همسفر فرحناز :
به نام قدرت مطلق الله
گاهی آدم فکر میکند با فکر کردن، همهچیز حل میشود، اما وادی پنجم آرام و روشن به ما یاد میدهد که فکر، اگر به مرحله حرکت نرسد، فقط در همان دنیای ذهن میماند.
در جهان ذهنی، میشود هزار بار امید را پررنگتر کرد یا ناامیدی را عمیقتر، میشود بارها تصمیم گرفت، بارها عقب نشست، بارها در خیال ساخت و در واقعیت نساخت. اما زندگی، با خیال کامل نمیشود.
زندگی، وقتی معنا پیدا میکند که آنچه در ذهن کاشتهایم، در زمین عمل هم قد بکشد.
وادی پنجم برای من یعنی عبور از «میدانم» به «انجام میدهم». یعنی فهمیدن اینکه دانستن، اگر به کار نیاید، فقط یک انبار خاموش از اطلاعات است. یعنی قبول کنیم که برای رسیدن، فقط نگاه کردن به مقصد کافی نیست.
باید قدم برداشت، باید تمرین کرد، باید از خود عبور کرد.
چه زیباست این حقیقت که هیچ ساختار سالمی بدون پالایش ساخته نمیشود.
انسان هم همینطور است؛ برای رسیدن از ترس به آرامش، از اضطراب به تعادل، از ناتوانی در عمل است ؛ باید از درون شروع کند.
باید ضد ارزشها را کم کند، باید از عجله و تردید فاصله بگیرد، باید خودداری را بیاموزد، قناعت را بفهمد و با صبر، پلهپله بالا برود.
وادی پنجم برای من یک تلنگر است:
اینکه تا خودمان را تصفیه نکنیم، نمیتوانیم حقیقت را در عمل تجربه کنیم. مثل آبی که تا صاف نشود، تشنگی را برطرف نمیکند، دل انسان هم تا آرام و زلال نشود، توان ساختن ندارد.
پس من از این وادی میآموزم:
کمتر خیالبافی کنم و بیشتر قدم بردارم، کمتر در ذهن بمانم و بیشتر در جهان عمل حاضر شوم، باور کنم که رشد، فقط در اندیشه نیست؛ رشد، در حرکت آگاهانه است.
ارسال :همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
نمایندگی امیر کبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
38