، جهان ما همان جهان فیزیکی است، که داخل آن زندگی و رشد میکنیم، بزرگ می شویم و میمیریم وبه جهان دیگرسفرمیکنیم.
درجهان فیزیکی که ما هستیم ماده ومادیات است، به این ماده ومادیات نیاز داریم، اگرمادیات یا ماده نباشند، ما نمی توانیم زندگی کنیم. مثلا: نانی که میخریم، ارزان ترین است، اگر ۳هزارتومان پول نان نداشته باشم که بخرم وبخورم دچتر مشکل می شوم ، این همان مادیات وماده است که در موردش حرف میزنیم .
کنگره۶۰ هم به این مادیات احتیاج دارد و اصل کنگره ۶۰ هم در همین مادیات است، اگر این مادیات نباشد، لژیون سردارشکل نمیگیرد، قلب تپنده کنگره۶۰ همین لژیون سردار است.
ما در کنگره۶۰ محبت رایاد گرفتیم، محبت مثل باران رحمت است، اگر کم ببارد، خشکسالی اتفاق میافتد، اگه زیاد ببارد، سیلاب رخ می دهد.
مادیات درکنگره۶۰ و لژیون سردار مثل همان باران محبت است و باران اگر زیاد باشد ممکن است سیلاب شود و اگر نباشد، خشکسالی در کنگره۶۰ اتفاق میافتد. محبت و مادیات و حمایت های مالی اگر در کنگره نباشد، ممکن است، خشکسالی اتفاق بیافتد.
در وادی پنجم از قناعت و پس انداز صحبت شده، من قبل ازاین که وارد کنگره60 شوم پس انداز را یاد داشتم و انجام میدادم.
اگرمقداری پول داشتم، بیشتر آن را خرج میکردم، و مقدار کمی از آن را پس انداز میکردم، چون پس انداز کردن در حد این بود که بعدا درصورت لزوم و شرایط نیاز از آن پس انداز استفاده کنم.
ولی وقتی وارد کنگره شدم با آموزش های کنگره آشنا شدم، به آن دانایی که راهنمایم آموزش دادند، رسیدم، فهمیدم که پس انداز کردن و قناعت کردن خیلی بهتراست، من یاد گرفتم پس انداز کردن و قناعت کردن را طور دیگری اجرا کنم، اگر خواسته ای داشتم ، مثلا در بازار هوا گرم است، حالا یک بستنی بخورم تا خنک شوم، اینجا قناعت می کنم ممکن است نخریدن آن حال من را بد کند، چون از خواسته ام چشم پوشی کردم، ولی در کنار ان پس انداز کردن من باعث می شود بعدا بتوانم در لژیون سردار، شرکت کنم. من از خواسته ی معقولم گذشتم تا عضوی از لژیون سردار باشم.
حالا افرادی هستند می گویند، ما شغلی نداریم وخانم خانه هستیم، دستمان وصل به جیب مسافرمان است، پس انداز کردن را یاد نداریم که لژیون سردار شرکت کنیم، مبلغی نداریم که پول لژیون سردار را بدهیم، به مسافرمان می گوییم، مسافرمان می گوید، چه کاربدی کردی که لژیون سردار شرکت کردی.
در اینجا، وقتی درکنگره60 به علم و آگاهی و آموزش رسیدیم، می دانیم که یک سال ۳۶۵ روزاست، اگر ۶میلیون تومان را به ۳۶۵روز تقسیم کنیم، روزی ۱۷هزار تومان می شود، یعنی روزی ۱۷هزار تومان پس انداز کردن و با قناعتی که یاد گرفتیم درسال ۶میلیون تومان هم فراترمیشود ومیتوانیم عضوی ازلژیون سردارباشیم.
بعضی موقع ها شده افرادی هستند که میگویند، ما تعهدمان را پرداخت کردیم، نفهمیدیم ازکجا آمد، این نفهمیدن همانی است که قناعت کردن رایاد گرفتیم، فهمیدیم چه طوری پس انداز کنیم.
با آن آموزش و دانایی هایی که به من یاد داده شده، توانستم دانایی خودم رابه دانایی موثر تبدیل کنم، قناعت و پس انداز کنم و در لژیون سردارشرکت کنم، خدا را شکر گلریزان امسال با همان پس انداز، ۳ تا سرداری را پرداخت کردم، یکی در شعبه کاشمربرای پدرعزیزم که به رحمت ایزدی رفته اند، و ۲ تا هم در شعبه تربت یکی برای پدر شوهر مرحومم ویکی برای دختر بزرگم، چهارمی هم برای دختر کوچکم که ۴میلیون آن مانده، ان شاءالله آن راهم پرداخت میکنم.
وادی پنجم به من یاد داد که از ضد ارزشها دوری کنم، قناعت کردن وپس انداز کردن را به من آموخت، وبا توکل و رضای به خداوند، آن دانایی که آموزش گرفتم، به دانایی موثر تبدیل کنم، وخیلی راحت عضوی از لژیون سردار هستم، خواستن، توانستن است، اگر من بخواهم، می توانم به آن حال خوب وخوش برسم.
امیدوارم که اعضا لژیون سردار هر روز بیشترو بیشتر شوند و لژیون سردار تربت حیدریه بزرگتر شود، این مادیات است، که می تواند نمایندگی را شکل بدهد و بزرگش نماید.
خیلی ممنون و سپاسگزارم که به حرف های من گوش کردید.

عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون دوم)
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر طاهره ( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
81