English Version
This Site Is Available In English

تنها راه نابودی ترس، رسیدن به تعادل است

تنها راه نابودی ترس، رسیدن به تعادل است

در مسیر زندگی ما همسفران قبل از ورود به کنگره، بیشترین انرژی ما صرف جنگیدن با افکار می‌شد. ما همیشه در حال پیش‌بینی آینده یا یادآوری گذشته بودیم. وادی پنجم برای ما یک ضرورت بود. این وادی به ما یاد داد که آرامش اتفاقی یا تصادفی نیست؛ بلکه بازتاب رفتار خود ما است. بسیاری از ما سال‌ها در ذهن خود زندگی کردیم. تصورات ما از ترس، ناامیدی، قضاوت‌های بی‌پایان و.... پر بود و ما فکر می‌کردیم، اگر فقط مسافر ما تغییر کند، همه چیز درست می‌شود؛ اما وادی پنجم به ما آموخت که تمام تفکرات ما تا زمانی که به مرحله اجرا در نیاید؛ تنها یک رویاست. امروز اینجا هستیم تا درباره همین مرحله حیاتی گفتگو کنیم. صحبت از عبور از ذهن و ورود به دنیای عملیاتی است. زمانی که از «صبر» حرف می‌زنیم دیگر آن صبر همراه با غر زدن نیست. وقتی از «قناعت» می‌گوییم، منظور ما تنها مادیات نیست؛ بلکه بهره بردن از داشته‌های کوچک زندگی است.

همسفر اکرم، همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی اپیوم به مدت یازده ماه و چهار روز به راهنمایی مسافر علیرضا و همسفر محبوبه سفر کردند. رشته ورزشی او دارت و شطرنج است. هم‌اکنون دو سال و چهار ماه است که از بند مواد به دستان پر مهر آقای مهندس رها هستند. ایشان پس از رهایی خدماتی در جایگاه‌های، دبیری جلسه خصوصی، دبیری لژیون سردار، دبیر صوتی، مرزبانی پارک، رابط خبر، تایپیست، عکاسی شعبه و ورزشبان رشته شطرنج را داشته‌اند و به‌تازگی نیز مفتخر به دریافت شال راهنمای تازه‌واردین شده‌اند.

آنچه می‌خوانید روایتی از همسفری است که آموخت برای تغییر جهان پیرامون خود، ابتدا باید از دنیای تاریک ذهن خود خارج شود و قدم در مسیر عمل سالم بگذارد.


تفاوت بین قناعت که در این وادی عنوان شده است با خساست چه می‌تواند باشد و چگونه می‌توان در کنار قناعت‌کردن برای بهترشدن زندگی تلاش کرد؟

باید در نظر گرفت که قناعت با خساست تفاوت بسیاری دارد. قناعت؛ یعنی استفاده صحیح و هوشمندانه از هر چیز و اینکه بتوانیم از کمترین امکانات، بهترین بهره‌برداری را داشته باشیم. ما زمانی می‌توانیم حس محبت را در وجود خود جای دهیم که ظرف وجودمان از کینه و تنفر خالی شده باشد. وقتی انسانی نتواند ضدارزش‌های خود را بشناسد، خساست به خرج می‌دهد. تا زمانی که این حس‌های منفی را نپذیریم و از خود دور نکنیم، نمی‌توانیم منتظر آرامش و حال خوب باشیم. در کنار قناعت، می‌توان پس‌انداز هم داشت؛ با اندوخته‌کردن بخش ناچیزی از درآمد، می‌توان ذره‌ذره پایه‌های مالی را مستحکم کرد و آینده خود و فرزندان را به بهترین شکل رقم زد.

بعضی وقت‌ها باوجوداینکه تفکر و حرکت می‌کنیم، نتیجه آن‌طور که می‌خواهیم نمی‌شود به نظر شما چه چیزی باعث می‌شود، ناامید نشویم و به حرکت ادامه دهیم؟

از وادی پنجم آموختم که ساختارهای ذهنی خودم را با حرکت در صراط مستقیم به ساختارهای اجرایی تبدیل کنم. انسان زمانی که در صراط مستقیم قرار می‌گیرد؛ قطعاً توکل، رضا و تسلیم در مقابل قدرت مطلق را با جان‌ودل پذیرفته است و با ایمانی که به نیروهای مافوق دارد، از حرکت باز نمی‌ایستد و برای رسیدن به خواسته‌های خود با قدم‌های استوار تلاش می‌کند. او قطعاً این را می‌داند که در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیاه، سپید است.

