دستور جلسه این هفته «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» وادی پنجم به ما میآموزد که باید حرکت کنیم؛ تا حرکت نکنیم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و به تنهایی با فکر و تفکر مشکلات حل نمیشود؛ به خصوص برای درمان اعتیاد فرد بایستی حرکت کند، حرکت است که تفکرات ما را کامل میکند و ما را به مقصد و هدف میرساند. انسان باید تمام آموزشهای خود را به صورت عملی، اجرایی کند. در این وادی میآموزیم که باید از ضد ارزشها برگردیم و با قدمهایی محکم و توکل به خداوند به سمت نور و روشنایی حرکت کنیم. ما با استفاده از تفکراتمان و قدرت تصویرسازی ذهن، هر چیزی حتی غیرممکنها را میتوانیم در همین لحظه در ذهن خود خلق نماییم. وادی پنجم میگوید که از جهان ذهنی باید قدم به جهان عملیاتی بگذاریم.
به بهانه این دستور جلسه، مصاحبهای با همسفر فاطمه داریم که از شما همراهان گرامی میخواهم همراه ما باشید. همسفر فاطمه به همراه مسافرشان میثم با آخرین آنتیایکس مصرفی مسافر، هروئین وارد کنگره۶۰ شدند؛ به مدت ۱۵ ماه و ۱۶ روز به روش DST و شربت OT و با راهنمایی مسافر عبدی و راهنمایی همسفر لیلا سفر کردند؛ در حال حاضر ۳۵ روز است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره۶۰ فوتبال و همسفر اروبیک میباشد.
از دیدگاه شما ساختارهای ذهنی و فکری چه نقشی در رسیدن به رهایی و درمان دارند؟ آیا داشتن یک ساختار ذهنی مناسب به تنهایی برای انجام صحیح امور و رسیدن به هدف کافی است؟
ساختار ذهنی و فکری نمایانگر راه و مسیری است که شخص در آن حرکت میکند؛ اگر ساختار منفی باشد (ناامیدی، ترس، منیت و ...) اجازه رسیدن به مسیر درمان و رهایی را نمیدهد؛ پس قدم اول داشتن تفکر صحیح بر پایه جهانبینی کنگره۶۰ است؛ اما داشتن یک ساختار ذهنی مناسب به تنهایی کافی نیست؛ تفکر بدون حرکت و اجرای عملی مانند نقشهای است که هرگز ساخته نمیشود. برای رسیدن به رهایی و درمان باید از مرحله تفکر (قوه) به مرحله عمل (فعل) درآییم.
لطفاً بفرمایید یک همسفر با بهرهگیری از آموزشهای کنگره۶۰ و علم جهانبینی چگونه میتواند بر ترسها و نگرانیهای درونی خود غلبه کند؟
وادی پنجم میگوید که ترسها با فکر کردن از بین نمیروند، بلکه با مواجه و حرکت فرو میریزند. یک همسفر نمیتواند با نشستن و فکر کردن به ترسها و نگرانیهای آینده بر ترس غلبه کند؛ همانطور که میدانیم ترس و ناامیدی ریشه در جهانبینی غلط دارند و مانع رسیدن به آرامش، رهایی و حرکت صحیح میشوند؛ اما وقتی همسفر شروع به انجام وظایف همسفر بودن خودش در مسیر وادیها میکند و نتایج آن را به مرور میبیند، ترسها جای خود را به اعتماد میدهند و با اعتماد به نفس و امیدواری بیشتر برای رسیدن به اهداف خود تلاش میکند.
چگونه به مسیر آموزشهای کنگره۶۰ اعتماد و باور پیدا کردید و چه عواملی باعث شد در این مسیر ماندگار شوید؟
شخصی که فقط شنیده است به مسیر اعتماد پیدا نمیکند؛ بلکه کسی اعتماد میکند که یک بار عمل کرده و نتیجه گرفته است. ماندگاری در مسیر، ناشی از این است که فرد میبیند، هرچه در جهانبینیهای کنگره پیش میرود و هرچه بیشتر در مسیر ارزشها قدم میگذارد، دریافتهای بسیار مثبتی دارد و این موضوع رابطهای مستقیم با باور پیدا کردن به مسیر و روش کنگره۶۰ است.
