English Version
This Site Is Available In English

انگشتری با نشان عهد با خود

انگشتری با نشان عهد با خود

گاهی خداوند، نعمت‌های بزرگش را در قالب یک حلقه کوچک به انسان هدیه می‌دهد. امروز وقتی انگشتر دنوری را در دستانم گرفتم، بیش از آن‌که وزن را حس کنم، سنگینی لطف خداوند را بر شانه‌هایم احساس کردم؛ این انگشتر برای من یادآور عدد ۶۰ میلیون نیست؛ یادآور روزهایی است که هیچ نداشتم، جز امید به این‌که روزی زندگیم دوباره ساخته شود، روزی من برای گرفتن کمک وارد کنگره ۶۰ شدم؛ اما امروز خداوند آن‌قدر به من بخشیده که توانستم سهم کوچکی از نعمت‌هایی را که دریافت کرده‌ام، به خانه‌ای بازگردانم که دوباره زندگی را به من هدیه داد.
هیچ‌کس با پول ثروتمند نمی‌شود؛ انسان زمانی ثروتمند است که بتواند از داشته‌هایش ببخشد و لبخندی بر لب دیگری بنشاند. اگر امروز توانستم قدمی بردارم به برکت آموزش‌های کنگره، محبت راهنما، دعای خانواده و لطف بی‌پایان پروردگار بود. این انگشتر برای من یک یادگاری نیست؛ یک عهد است ...
عهدی که هر بار به آن نگاه می‌کنم، از خودم بپرسم: آیا امروز نیز به اندازه دیروز انسان بهتری بوده‌ام؟ آیا خدمتی کرده‌ام؟ آیا چراغی را روشن کرده‌ام؟ امروز بیش از همیشه فهمیدم که ارزش واقعی انسان به آن چیزی نیست که جمع می‌کند؛ بلکه به آن چیزی است که با عشق می‌بخشد.
از خداوند سپاسگزارم که روزی دستم را گرفت تا از تاریکی عبور کنم و امروز توفیق داد تا دستم در مسیر خدمت باز باشد.
خدایا... مرا شایسته این محبت قرار بده!
کمکم کن هیچ‌گاه از مسیر آموزش، خدمت و محبت دور نشوم. اجازه نده غرور، جای شکرگزاری را در دلم بگیرد. توفیق بده که همیشه رهرو راه کنگره۶۰ باشم و بتوانم ذره‌ای از محبتی را که دریافت کرده‌ام به دیگران منتقل کنم و اگر لیاقت و صلاحم در آن است، روزی مرا نیز به افتخار پوشیدن شال پهلوانی برسان، نه برای نام و نشان؛ بلکه برای آن‌که خدمتگزار بهتری باشم و دینم را به این مسیر نورانی، اندکی بیشتر ادا کنم. آمین

نویسنده: همسفر زهرا (راهنما تغذیه سالم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .