جلسه سوم از دوره سیوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی همسفر بتول، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستورجلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصهسخنان استاد:
دستورجلسه امروز «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» است. وادی پنجم با جملهای آغاز میشود که یکی از کاربردیترین قوانین زندگی ما میباشد؛ «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» اگر به وادیهای قبل نگاه کنیم هر کدام از آنها مقدمهای برای رسیدن به وادی پنجم بودند. در وادی اول یاد گرفتیم که همه چیز از تفکر شروع میشود و قبل از انجام هرکار باید تفکر کنیم. در وادی دوم متوجه شدیم هیچکس بیهوده خلق نشده است و در وادی سوم یاد گرفتیم که هیچکس به اندازه خود انسان به فکر خود انسان نیست. وادی چهارم نیز میگوید: مسئولیت کارهای خود را بپذیریم و به خداوند و اطرافیان واگذار نکنیم؛ اما سوال اینجاست، اگر همه این آموزشها را بدانیم و یاد بگیریم و فقط درباره آن حرف بزنیم آیا تغییری در زندگی ما ایجاد میکند؟ در پاسخ به این سؤال وادی پنجم به صراحت میگوید: خیر! دانستن تنها کافی نیست؛ باید عمل و حرکت کنیم مثلاً؛ وقتی گرسنه هستیم با فکر کردن به غذا سیر نمیشویم و یا با ساختار آن در ذهن خود سیر نمیشویم. ابتدا باید مواد اولیه را آماده کنیم، غذا را بپزیم و بعد بخوریم. پس دانایی بدون عمل نتیجهای ندارد. وادی پنجم مرزی است بین دانستن و شدن. خیلی از ما میدانیم که باید صبور باشیم، غیبت نکنیم، دروغ نگوییم، نظم داشته باشیم؛ ولی تا زمانی که اینها عملی نشود و وارد رفتار ما نشود اتفاقی نمیافتد و به قول آقای مهندس: «با حلواحلوا گفتن دهان شیرین نمیشود.» همانطور که در وادی پنجم میخوانیم ما همزمان در سه جهان در حال زندگی هستیم؛ جهان خاکی که همین جهان فیزیکی است و برای همه محسوس است و جهان دوم جهان خواب است که ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم، به خواب میرویم و خوابهایی که میبینیم کمی از آن در خاطر ما میماند مقداری از آن هم بستگی به تبادلات حسهای درون و بیرون ما دارد. جهان سوم جهان ذهن است که بسیار گسترده و پیچیده است و مقدمهای است برای برنامهریزی و عمل در این جهان خاکی و جهان های دیگر. وادیهای یک تا چهار همان ساختارهای ذهنی ما هستند، اما وادی پنجم میگوید: «ساختارهای ذهنی و نقشههایی که در ذهن خود کشیدی را اجرا کن.» یک قدم کوچک برداشتن ارزشش از صد قدم بدون عمل بیشتر است. برای اینکه تفکرات خود را از قوّه به فعل درآوریم باید از یک سری نکات منفی دوری کنیم و خارج شویم مثل ترس، اضطراب، ناامیدی و عدم اعتمادبهنفس که برای این کار باید تزکیه و پالایش را از درون خود شروع کنیم. آقای مهندس ما را راهنمایی کردند و برای اینکه به هدف خود برسیم هفت پله را عنوان کردند. پله اول توبه است که با شنیدن توبه فکر میکنیم هرکاری را که انجام میدهیم چه ارزشی و چه ضدارزشی با یک کلمه توبه برگشت مینماییم؛ اما این معنی توبه نیست. توبه یعنی مسئولیت کار خود را برعهده بگیریم؛ توبه یعنی برگشت از ضدارزشها برای اینکه از تاریکی به سمت نور برویم. لازم نیست یکشبه کامل شویم مهم این است که هرروز از یک ضدارزش فاصله بگیریم مثلاً؛ میدانیم که عصبانیت و غر زدن آرامش خانه را از بین میبرد و هر بار که جلوی خود را بگیرم یعنی یک قدم از ضدارزشهای خود فاصله گرفتم. پله بعدی خودداری است؛ گاهی بزرگترین حرکت انجام دادن نیست، بلکه باید آن کار را انجام ندهیم. گاهیاوقات یک پیام یا حرفی به ما گفته میشود و همانموقع میخواهیم پاسخ آن را بدهیم. اگر چند لحظه تحمل کنیم، شاید نیازی به پاسخ دادن نباشد و همین خودداری از یک دعوای بزرگ جلوگیری میکند. پله سوم قناعت است؛ یعنی قدر داشتههای خود را بدانم و از امکاناتی که دارم به نحو احسن استفاده کنم. پله چهارم که صبر است یکی از مفاهیم مهم کنگره۶۰ است. صبر یعنی تحمل زمان همراه با تلاش و اگر به طبیعت نگاه کنیم خوب از آن درس میگیریم. یک کشاورز بذری را امروز میکارد و انتظار دارد فردا محصولش را برداشت کند؛ این شدنی نیست و باعث ناامیدی او میشود. پروسه درمان مسافران نیز مثال خوبی است که آن هم نیاز به صبر و طی کردن زمان دارد. پله پنجم تجسس، قضاوت و غیبت است. گاهی ما انرژی زیادی را صرف میکنیم تا از زندگی دیگران باخبر شویم و اگر این انرژی را صرف اصلاح زندگی خود کنیم به رشد و دانایی میرسیم. پله ششم پسانداز است که آقای مهندس خیلی در این مورد تأکید میکنند و میفرمایند: «ما از قدرت پسانداز آگاهی نداریم، دانهدانه است غلّه در انبار.» آقای مهندس اگر به فکر پایههای مالی کنگره نبودند الآن که ساختمان آکادمی را تحویل دادند به مشکل برمیخوردند. پله آخر توکل، رضا و تسلیم است. این وادی به ما نمیگوید که بنشین و منتظر معجزه باش میگوید کار خود را انجام بده، تلاش کن و خدا را نیز در نظر داشته باش مثلاً؛ یک دانشآموز درس نمیخواند و میگوید توکل به خدا و امتحان هم دارد؛ اما درواقع او توکل نکرده، بلکه مسئولیت کارش را به خداوند سپرده است. این وادی میخواست بگوید که فکر کردن مقصد را مشخص میکند، اما حرکت کردن ما را به مقصد میرساند.
.jpg)
رهایی۴۰سیدی همسفر رها رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
.jpg)
رهایی تغذیهسالم (راهنما همسفر طاهره) (راهنما همسفر افسانه) (همسفر آسیه) رهجوی راهنمای تغذیه سالم همسفر مریم (راهنمای تازهواردین)
.jpg)
رهایی ویلیام همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فریبا
.jpg)
تجلیل راهنمای ویلیام همسفر فریبا
.jpg)
تقدیر از راهنما همسفر منیره و معارفه راهنما همسفر شهناز مسئول امتحانات
.jpg)
نفرات برتر آزمون فاینال

مرزبانان کشیک: مسافر غلامعلی و همسفر منیره
تایپیست: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
839