جلسه پنجم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر طاهر و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من در روز یکشنبه مورخ ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد
سلام دوستان، طاهر هستم، مسافر.
خداوند را شاکرم به خاطر این توفیق و این خدمت، انشاءالله که از وجود هم آموزش بگیریم. از جناب مهندس سپاسگزارم و خانواده محترمشان که این بستر، این جایگاه و این سلامتی را برای ما فراهم کردند. رهبر و مربی همه ی ما مهندس است و باید همیشه شاکر و سپاسگزار جناب مهندس باشیم.
به قول علیآقا و استاد خودم، دوستان، اعتیاد درمان دارد و درمان قطعی هم دارد، منتها فقط در کنگره ۶۰. یک گریز هم بزنم به بحث سیگار و جایگاه سیگار. ما وقتی که صحبت از درمان میکنیم، درمان مواد بسته به درمان سیگار عزیزان است. کسانی که در سفر اقدام میکنند برای درمان سیگار، همزمان با درمان مواد و آن رهایی که مدنظر کنگره است میرسند؛ در غیر این صورت هیچ نتیجهای نمیگیرند. عزیزانی که سیگار میکشند، حتی اگر سفر موادشان هم تمام کنند و رهایی گرفته باشند، هنوز در بندند، رهایی نگرفتهاند و آن سیگار برشان میگرداند. جناب مهندس میگوید درمان سیگار مکمل و کاملکننده درمان مواد است. قضیه مدنظر عزیزان باشد و نسبت به درمان سیگارشان هم همانطور که نسبت به درمان مواد جدیت دارند، بحث سیگار را هم جدی بگیرند و انشاءالله حتماً بعد از دو ماه سازگاری برای درمان سیگار اقدام کنند.
اگر دقت کرده باشید، در وادی پنجم میگوید در جهان ما تفکر،قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن؛آن را کامل می نماید. یعنی باید حرکت کنیم. منتها چه حرکتی و چجوری حرکت کنیم؟ در وادی پنجم دقیقاً راه حرکت و چگونگی حرکت را برای ما نوشته که بهش اشاره میکنم.
قبل از آن میخواهم به این موضوع اشاره کنم که چرا در وادی پنجم از سه تا جهان نام برده شده؛ از جهان طبیعت، جهان ماده که درش هستیم، از جهان خواب و جهان ذهن صحبت شده. چرا این سه تا جهان؟ چه ربطی به اعتیاد دارد؟ موضوع خیلی مهمی است. یعنی اعتیاد این سه تا جهان ما را خراب کرده؛ خواب ما خراب شده. جهان خواب ما یعنی اینکه ما باید ده میخوابیدیم، یازده میخوابیدیم، ما بهجایش شبها همش بیدار بودیم و روزها میخوابیدیم و این جهان خواب ما خراب شده به واسطه اعتیاد.جهان ذهن؛ توی ذهن ما چه خبر است؟ چقدر ذهن ما شلوغ است و چقدر افکار منفی و چقدر چیزهای ناجور در ذهن ما ریخته که حتی ما خیلی وقتها به خاطر این مشغلههای ذهنی نمیتوانیم درست فکر کنیم، درست رفتار کنیم. اگر یک موضوعی، یک چیزی میخواهیم، یادمان نمیآید، باید کلی فکر کنیم؛ به خاطر اینکه جهان ذهن ما به خاطر مواد و آن بینظمی به هم ریخته شده.وجهان طبیعت؛ دنیای ما خراب شده. زندگی من خراب است، کار من خراب است، وضعیت من خراب است، حال و روز من خراب است. خب همه این خرابیها از کجا به بار آمده؟ اعتیاد خیلی پیچیدهتر از اینهاست و حتی به هفت کالبد ما آسیب زده. حالا یک مقداری نمیخواهم زیاد سنگین صحبت کنم که عزیزان اذیت بشن، ولی میخواهم بهتون بگم که تخریبهای مواد بیشتر از این چیزهاست. ما خود مواد را میبینیم، ولی تخریبهای مواد خیلی مهمتر است.
در وادی پنجم میگوید اگر میخواهی از نگرانی، ترس، اضطراب، ناراحتی و بیقراری خارج بشوی، باید به وادی پنجم را عملی کنی. باید چیکار کنی؟ میگوید دوری از ضد ارزشها. خود سیگار یک ضد ارزش است، بزرگترین ضد ارزش سیگار است.یا میگوید خودداری. خودداری یعنی چی؟ یعنی جلوی خودت را بگیر. اگر میدانی جایی مواد مصرف میکنند نرو. اگر جایی میدانی رفیقای مصرفکنندهات هستند نرو. مراسم عروسی، احتمال میدهی آقا شاید بساط به کار باشد، نرو. در سفر اول اینها برای یک مسافر سفر اولی این حکم را دارد. یا آقا اصلاً عزاداری است، احتمال میدهی الان بساط عرقخوری باشد، بساط تریاک باشد، خودداری؛ جلوی خودت را بگیر.
یا در مورد صبر صحبت میکنیم. دوستان، معنی صبر چیه؟ صبر به معنی تنبلی یا انجام ندادن کار نیست. صبر اتفاقاً خود حرکت است، منتها حرکتت درست است. میگوید الان صبح ساعت هفت وعده صبحات را خوردی. دو نوع صبر را من براتون تعریف میکنم. اولاً که وعده صبحات مثلاً دو سیسی؛ میگوید دو سیسی بخور، صبر کن، دو سیسی و نیم نخور، بیشتر نخور، کمتر نخور. وعده بعدیت که مثلاً سه بعدازظهره، میگوید تا سه بعدازظهر صبر کن، دیگه شربت نخور، دیگه گریز نزن، صبر کن. ببین این معنی صبره؛ یعنی کارت را درست انجام بده. ما خیلی وقتها معانی را درست دریافت نکردیم. معنی صبر اینه: پلههایت ۲۱ روزه است، پلههایت را درست برو، وعدههایت را درست برو.
یا میگوید تجسس نکن، قضاوت نکن، غیبت نکن. چه کار داری که رفیق تو دارد چیکار میکند؟ چه کار داری اونی که با تو اومده الان چقدر دارد شربت میخورد؟ چه کار داری که الان راهنمای اون به اون چی گفته؟ ببین این تجسس و قضاوته. برای یک سفر اولی سهمه، اصلاً نباید کاری به کار رفیقت داشته باشی. اصلاً ما چیزی به نام رفیق نداریم. آقا احسان همیشه به ما اینجوری میگفت، میگه نه چپ رو نگاه کن نه راستت را، سرت را بنداز پایین، فقط راه خودت را برو.
ببینید، همه این مولفهها در سفر اول کاربردی و به درد ما میخورد. اگر گفته راضی باش، اگر گفته رضا و تسلیم، یعنی آقا تسلیم مطلق باش، گوش به حرف راهنما باش.
به افتخار خودتان و آقای مهندس دست بزنید. متشکرم.

عکاس: مسافر عباس لژیون سوم
ویرایش،تنظیم ،ارسال: مسافر احمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
114