سومین جلسه از دور سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی فیروزآباد با استادی راهنمای تازه واردین همسفرمژگان، نگهبانی همسفرثریا و دبیری همسفرثریا با دستورجلسه «وادی پنجم(درجهان ماتفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن ورسیدن آن را کامل می نماید.) و تأثیر آن بر روی من» روز دوشنبه 29 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم. از خانم ثریای عزیز نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا از شما دوستان عزیز آموزش بگیرم. از ایجنت محترم خانم فاطمه عزیز سپاسگزارم.
دستور جلسه این هفته وادی پنجم و تأثیر آن روی من است. در وادی پنجم میگوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن رسیدن آن را کامل مینماید. به طور کلی از وادی اول تا وادی چهارم ما روی تفکر کار کردیم. وادی اول میگوید: تمام ساختارها با تفکر به وجود میآید، وادی دوم میگوید: هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته. وادی سوم میگوید؛ باید بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خودمان به خودمان فکر نمیکند، وادی چهارم میگوید: مسئولیتها را خودمان بپذیریم و گردن خداوند و دیگران نیندازیم. حالا میگوید: این همه تفکرات که درچهار وادی اول یاد گرفتیم، اگرعملیاتی نشود، هیچ فایده و ارزشی ندارد. تفکر باید عملی و عملیاتی بشود، وقتی کلی اطلاعات و معلومات داشته باشیم؛ ولی استفاده نکنیم هیچ فایدهای ندارد. حالا شما این همه اطلاعات معلومات داری میتوانی به آنها عمل کنی؟ بودن، زمانی ارزش دارد که در زندگی به کارش ببریم و از آن استفاده کنیم.
وادی پنجم این را مطرح میکند که ما انسان هایی که اینجا نشسته ایم در سه جهان زندگی میکنیم. جهان اول، در جهانی که الان زندگی میکنیم و بیداریم. جهان دوم، جهان خواب است، وقتی میخوابیم در یک بعد دیگر هستیم، همه خواب ها هم میبینیم. جهان سوم جهان ذهنی ما است، جهان فوق العاده پیچیده و علمی است و جهان خیلی بزرگی می باشد. یعنی این چهار تا وادی در جهان ذهنی بودهایم.
حالا وادی پنجم چنین میگوید: از جهان ذهنی، قدم به جهان عملی یا عملیاتی برداریم، یعنی ما این هایی را که یاد گرفتهایم، عملیاتی کنیم و در زندگی خود به کار ببریم. اگر دانشی که یاد گرفته ایم به کارش نبریم، هیچ فایده ای ندارد. انسان جهان ذهنی خیلی قوی دارد؛ یعنی فقط توی ذهنشان هرچی بگویند موجود است. مثلاً من الان بگویم زرافه شما همه زرافه را در ذهن خود ترسیم میکنید. یا الان بگویم کنار دریا نشستهایم، یا در جنگل هستیم. همه این تصورات را در ذهن خود میآورید.
پس ما در این وادی یاد گرفتیم که ساختار های ذهنی و تفکرات مان را به اجرا درآوریم. و برای به عملیاتی درآوردن یک شرایطی را باید فراهم کنیم، از حالات اضطراب بیرون بیاییم. از ترس، عدم اعتماد به نفس و نا امیدی خارج بشویم تا به آرامش برسیم و برای اینکه به آرامش برسیم؛ باید خودمان را پاکسازی کنیم. حالا برای پاکسازی یا اصلاح اخلاق و رفتار و کردارمان؛ باید سه اصل پندار سالم؛ یعنی افکار و اندیشه سالم، گفتار سالم؛ یعنی کلام مان سالم باشد و کردار سالم، وقتی این سه مؤلفه را سالم و درست باشد، به طرف عمل سالم و صلحآمیز میرویم؛ باید این را بدانیم در صورتی که دانسته های ما مورد استفاده قرار نگیرد هیچ ارزشی ندارد.
برای به تعادل رسیدن انسان بی تعادل و کاملاً به هم ریخته به انسانی با تعادل فقط یک راه وجود دارد، آن هم تزکیه و پالایش است. یعنی دوری از ضد ارزشها و رفتن به طرف ارزش ها؛ باید پله هایی را طی کنیم.
۱- برگشت از ضد ارزشها؛ باید از کار های ضد ارزشی دوری کنیم، همان توبه است؛ توبه یعنی بازگشت، از کارهای بد برگردیم، از تاریکی به روشنایی رفتن. برگشت هم یک مرتبه امکان ندارد؛ باید ذره ذره خارج بشویم.
۲- خودداری، گاهی اوقات برای انجام کاری و هر چیزی فکر کنیم به عواقب آن فکر کنیم؛ اگر به نتیجه نرسیدیم آن کار را رها کنیم.
۳- قناعت، همه ما از دامن طبیعت به وجود آمدهایم. طبیعت حکم مادر ما را دارد؛ باید یاد بگیریم که از ساده ترین چیزها کم ترین امکانات و بهترینها را به وجود آوریم؛ باید قناعت کردن را یاد بگیریم و در زندگی مان، به بچه های مان یاد بدهیم؛ نباید همه چیز را در اختیار آنها بگذاریم، به آنها یاد بدهیم که روی پای خودشان بایستندو قناعت کردن را یاد بگیرند.
۴- یکی دیگر از مسائل صبر است، صبر یعنی پشت سرگذاشتن یا طی کردن زمان، یا تحمل زمان و تلاش و کوشش. صبر خیلی سخت است؛ باید تکرار و تمرین شود. یکی از مؤلفه مهم زندگی همین صبر است، ما باید بدانیم که در همه کارها باید صبر، تلاش و تحمل کنیم. همیشه همه چیز بر وقف مراد ما نیست. زندگی پستی و بلندی و سختی دارد؛ باید صبور باشیم تا مشکلات مان حل بشود.
۵- مسئله دیگر تجسس، قضاوت و غیبت است؛ نباید در کارهای دیگران تجسس و دخالت کنیم، مثلاً فلانی چی خریده، چیکار کرده، کجا رفته، کجا نرفته، به ما چه. تجسس یعنی فضولی و جاسوسی؛ پس وقتی فضولی باشد، یک سری اطلاعات غلط و نادرست باعث قضاوت کردن میشود؛ یعنی حکم صادر میکنیم و برای اینکه قضاوت کنیم، پشت سر هم غیبت میکنیم و حرف میزنیم. غیبت کردن، مثل این میماند که گوشت مرده برادرخودمان را بخوریم.
۶- مسئله دیگر پس انداز است. همه مردم تصور میکنند، پس انداز کردن برای کسانی است که پول دارند. همه فکر میکنند که باید پول زیادی داشته باشند، تا پس انداز بکنند. کسی که پولدار است که نیاز به پسانداز ندارد. پس انداز برای آنانی است که فقیر هستند.
۷-توکل، رضا و تسلیم. میگوید: ما زحمت خودمان را بکشیم، تلاش کنیم و به خداوند توکل کنیم و با قلب، زبان و به آنچه برای ما تقدیر است رضایت داشته باشیم، بر آن تسلیم باشیم. تسلیم خیلی سخت و دشوار است؛ ولی وقتی که وارد این مرحله بشویم هیچ سخت نیست.

مرربان کشیک: مسافرمعین و همسفرمژگان
تایپ و ویرایش: همسفرخدیجه رهجوی راهنما همسفرفاطمه(لژیون اول)
عکس: همسفرسمیه رهجوی راهنما همسفرفاطمه (لژیون اول)
ارسال: راهنما همسفرسهیلا نگهبان سایت (لژیون دوم)
همسفران و نمایندگی فیروزآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
883