چهاردهمین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمدیپور قم با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر هاشم و دبیری مسافر علی با دستور جلسه: «وادی پنجم و تاثیر آن روی من: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل می نماید» روز یکشنبه 28 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام، علی هستم یک مسافر. از دبیر جلسه، علی آقا، بابت قرائت خلاصه عملکرد جلسه قبلی تشکر میکنم. خداوند را شکر میکنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتهام. از آقای مهندس و راهنمای خوبم، علی آقا، تشکر میکنم؛ چرا که اگر امروز در این جایگاه حضور دارم، مدیون زحمات این عزیزان هستم. همچنین از تمامی خدمتگزاران شعبه، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه سپاسگزارم که اجازه دادند امروز من در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش ببینم و خدمت کنم.
در رابطه با وادی پنجم و تأثیر آن روی من؛ «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.» در چهار وادی گذشته، من آموختم که اساساً باید تفکر کنم. تفکرات من باید مثبت باشند و نباید به گونهای باشند که به انسانی ناامید تبدیل شوم. تا زمانی که زنده هستم و زندگی میکنم، خداوند و کائنات این فرصت را در اختیار من قرار دادهاند تا تغییر کنم، شکستهای گذشتهام را به پیروزی تبدیل نمایم و به همین ترتیب ادامه دهم. در وادی سوم آموختم که از هیچکس انتظاری نداشته باشم. بیشترین بار مسئولیتِ فکر کردن بر عهده خودم است. انسانهای زیادی برای کمک به من میآیند، اما بیشترین بار مسئولیت تفکر درباره زندگیام بر عهده خودم است. در وادی چهارم یاد گرفتم که مسئولیتهایم را بپذیرم. هر اشتباهی که مرتکب شدهام، انجام دادهام؛ لذت آن را در زمان خودش بردهام و اکنون که باید پاسخگو باشم، پای کارم بایستم، فکر کنم، چارهای بیندیشم و حرکت کنم. با تمام وجود حرکت کنم و بخواهم که از آن مشکل خارج شوم.
این چهار وادی بسیار مهم هستند و شاید ۷۰ یا ۸۰ درصد از راه را شامل شوند؛ اما در وادی پنجم مطرح میشود که این چهار وادی به تنهایی کافی نیست. تفکر کردن بسیار خوب است، اما تا زمانی که در راستای تفکرات خود حرکت نکنی، آن تفکرات هیچ ارزشی ندارند و نمیتوانی هیچ دستاوردی داشته باشی. در وادی پنجم، آقای مهندس درباره سه جهان صحبت میکنند و میفرمایند همین اکنون که ما در این بُعد زندگی میکنیم، به طور همزمان در سه جهان در حال زندگی هستیم: یکی جهان خواب است که تعریف و داستان مفصلی دارد و در حال حاضر در این جایگاه استادی نمیتوان زیاد درباره آن صحبت کرد (آقای مهندس در سیدیهای خود، تقریباً هر سه یا چهار سیدی یک بار، درباره جهان خواب صحبت میکنند که موضوع مفصلی است)؛ جهان دیگر، جهان ذهنی است و جهان سوم نیز همین جهان فیزیکی است که در حال حاضر در آن زندگی میکنیم.
آقای مهندس در رابطه با جهان ذهنی صحبت میکنند و میگویند: جهان ذهنی، مقدمه و تمرینی برای زندگی کردن در جهان فیزیکی است. به این معنا که من هر خواستهای دارم، ابتدا آن را در ذهن خود پدیدار میکنم، تصویرسازیاش را انجام میدهم، ابعاد مختلف، محاسن و معایب آن را در نظر میگیرم و در مرحله دوم باید حرکت کنم؛ یعنی مرحله دوم، مرحله عملیاتی کردن است. وارد کنگره میشوم و تصویرسازی میکنم که باید پس از ۱۰ الی ۱۱ ماه به رهایی برسم و در اینجا گل رهایی را اعلام کنم. این یک تصویرسازی است. حال در این تصمیمی که میگیرم باید چه کاری انجام دهم؟ باید به سخنان راهنمای خود گوش بسپارم، پلههایم را به درستی انجام دهم، ورزش کنم، به رشته شنا بروم و خدمت کنم. خدمت کردن در مرحله درمان بسیار تأثیرگذار است و به من کمک شایانی کرد. مرحله دوم، عملیاتی کردن آن است؛ چرا که نیروی منفی دست از سر من برنمیدارد. من از این در خارج میشوم و با خود میگویم که باید به حرف راهنمایم گوش کنم، اما شرایطی پیش میآید که ممکن است به آن تفکر خود عمل نکنم. بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله عملیاتی کردن نیز بسیار حائز اهمیت است. اما برای اینکه من خواستههایم را عملیاتی کنم، باید از عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و اضطراب عبور کنم؛ و برای عبور از این موارد، تنها یک راه وجود دارد و آن هم تزکیه و پالایش است. آقای مهندس در کتاب عنوان میکنند که اگر بخواهید یک آب آلوده را تصفیه کنید، برای پاکیزگی آن فقط یک راه وجود دارد و آن هم تصفیه کردن است. اگر من نیز بخواهم از امور منفی درونم و از ناخالصیهایم عبور کنم و تفکراتم را عملیاتی سازم، باید تزکیه و پالایش انجام دهم.
آقای مهندس در این وادی به هفت نکته اشاره میکنند: نخستین مورد، دوری از ضد ارزشهاست. ایشان میگویند ضد ارزشها به گونهای هستند که روان انسان را به هم میریزند. در مرحله اول باید از ضد ارزشها دوری کنم؛ البته آقای مهندس درباره هر یک از این موارد حدود پنج یا شش خط صحبت کردهاند که من از آنها عبور میکنم. دومین مورد خودداری، سومین مورد قناعت کردن، چهارمین مورد صبر کردن، پنجمین مورد دوری از تجسس، قضاوت و غیبت، ششمین مورد پسانداز کردن و هفتمین مورد نیز این است که به آنچه خداوند در مسیرت قرار میدهد، راضی باشی.
از اینکه به صحبتهایم گوش سپردید، بسیار سپاسگزارم.

عکس: مسافر محمد(لژیون هفتم) مسافرمحمدعلی(لژیون سوم)
تایپ: مسافر محمد(لژیون هفتم) مسافر ابوالفضل (لژیون یکم)
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر سینا (لژیون یکم)
گروه خبری مسافران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
862