جلسه نهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارم به استادی همسفر ماریا، نگهبانی همسفر الهه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر هستم که لیاقت و شایستگی به من داد تا در مسیر کنگره، این مسیر مقدس حضور پیدا کنم و بتوانم در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم و خدمت کنم. از ایجنت و راهنمایم تشکر میکنم که اجازه خدمت کردن را به من دادند. دستور جلسه امروز در مورد وادی پنجم و تاثیر آن روی من است. وقتی این وادی را گوش میدادم انگار این وادی برای من گفته شده است. تلنگری به من وارد شد. با خودم گفتم ماریا دلیل تمام کارهای ناتمام که در این چند سال برای تو پیش آمد دقیقاً در همین وادی است. وادی پنجم به من میگوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند. فکر کردن به تنهایی کامل نیست خودت هم باید حرکت و تلاش کنی. آن افکارها و ساختارهایی که در ذهن تو است را پیاده و اجرایی کنی.
قبل از این وادی ما 4 تا وادی دیگر پشت سر گذاشتیم. در وادی اول میگوید: ما چگونه فکر کنیم و به چه چیزهایی باید فکر کنیم. وادی دوم میگوید: هیچ انسانی و هیچ مخلوقی بیهوده به این دنیا نیامده است حتماً پشت این خلقت حکمت و هدف است. وادی سوم به من یاد داد که هیچ انسانی به اندازه خود من به خویشتن خویش فکر نمیکند. در وادی چهارم یاد گرفتم که مسئولیت زندگی خود و مشکلاتی که در زندگی من پیش میآید به عهده بگیرم. گردن خداوند و دیگران نیندازم. این 4 وادی را خواندم و آموزش گرفتم. خیلی هم عالی بود و آموزش گرفتم؛ ولی اگر نتوانم آن را عملی و کاربردی کنم به هیچ درد من نمیخورد. کاری که من در این همه سال انجام دادم.
در این وادی فهمیدم که من فقط فکر میکردم و هیچ وقت به مرحله اجرایی نمیرسید. این وادی میگوید: تفکری که به عمل نرسد هیچ ارزشی ندارد. من خودم آن را تجربه کردم. من فقط در ذهن خود تفکر میکردم. مثلاً فکر میکردم که ادامه تحصیل دهم. در ذهن خودم قدم به قدم تمام مراحل آن را انجام دادم. ثبت نام میکردم. کتابها را تهیه میکردم. امتحان میدادم؛ حتی پیش میآمد تا مرحله دانشگاه هم میرفتم. این فقط در ذهن من بود و هیچ وقت آن را اجرا نکردم. قدرت این را نداشتم که به مرحله کاربردی برسانم؛ چون انسان بیتعادلی بودم.
در این وادی یک مسئله خیلی مهم بود. من متوجه شدم برای اینکه بتوانم افکار و ساختار ذهنی خودم را به مرحله اجرایی برسانم؛ باید از نیروهای منفی و ضد ارزشها دوری کنم. نیروهای منفی مثل ترس، استرس، اضطراب، عدم اعتماد به نفس و ... دوری کنم. برای اینکه از نیروهای منفی دوری کنم و به یک انسان متعادل تبدیل شوم؛ باید خود را تزکیه و پالایش کنم. مانند همان آبی که کدر، کثیف و آلوده است، با تزکیه و پالایش به آب زلال و تمیزی تبدیل میشود. حالا من با وارد کردن نیروهای منفی خودم را آلوده کردم و به یک آدم بیتعادل تبدیل شدم. برای اینکه به یک انسان متعادل تبدیل شوم باید خودم را تزکیه و پالایش کنم.
برای تزکیه و پالایش باید هفت پله را طی کنم. این هفت پله راهی است برای شروع تزکیه و پالایش و با طی کردن این پلهها به فرمان عقل نزدیک میشوم. اولین و مهمترین آنها دوری و برگشت از همان ضد ارزشها است. مرحله دوم خودداری، مرحله سوم قناعت، مرحله چهارم صبر، مرحله پنجم دوری از تجسس، مرحله ششم پسانداز و مرحله هفتم توکل، رضا و تسلیم است. من از وادی پنجم یاد گرفتم، تفکر کردن به تنهایی به کار نمیآید باید حرکت کرد. تفکری هم که به عمل نیاید هیچ ارزشی ندارد.
اهداء تقدیرنامه به اعضاء لژیون سردار

در پایان اهداء تقدیرنامه نفرات برتر آزمون همچنین تقدیر از مسئول امتحانات دوره قبل و معرفی مسئول امتحانات راهنما همسفر زهرا



.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر حسن
تایپیست: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ارم کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
115