به نظر شما صبر و تحمل چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ هر یک چه تاثیری بر روح، روان و نگرش انسان بر جای میگذارند؟
تحمل یعنی فرد در حال تحمل کردن فشار است؛ اما تغییری در شرایط نمیدهد و مدام منتظر عوض شدن شرایط است. صبر یعنی فرد طبق برنامه پیش میرود، کارش را انجام میدهد و با آرامش منتظر میماند تا اثر عملش ظاهر شود؛ در صبر ما در حال ساختن هستیم اما در تحمل فقط در حال دوام آوردن، هستیم.

با توجه به آموزشهایی که در کنگره دریافت کردهاید، آیا توانستهاید در برابر مشکلات و سختیهای زندگی در برابر حکمت الهی و تقدیر خود به تسلیم برسید؟ این نوع نگرش چه تاثیری بر آرامش و کیفیت زندگی شما داشته است؟
بله، در کنگره آموختم که تسلیم بودن به معنای یک جا نشستن و حرکت نکردن، نیست؛ تسلیم در وادی پنجم یعنی اینکه من بهترین عملکرد خودم را داشته باشم؛ اما در نتیجه آن مقابل خواست خداوند و تقدیر، تسلیم باشم چون من تمام مسئولیت خود را انجام دادهام؛ پس حتما بهترین تقدیر برایم رقم میخورد حتی اگر مطابق میل من نباشد.
به نظر شما عنوان این دستور جلسه (تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.) چه ارتباطی با درمان اعتیاد و مسیر رهایی دارد؟
یعنی تفکر بدون حرکت، ناقص است. در درمان اعتیاد، اگر مسافر فقط فکر کند که باید به رهایی برسد، اما در عمل حرکت نداشته باشد با وسوسهها نجنگد و دارو را طبق برنامه مصرف نکند، درمان هرگز کامل نمیشود. «توام با رفتن و رسیدن» یعنی پیوند زدن آنچه در ذهن داریم به آنچه در واقعیت انجام میدهیم تا قدرت مطلق نیز در این مسیر یاری کند.
با توجه به اینکه شما در لژیون تغذیه سالم به رهایی رسیدهاید، تفکر و حرکت در این مسیر چقدر برای رهایی شما مؤثر بوده است؟
در تغذیه، تفاوت بین دانستن روش کاهش وزن و کاهش عملی وزن، دقیقاً همان تفاوت وادی اول و پنجم است؛ اگر فقط بدانیم تغذیه سالم خوب است، اما در عمل سفره خود را تغییر ندهیم، هیچ رهایی و بهبودی در سطح جسمانی رخ نمیدهد. موفقیت شما در لژیون، حاصل تغییر رفتار و رعایت اصول روزانه بوده است، نه فقط دانستن اصول تغذیه؛ ساختار ذهنی متناسب با کاهش وزن با عمل در مسیر و حرکت به نتیجه میرسد.
به نظر شما برای دستیابی به جهانبینی صحیح، تعادل و آرامش هر یک از ما در کنگره۶۰ چه وظایف و مسئولیتهایی را بر عهده داریم؟
در کنگره، علم زندگی کردن آموخته میشود. وظیفه ما این است که سیستم آموزشی (سیدیها، کارگاههای آموزشی، لژیون و ...) را به عنوان یک مرجع اصلی بپذیریم و دانستههای خود را از مرحله قوه به فعل تبدیل کنیم. همانطور که دیگران بدون توقع به ما خدمت میکنند ما قطع کننده این چرخه نباشیم و حال خوش را به دیگران و خودمان با خدمت ارائه دهیم.
کلام پایانی:
از آقای مهندس بابت این دستور جلسات و آموزشهای ناب ایشان بسیار سپاسگزارم. من در کنگره چیزهای زیادی یاد گرفتم که هیچ جای دیگری نتوانست آنها را به من آموزش دهد؛ روش درست زندگی کردن، آداب و معاشرت، نقطه صبر، تحمل و خیلی چیزهای دیگری که من تنها در کنگره یاد گرفتم؛ همه اینها را مدیون آموزشهای ناب کنگره۶۰ هستم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار تا بسیار سپاسگزارم.
طراحان سؤال: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) و همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
تنظیم کننده: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
109