دهمین جلسه از دوره نودوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر عمار، با دستور جلسه: "وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید" دوشنبه، 29 تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر. خدا قوت میگویم به گروه مرزبانی، ایجنت محترم، تیم راهنمایان و خدمتگزاران؛ کسانی که باعث شدند من به رهایی برسم، در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش ببینم و خدمت کنم.
در رابطه با دستور جلسه مقدمهای میگویم. امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم؛ چراکه این وادی آنقدر گسترده و عمیق است که در چند دقیقه صحبت کردن نمیتوان به نکنه آن پی برد. این وادی مربوط به تزکیه، پالایش و تفکر است و در نهایت به وادی چهاردهم ختم میشود. اگر نگاهی به وادی چهاردهم و بحث عشق و محبت بیندازید، میبینید که بدون تزکیه و پالایش، بدون بخشش، بدون صبر و رشد در آن، و بدون توکل، رضا و تسلیم، محال است بتوانیم در وادی محبت قدم بگذاریم؛ اگر هم قدم بگذاریم، ظاهری است.
وقتی به جوامع نگاه میکنیم، میبینیم که به دو دسته تقسیم میشوند: دستهای که پیشرفت میکنند و دستهای که جهانسوم نامیده میشوند و پیشرفتی در آنها حاصل نیست. وقتی دلیلش را جویا میشویم، میبینیم آن جامعهای که پیشرفت کرده، سطح اطلاعات، علم و مطالعهاش بالا رفته است؛ یعنی در حقیقت انتقال اطلاعات، آموزش، تفکر و تجربه داشتهاند. این مؤلفهها باعث پیشرفت آنها در علوم، تکنولوژی و پزشکی شده است. اما جامعهای که انتقال علم در آن صورت نگرفته و مطالعه مطلوبی نداشته، پیشرفتی هم نداشته است. من خودم را مثال میزنم؛ قبل از اینکه به کنگره بیایم، اصلاً مطالعه نمیکردم. نهایتاً از روی گوشی، دو خط متن میخواندم و تمام مطالعهام به همان دو خط معطوف میشد.

اما زمانی که به کنگره آمدم و خواستم خودم را عوض کنم و محمدِ قبل را کنار بگذارم و فرد دیگری از درونش بیرون بیاورم، کنگره مرا در وادی مطالعه قرار داد تا سطح اطلاعات و آگاهیام را بالا ببرم و بدانم هدفم از این بودن چیست. به همین خاطر عرض کردم کتابهایی که میخوانیم، مانند «چهارده وادی» یا «۶۰ درجه زیر صفر»، اطلاعاتی است که به ما میرسد تا رشد کنیم. ما قرار نیست درجا بزنیم. در وادی پنجم مسائل بسیار مهمی مطرح میشود و چون دستور جلسه این است که تأثیر آن را بر خود بررسی کنیم، من سعی کردم به یک مورد آن بپردازم و بقیه موارد را در مشارکتهای شما عزیزان بشنویم. برای من در این وادی، بخش «صبر» بسیار مؤثر بود. قبل از کنگره، معنی آن را نمیدانستم و فکر میکردم صبر یعنی دست روی دست بگذاری و بنشینی تا آن زمان بگذرد؛ مثلاً دست روی دست بگذاری تا این یک هفته نکشیدنِ شیشه تمام شود.
چون آگاهی و اطلاعاتی پشت آن نبود، درجا میزدم. میگویند صبر، استقامتی است که شما را به مسیر نزدیک میکند. وقتی به کلمات ترکیبی دقت میکنیم (صبر و شکیبایی، صبر و تحمل، صبر و بردباری)، میبینیم صبر، زمینهساز خصلتهای دیگر است. کسی که صبور است، شکیبا هم میشود و میتواند وادی نهم را اجرا کند و نقطه تحملش بالا برود. باید بدانم برای چه صبر میکنم؟ آیا در صبر من امیدواری وجود دارد؟ آیا برای آن نتیجهای تعیین کردهام و تصویری ساختهام؟ اگر امیدوار باشم، توکل و ایمان داشته باشم، صبر من نتیجه خواهد داد و میوه شیرینی میدهد که در نهایت از آن بهرهمند میشوم. آقای مهندس بیان میکنند: صبر، مزه تلخ دارد. یعنی هرکس قرار است صبر کند، تلخی را تجربه میکند؛ اما تلخیای که در انتها، میوه شیرین دارد.
من باید بستر آن را فراهم کنم؛ یعنی مراقبت از بذری که کاشتهام، آبیاریاش کنم، به آن کود بدهم و نور خورشید را برایش تأمین کنم تا در نهایت میوه شیرین بدهد. عرض کردم که این وادی، وادی تزکیه و پالایش است برای هر کسی که میخواهد درمان شود و بر صور پنهانش اثر بگذارد و تغییر کند. امیدوارم همگی این وادیها را بهصورت تدریجی پیاده کنیم: از پندار به گفتار و از گفتار به کردار. در ادامه، پیامی از استاد سیلور میخوانیم که میفرمایند: رود از هر جایی سرازیر میشود، در مسیر خود با تختهسنگها و قلوهسنگهای بسیاری برخورد میکند اما با صبر و شکیبایی و با تحمل میتواند راه خودش را پیدا کند و به بحر و اقیانوس برسد. از این که به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.
تایپ و عکس : مسافر مهران لژیون هشتم
بارگذاری: مسافر حمید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
189