جلسه پنجم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گرمسار به استادی راهنمای ویلیام وایت همسفر عارفه، نگهبانی همسفر اعظم و دبیری همسفر انسیه با دستور جلسه «وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
این وادی به ما میگوید: باید سعی کنیم که از آن دنیای ذهن خارج شویم و وارد دنیای عمل شویم؛ سعی کنیم آن چیزی که آموزش گرفتهایم را عملی کنیم. من چون راهنمای تازه واردین هم هستم؛ خیلی از افرادی که وارد این مکان میشوند میگویند چگونه زندگیمان را تغییر بدهیم، با توجه به آن چیزی که داخل این وادی یاد گرفتهایم و این وادی دقیقاً حرفش این است که ما باید عمل کنیم. همانطوری که گفتم فقط آموزش صرف نیست؛ ما فقط آموزش نمیگیریم سعی میکنیم تکتک آموزشها را در زندگی خودمان پیاده کنیم.
آقای مهندس یک سری قدمها را معرفی میکنند که داخل لژیون سردار ما در مورد قناعت و پسانداز صحبت کردیم. ما هر کدام از این قدمها را که طی کنیم دنیایی از حرف برای ما دارند. پله اول که میگوید: دوری از ضدارزشها، من هم آن اوایل که به کنگره آمده بودم خیلی این اسم ضدارزش برایم سنگین بود. اینکه چرا اینجا هم دارد ارزشگذاری میشود؛ من قبلاً تمام باورهای خودم را از دست داده بودم و با هر چیزی که ارزش و ضدارزش میکرد مخالف بودم؛ اما امروز صحبتی که همسفر عاطفه کردند خیلی جالب بود ایشان فرمودند: اصلاً نگویید ضدارزش، هر چیزی که ارزش نداشته باشد میشود ضدارزش. هر چیزی که بیارزش باشد و حالا میتوانیم اسمش را بگذاریم کار منفی، کار نادرست، هر جور که ما میتوانیم ارتباط برقرار کنیم یا یک سری کارهای نادرست است که اگر انجامش بدهیم ما را از آن تعادل خارج میکند و ما را وارد دنیای تاریکی میکند؛ یکی از آنها مواد مخدر است که خب باعث میشود فرد از تعادل خارج شود.
مواد مخدر به خاطر تخریبی که در سیستم بدن وارد میکند باعث میشود که از خانواده دوری کند، این بند محکمی است که به پایش بسته میشود؛ اول خیلی لذتبخش و خیلی شیرین است که باعث بیشتر شدن تمرکز و توان همه این چیزها میشود؛ ولی بعد از یک مدت دیگر میشود آن بندی که هرجا میروید باید با خودتان بکشید، در جمع خانواده نمیتوانید راحت باشید، در جمع هر دوستی نمیتوانید بروید و کلی محدودیت که به خاطر این بند ایجاد میشود.
یک بند دیگر اضافه وزن است که خیلیها به خاطر اضافه وزنشان محدودیتهایی برایشان ایجاد میشود؛ یعنی اگر نگاه کنیم مثل همان مواد مخدر است؛ فرد فقط به فکر این است که کدام رستوران بروم و فلان خوراکی را بخورم که لذت بیشتری ببرم. یک بند دیگری که وجود دارد بند سیگار، قلیان و مواد نیکوتیندار است که آن هم مثل مواد مخدر در اول خیلی جذاب است؛ هیچ شکی نیست؛ یعنی همه مصرفکنندهها اول از مصرف لذت میبرند و واقعاً چیز لذتبخشی است. من خودم خیلی سیگار و قلیان را دوست داشتم میگفتم اصلاً بدون اینها نمیشود زندگی کرد؛ ولی بعد از یک مدت تبدیل به بند میشود؛ به جایی رسیدم و دیدم که از خانواده دوری میکنم مخصوصاً اگر خانواده ندانند. من اوایل کنار دوستانم مصرف میکردم، بعد همین که دیدم واکنش منفی دارند کمکم ارتباطم را دور میکردم و کلاً حذفشان کردم. در اینجا آن سیگار برای من تعیین میکرد که با چه کسی دوست شوم و سیگار همدم و پناه من میشود.
یک سری از بندها دیده نمیشود مثل دروغ گفتن، غیبت کردن و شاید اینطوری ملموس نباشد؛ باید بتوانیم تکتک اینها را عملی کنیم و در وجود خودمان پیاده کنیم و باور کنیم. آقای مهندس هر چیزی که میگویند به نفع خودمان است. او یک انسان توانمند میخواهد که در تمام جهات باشد. آقای مهندس دغدغه مال من را دارد و میخواهد انسانی با توانمندی مالی باشم، دغدغه سلامت من را دارد و میخواهد یک انسان چابک باشم و بتوانم راحت پیادهروی کنم، فعالیتهایم را انجام بدهم؛ دغدغه تغذیه و سلامت ما را با همین سفرهایی که برایمان مهیا کرده است واقعاً به خودم میگویم؛ به تکتک آموزش باید عمل کنم؛ چون خیر من داخل آن است و قطعاً بهره بیشتری خواهم برد؛ بهتر میتوانم از فضای کنگره استفاده کنم و خودم را از خودم به یک نسخه بهتر تبدیل کنم.
نفرات برتر آزمون فاینال
.jpg)

تایپیست: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون اول)
ارسال: راهنما همسفر زینب
همسفران نمایندگی گرمسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
243