English Version
This Site Is Available In English

مرحله عمل

مرحله عمل

جلسه سوم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امیر اراک به استادی راهنما‌ همسفر معصومه، نگهبانی همسفر راضیه و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر؛ قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان، دبیر و لژیون مرزبانی تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای خود، همسفر فاطمه ممنونم گرچه نیستند و جای ایشان سبز است؛ ولی همیشه در قلب من می‌مانند و امیدوارم بهترین‌ها سر راهشان قرار بگیرد‌.

در‌ مورد دستور جلسه که وادی پنجم است من از وادی اول شروع می‌کنم که وادی اول؛ فکر کردن را به من یاد می‌دهد و می‌گوید به چه باید فکر کنم، چطور فکر کنم و حتی به چه چیز‌هایی فکر نکنم‌. وادی دوم می‌گوید؛ تو بیهوده نیستی، هر انسانی وقتی به وجود آمده حتماً هدفی داشته است. وادی سوم مطرح می‌کند؛ هیچ‌کس به جز خودت نمی‌تواند به تو کمک کند. وادی چهارم به من مسئولیت‌پذیری را یاد می‌دهد؛ این‌که مسئولیت خود را نه به گردن خدا و نه گردن هیچ فردی نباید بگذاری و فقط خودت باید مسئولیت خود را بپذیزی.

وادی پنجم می‌گوید: «در جهان ما تفکر؛ قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید». این وادی به من می‌گوید ۴ پله را جلو رفتی، حال در مرحله عمل قرار گرفتی؛ پس
ممکن است مطالبی را بدانم یا موضوعاتی را ندانم؛ باید دانست آن‌چه که می‌دانم را باید به آن عمل کنم، مثل دروغ گفتن‌، می‌دانم دروغ گفتن خیلی کار بدی است؛ ولی به محض این‌که در جمعی هستم و چند نفر در کنارم هستند، سریع شروع می‌کنم به دروغ گفتن و هم‌چنان این‌کار را ادامه می‌دهم؛ پس دانستن بد بودن دروغ‌گویی ارزشی ندارد، تنها موقعی ارزش پیدا می‌کند که دانسته‌های خود را به مرحله عمل برسانم؛ یعنی وقتی می‌دانم دروغ گفتن ناپسند است سعی کنم از گفتن آن پرهیز کنم.

در ادامه وادی درباره تزکیه و تصفیه صحبت می‌شود، آقای مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «فکر کنید ما یک کاسه آب داریم که آلوده و کثیف است، این آب را جلوی خودمان گذاشتیم و مدام ورد و دعا می‌خوانیم یا نماز و روزه می‌گیریم اگر سال‌ها این‌کار را انجام دهیم، آب تصفیه نمی‌شود. تنها راه آن این است که آب را به کارخانه تصفیه ببرم تا زلال شود که بتوان از آن استفاده کرد». انسان هم همین‌طور است؛ اگر بخواهد روان او به تعادل برسد باید خودش را تزکیه و پالایش کند. حال، تزکیه و پالایش چیست؟ این‌که من از ضد‌ارزش‌ها دوری کنم و به سمت ارزش‌ها بروم. ضد‌ارزش‌ها چیست؟ همان کار‌هایی که از نظر خرد جهانی ناپسند است. مثل: تهمت زدن، دروغ گفتن، این موارد در همه جهان یکسان است. در همه ملت‌ها، سنت‌ها و ادیان قبول دارند که تهمت زدن بد است. همه می‌دانند رشوه دادن و گرفتن آن بد است.

برای این‌که به تعادل برسیم باید از ۷ پله عبور کنیم. گام اول: بازگشت از ضد‌ارزش‌ها است. مرحله‌ای که من ذره‌ذره بالا رفتم و باید همان‌طور کم‌کم پایین بیایم مانند دروغ گفتن که اگر روزانه صد دروغ می‌گویم، از ابتدا که دروغ‌گوی قهاری نبودم! آرام آرام شروع کردم از پنج دروغ یا ده دروغ تا رسیدم به صد. حالا باید چکار کنم؟ نمی‌توانم بگویم از فردا به بعد بیست دروغ می‌گویم؛ اصلاً چنین چیزی ممکن نیست و باید این صد دروغ را یکی‌یکی بیاورم به سمت کم از ۹۵ دروغ‌ها را به ۹۰ و همین‌طور به تدریج پایین بیاید. اگر ذره‌ذره پایین آید این روش امکان‌پذیر است.