اگر بخواهید با یک جمله وادی پنجم را برای خوانندگان ما خلاصه کنید آن جمله را چگونه بیان می‌کنید؟

در وادی پنجم به سه اصل اساسی اشاره شده است: پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم. معنای این اصل آن است که اگر تفکر ما سالم باشد، دو اصل دیگر نیز به دنبال آن اصلاح می‌شوند. آقای مهندس فرمودند: «از تفکر سالم تا عمل سالم، فاصله زیادی وجود دارد». زیرا بسیار اتفاق افتاده است که حرکت در مسیری را با تفکر درست آغاز می‌کنیم؛ حتی در گفتار و کردار نیز برای خود نقش استاد را ایفا می‌کنیم! اما مسئله اینجاست که به‌جای اینکه دوربین را به سمت خودمان بگیریم، آن را به‌سوی دیگران می‌چرخانیم و می‌خواهیم آموزش‌ها را روی آن‌ها پیاده کنیم؛ درحالی‌که وظیفه ما این است که الگوی بی‌نقص باشیم. باید تغییر از خود ما آغاز شود و از درون ما نشئت بگیرد. اگر در درون خود چیزی نداشته باشیم، نمی‌توانیم آن را به دیگران ببخشیم. به‌عنوان‌مثال، اگر محبت در درون من نباشد، نمی‌توانم به دیگران محبت بورزم، زیرا درون من از محبت تهی است.

بزرگ‌ترین مانع تفکرکردن چیست و چگونه باید به آن غلبه کرد؟

همه انسان‌ها خواستار پیشرفت و رسیدن به خواسته‌های خود هستند؛ اما گاهی اتفاقاتی رخ می‌دهد که مانع این مسیر می‌شود. ترس می‌تواند مانع بزرگی بر سر راه انسان قرار بگیرد؛ زیرا حس ترس زمانی که فرد خود را در آستانه سقوط یا ازدست‌دادن قدرت می‌بیند و یا احساس ناتوانی می‌کند، ایجاد می‌شود. همان‌طور که می‌دانیم، ترس، تفکر را می‌خورد و توانایی فکرکردن درست را از انسان می‌گیرد. ما در کنگره آموختیم که هیچ موفقیتی بدون تلاش به دست نمی‌آید؛ پس برای عبور از ترس، باید با آن روبه‌رو شد. تنها راه نابودی ترس، رسیدن به تعادل است که این امر از طریق تزکیه و پالایش حاصل می‌شود. فرایندی که البته یک‌شبه انجام نمی‌شود. باید توجه داشت که احساسات مخرب مانند میوه‌های یک درخت هستند، اصلاح آن‌ها به‌صورت تک شاخه نتیجه نمی‌دهند، بلکه باید کل ساختار اصلاح شود.

چگونه می‌توان از قدرت ذهن و افکار استفاده کرد تا در دنیای واقعیت نتیجه گرفت؟

برای انجام هر کاری، ابتدا باید از جهان ذهن عبور کنیم، جهانی که یکی از مهم‌ترین و شگفت‌انگیزترین جهان‌هاست و هر ساختاری می‌تواند در آن شکل بگیرد. ذهن هرگز خالی نمی‌ماند؛ بلکه با تفکرات مثبت، یا با تفکرات منفی پر می‌شود. ذهن جهانی بسیار پیچیده است و مانند شمشیری دو لبه عمل می‌کند، اگر در جهت مثبت و صراط مستقیم از آن استفاده کنیم به بالاترین جایگاه‌ها می‌رسیم؛ اما اگر در مسیر جهل و تاریکی به کار گرفته شود، می‌تواند انسان را به عمق دره‌های تباهی هدایت کند. برای تبدیل یک ساختار ذهنی به یک ساختار عملیاتی، به بستری مناسب نیاز داریم؛ یعنی باید از حالت‌هایی مثل ترس، اضطراب و ناامیدی خارج شویم و به تزکیه و پالایش بپردازیم. اولین گام در این مسیر نیز، دوری از ضدارزش‌هاست.

در مورد هفت ‌مرحله‌ که در وادی پنجم آمده است، کدام یک از پله‌ها تابه‌حال در زندگی شما کاربردی بوده و به شما کمک کرده است؟

قطعاً برای خارج‌شدن از تاریکی باید قدم‌به‌قدم این پله‌ها را طی کنیم تا به آرامش برسیم. اگر بخواهم با صراحت بیان کنم، پارامتر صبر، زندگی من را تغییر داد. من همسفر، قبل از ورودم به کنگره، تحمل را با صبر اشتباه می‌گرفتم و به خودم می‌بالیدم که نقطه تحمل بالایی دارم؛ درحالی‌که مانند آتشی پنهان زیر خاکستر بودم که هر لحظه ممکن بود، منفجر شود و ترکش‌های آن به اطرافیان هم آسیب برساند؛ اما در کنگره آموختم که صبر، یکی از مؤلفه‌های ضروری و کاربردی در زندگی است که با درنظرگرفتن زمان و ادامه مسیر با تلاش و کوشش، به نتیجه مطلوب ختم می‌شود.


کلام آخر...

در پایان از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم که درس درست زندگی‌کردن را به ما آموزش و آدرس ما را به خود ما می‌دهند تا به خودشناسی برسیم. بر خود لازم می‌دانم که از تمام خدمتگزاران سایت تشکر کنم که به‌صورت چراغ خاموش فعالیت می‌کنند. شکرگزار خداوند هستم که این فرمان برای من صادر شد که بتوانم در مورد این دستور جلسه آموزش بگیرم و از شما بابت انجام این مصاحبه سپاسگزارم.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین


 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .