جلسه دوم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی همسفر مهری، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفكر، قدرت مطلق حل نيست؛ بلکه توأم با رفتن و رسيدن آن را كامل مینمايد.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم بابت حضورم در جمع شما دوستان از نگهبان، دبیر و لژیون مرزبانی و راهنمای خوب خودم همسفر محبوبه تشکر میکنم که اجازه این خدمت را به من دادند. وادی پنجم و تأثیر آن روی من این است که تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. وادیهای اول تا چهارم به من نشان داد که ناراحتیها و مشکلاتم از تفکر نادرست بوده و خود مسئول مشکلات به وجود آمده هستم. این تفکر درست است که من را به راه درست میرساند. برای تفکر درست، بایستی از جهان ذهن خود عبور کنم.
ابتدا باید بتوانم از ضد ارزشها دوری کنم، کارهایی را که نمیدانم درست است یا غلط انجام ندهم. مسلماً من هم به عنوان یک همسفر با جهان ذهنی تحقیر شده وارد کنگره شدهام؛ ولی اگر بخواهم با خود صادق باشم، میفهمم که زندگی با یک مصرفکننده سخت است. او از روی بیماری و ناآگاهی این ضربهها را به من زده؛ اما من نیز از آگاهی، عمداً و از روی لجاجت به خود و خانوادهام ضربه زدهام؛ به همین دلیل فقط بلد بودن و تفکر کردن کافی نیست. تفکر زمانی به نتیجه میرسد که آن را به عمل تبدیل کنم، آن موقع است که بذر، درون من کاشته میشود؛ وقتی توانستم پندارم را به گفتار خوب و گفتارم را به کردار نیک تبدیل نمایم از قضاوت، غیبت و تجسس دوری کنم، خودداری را یاد بگیرم و صبر و توکل را بیاموزم به آرامش میرسم.
البته این حرکت کردن تا رسیدن به آرامش در طول زمان اتفاق میافتد. مشکلات همیشه هستند؛ چون لازمه زندگی هستند؛ ولی پذیرش مشکلات را باید یاد بگیرم. در حل مشکلات هم باید از خود بگذرم؛ چون تا از خود نگذرم نمیتوانم به خود برسم. من باید تمام تلاشم را برای حل مشکلات و رسیدن به هدفم انجام دهم؛ ولی اگر نشد آن موقع است که باید تسلیم شوم و همه چیز را به خداوند بسپارم که البته تسلیم مرحله سختی هست.
آقای مهندس میفرمایند: وقتی که وارد مرحله تسلیم شویم، آن موقع است که برای آموزش و پذیرش آماده میشویم و مسیر برایمان باز میشود که تغییر آغاز خواهد شد؛ اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، من فقط به خاطر لاغر شدن به کنگره آمدم؛ حتی راهنما همسفر محبوبه را هم به خاطر لژیون جونز به عنوان راهنما انتخاب کردم. خیلی غرور داشتم و با این غرور که همه چیز را میدانم و به این آموزشها احتیاجی ندارم وارد کنگره شدم.
دقیقاً از هفته دوم یا سوم مشکلات من شروع شد. از همه طرف چه از نظر مالی و چه افراد مختلف، این وضعیت ۵ یا ۶ ماه طول کشید؛ یعنی این چند ماه با گریه میآمدم و با گریه هم میرفتم. خیلی حالم بد بود و از همه طرف نیروهای منفی به من حمله کرده بودند. حالا مشکلات از یک طرف و فهمیدن این همه ضد ارزش که درونم بود و خود را قبول داشتم، از طرف دیگر خیلی آزارم میداد. فقط ادامه میدادم تا اینکه بعد از آن چند ماه، با راهنماییهای همسفر محبوبه و آموزشهای کنگره قبول کردم که مشکلات را خود به وجود آوردهام، باید درستشان میکردم و تسلیم شدم. از زمانی که پذیرفتم، گرههای درونی من یکییکی باز شد. مشکلات هنوز هم هستند؛ ولی من دیگر آن آدم به هم ریخته گذشته نیستم. امیدوارم که بتوانم راه درست را پیدا کنم.
تقدیر از مرزبانان دوره قبل و معارفه و پیمان مرزبانان دوره جدید
.jpg)
.jpg)

تقدیر از نفرات برتر آزمون فاینال
.jpg)
تقدیر از همسفرانی که هر ماه در آزمونها شرکت کردند
.jpg)
تقدیر از مسئول آزمون دوره قبل راهنما همسفر نرگس و معارفه مسئول آزمون دوره جدید راهنما همسفر مریم

.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر تکتم
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
تایپیست: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هجدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
74