چهاردهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشیخصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صالحیتهرانپارس، به استادی ایجنت محترم مسافر مجتبی و نگهبانیمسافر یوسف و دبیری مسافر امید با دستور جلسه " وادی پنجم و تاثیر آن روی من " در روز دوشنبه 29 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجتبی هستم، یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت به من داده شد تا در خدمت شما عزیزان باشم. از همه عزیزانی که در این نمایندگی خدمت میکنند و برای رهایی انسانها تلاش میکنند، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین سپاسگزار آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان هستم که این بستر را فراهم کردند تا امروز در کنار یکدیگر جمع شویم و با کمک هم از بند اهریمن نجات پیدا کنیم.
خدا قوت میگویم به همه خدمتگزاران، مرزبانان، راهنمایان و هر کس که برای نجات یک انسان از بند تاریکی تلاش میکند.
به نظر من، انسانها در دو مسیر حرکت میکنند؛ گروهی تلاش میکنند انسانها را از تاریکی نجات دهند و گروهی دیگر، آگاهانه یا ناآگاهانه، زمینه حرکت انسانها را به سمت تاریکی فراهم میکنند.
این موضوع را حتی در کنگره ۶۰ هم میتوان دید. البته کنگره از این قاعده مستثنا نیست. گاهی در گوشه کنار حیاط مشاهده میکنیم که بعضی افراد به تازه واردها میگویند: «برو پیش فلانی»، «این لژیون سخت است»، «آن لژیون راحتتر است»، «همه آنجا دور هم مینشینند و خوش میگذرانند.» شاید این حرفها ساده به نظر برسد، اما همین صحبتها میتواند مسیر یک تازهوارد را تغییر دهد و او را از انتخاب صحیح دور کند.
اگر من، حتی ناخواسته، کاری انجام دهم که باعث شود فردی از مسیر درست درمان خارج شود یا در جایگاهی قرار بگیرد که به رهایی نرسد، یقین دارم مسئولیت آن نیز متوجه من خواهد بود و آثارش در زندگی خودم نیز نمایان میشود.
در مقابل، انسانهایی هم هستند که با تمام وجود تلاش میکنند دیگران به رهایی برسند؛ همانهایی که وادی پنجم را در عمل اجرا میکنند و کنگره ۶۰ بر پایه همین عملکرد رشد کرده است.
چندی پیش با یکی از دوستان در ساختمان سیمرغ صحبت میکردیم. میگفتیم کنگره ۶۰ از یک زیرزمین کوچک آغاز شد و امروز به چه جایگاهی رسیده است؛ شعبههای فراوان، انسانهای بیشماری که درمان شدهاند، به رهایی رسیدهاند، کمک مالی کردهاند، راهنما و مرزبان شدهاند، مشکلات خود را حل کردهاند و اکنون برای حل مشکلات دیگران تلاش میکنند.
کنگره ۶۰ با قوانین خود شوخی ندارد. اگر من کنگره را جدی نگیرم و فقط رفتوآمدی ظاهری داشته باشم، نتیجهای هم نخواهم گرفت. من هیچکس را ندیدهام که این مسیر را به شوخی بگیرد و به رهایی برسد. اما اگر آن را جدی بگیرم، کنگره ۶۰ نیز راه را برایم باز میکند؛ فرصت خدمت، آموزش و کمک به دیگران را در اختیارم قرار میدهد.
گاهی انسان نمیداند به کدام سمت میرود یا چه اتفاقی در حال رقم خوردن است. این را در زندگی بسیاری از افراد بیرون از اینجا میتوان دید. شاید امکانات، ثروت یا موقعیت خوبی داشته باشند، اما خبری از آن حال خوشی که در کنگره وجود دارد نیست.
من خودم این را تجربه کردهام. حال، عشق، محبت و آرامشی که در کنگره ۶۰ وجود دارد، کمتر جایی دیدهام. اینجا انسانها از پول، وقت و انرژی خود میگذرند تا به دیگری کمک کنند، بدون اینکه انتظار سود شخصی داشته باشند.
در بیرون معمولاً اولین سؤالها درباره شغل، درآمد، خانه یا ماشین است. داشتن اینها بد نیست؛ اتفاقاً لازم است. اما مهم این است که با چه نگرش و چه حالی به دست آمدهاند.
بسیاری از ما درگیر مسائل فکری و مشکلات حلنشده زندگی هستیم. چه چیزی میتواند به ما کمک کند؟ یکی از پاسخهای مهم، اجرای وادی پنجم است.
وادی پنجم فقط یک آموزش نظری نیست؛ راهکار عملی ارائه میدهد. به ما میگوید اگر میخواهی از آشفتگی ذهن خارج شوی، باید این پلهها را طی کنی. تنها فکر کردن کافی نیست؛ حرکت لازم است.
.jpg)
همانطور که در این وادی آمده است، تفکر، قدرت مطلق حل مشکلات نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل میکند.
اگر بخواهم ماشین بخرم، با فکر کردن به دست نمیآید؛ باید حرکت کنم، تلاش کنم و اقدام انجام دهم. اگر گرسنه باشم، با فکر کردن سیر نمیشوم؛ باید برخیزم، غذا تهیه کنم و عمل کنم.
در کنگره نیز همینگونه است. همه ما آرزوها و خواستههایی داریم، اما این حرکت و عمل است که ما را به مقصد میرساند.
اولین پله در هر تغییری، بازگشت است. فرقی نمیکند در سفر اول باشیم یا سفر دوم؛ باید به نقطهای برگردیم که مسیر اشتباه را از آن آغاز کردهایم. اگر سی سال در مسیر نادرستی حرکت کردهایم، طبیعی است که بازگشت نیز نیازمند زمان، صبر و حرکت باشد.
دعای «الهی العفو» تنها آغاز بازگشت است، نه پایان راه.
پس از آن باید از ضد ارزشها فاصله بگیریم. گاهی یک نگاه، یک فکر یا یک رفتار نادرست، میتواند آغاز یک ضد ارزش باشد. بسیاری از اوقات ممکن است مرز میان ارزش و ضد ارزش را بهدرستی تشخیص ندهیم و ناخواسته در مسیر ضد ارزشها قدم برداریم.
با ادامه این مسیر، به مرحله تسلیم، توکل و رضا میرسیم؛ جایی که دیگر کملطفیها، بیمهریها و رفتار دیگران آرامش ما را بر هم نمیزند.
در این مرحله، انسان مانند درخت خرما میشود؛ همان مثالی که استاد امین بیان کردند. شوری، تلخی و ناملایمات را در خود تبدیل میکند، اما ثمرهای شیرین به دیگران میبخشد. به جای انتقال تلخیها، حال انسانها را خوب میکند.
تمام این آموزشها در وادی پنجم نهفته است تا سرانجام به آرامش برسیم؛ آرامشی که همه ما به دنبال آن هستیم.
به نظر من، رسیدن به این آرامش، بدون اجرای وادی پنجم امکانپذیر نیست. حتی رعایت ظاهر، پوشش مناسب و احترام به حرمتهای کنگره نیز بخشی از همین آموزشهاست.
از اینکه با محبت به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم، مسافر حسین لژیون یکم
عکس: مسافر جواد لژیون یکم ، مسافر حسین لژیون یکم
بارگزاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم، مسافر حسین لژیون یکم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر اصغر
تیر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
67