گام دوم: خودداری است. از کاری که نمی‌دانی انجام بدهی یا ندهی خودداری کنی. مثلا یک مهمانی، جشن یا سرور دعوت شدی، نمی‌دانی که باید بروی یا نه؟ در این موقعیت بهترین کار این است که خودداری کنید.

گام سوم: قناعت است. الگوی ما همیشه در کنگره‌۶۰ طبیعت است. در فایل صوتی «تینیجر» آقای دکتر امین دژاکام فرمودند: «یک درخت نخل، آب شور و تلخ را می‌گیرد و به جای آن خرمای شیرین به ما می‌دهد‌». این نشان می‌دهد که هر امکاناتی در اختیارت است؛ باید به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کنید. من بگویم فلانی، فلان وسیله را دارد چرا من ندارم و خودم را ناراحت کنم، غصه این و آن را بخورم. این‌کار دردی از من دوا نمی‌کند من باید به زندگی خود نگاه کنم. اول، خودم را با هیچ‌کسی قیاس نکنم. دوم، نیمه پُر موضوعات را ببینم‌، این نگاه باعث می‌شود امیدوار‌تر باشم؛ اما اگر همیشه نالان باشم سبب می‌شود که بیشتر در نا‌امیدی بروم و من را در تاریکی می‌برد.

گام چهارم: صبر است؛ پشت سر گذاشتن، طی کردن و یا تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش. من قبل از ورود به کنگره‌۶۰ فکر می‌کردم صبر یعنی یک گوشه بنشینم و دست روی دست بگذارم و بگویم خب من صبر کردم و باید مشکلات حل شود؛ در صورتی‌که این درست نیست. صبر کردن موقعی جواب می‌دهد که من زمان را تحمل کنم؛ اما تلاش و کوشش هم انجام دهم.

گام پنجم: تجسس، قضاوت و غیبت است. آقای مهندس حسین دژاکام شدیداً بر روی این ۳ نکته تأکید می‌کنند و غیبت کردن را به خوردن گوشت برادر مُرده خود تشبیه کرده‌اند که کار بسیار بدی است‌. هم‌چنین می‌گویند: «غیبت مثل نشستن زیر دیواری است که باید منتظر باشید روی سر شما خراب شود‌‌». در مورد تجسس، مثلاً من چند سوال درباره زندگی دوست خود می‌پرسم و اسم آن را عوض می‌کنم، می‌گویم من فضولی نکردم و می‌خواهم به او کمک کنم.

گام ششم: پس‌انداز است. ما فکر می‌کنیم کسی که پول‌دار است باید پس‌انداز کند، شخصی که پول ندارد پس‌انداز به دردش نمی‌خورد؛ در صورتی‌که آقای مهندس می‌فرمایند: «پس‌انداز برای کسی است که پول ندارد و وضع مالی خوبی ندارد».

گام هفتم: توکل، رضا و تسلیم است. من برای کاری که در نظر دارم تلاش و کوشش خود را می‌کنم؛ اما در انتها به خداوند توکل می‌کنم. می‌گویم خدایا توکل به خودت توکل می‌‌کنم و راضی به رضای تو هستم وقتی توکل و رضا را می‌گویم در ادامه آن تسلیم می‌آید. در وادی پنجم آمده است در مقام تسلیم، ما را خواسته‌ای نیست جز خواسته قدر مطلق.
امیدوارم بتوانم من هم این وادی را عملی و اجرایی کنم.

 

مرزبان کشیک: همسفر زینب و مسافر صادق
تایپیست: همسفر فهیمه رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه (م) رهجو راهنما همسفر نجمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر مهسا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی امیر اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .