چهارمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد با استادی مسافر پیمان، نگهبانی مسافر جمشید و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه: «وادیپنجم(در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۸تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
شکرگزار خداوند هستم که بار دیگر توفیق حضور در این جایگاه را نصیب من کرد. از ایجنت مسافر مجتبی، بابت اعتمادی که به من داشتند و این جایگاه را در اختیارم قرار دادند، صمیمانه تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز در مورد «تفکر» است. اگر به گذشته خودم نگاه کنم، میبینم که قبل از آشنایی با کنگره۶۰، بیشتر کارهایم بدون فکر بود؛ اول عمل کرده و بعد به نتیجه آن فکر میکردم. حتی در برخورد با خانواده و اطرافیان نیز همینگونه بود؛ اما وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، آرامآرام یاد گرفتم که قبل از هر تصمیم و هر اقدامی، ابتدا تفکر کنم و سپس عمل نمایم.
در اینجا لازم میدانم از راهنمای درمانم مسافر امیرحسین تشکر کنم. ایشان ۱۰ماه با صبر، حوصله و دلسوزی کنار من بودند و آموزش دادند. شاید خیلی از نزدیکانم توان تحمل شرایط آن روزهای مرا نداشتند؛ اما راهنمایم با عشق و مسئولیتپذیری در کنارم ماند. اگر امروز زندگیام با کنگره۶۰ گره خورده است و تمام تلاشم در مسیر آموزش و خدمت است، این را مدیون آموزشهای راهنمایم هستم.
گاهی دوستان از من میپرسند: «چطور تمام زندگی تو صرف کنگره۶۰ شده است؟» پاسخ من این است که اگر این سیستم در مسیر زندگیام قرار نمیگرفت، شاید عمرم بیهوده و فقط به حرف زدن و تکرار اشتباهات میگذشت؛ اما امروز یاد گرفتهام که هر کاری را با تفکر انجام دهم؛ اگر به نتیجه درستی برسم، عمل میکنم و اگر تردید داشته باشم، از راهنمایم کمک میگیرم. ما در کنگره۶۰ الگوهای ارزشمندی داریم که میتوانیم از رفتار و عملکرد آنها درس بگیریم.
تازه متوجه شدم که در دوران مصرف موادمخدر، آنقدر از زندگی فاصله گرفته بودم که شب و روز را گم کرده بودم. امروز که به گذشته نگاه میکنم، باورم نمیشود توانستم در کنگره۶۰ بمانم و به این جایگاه برسم.
از همه اعضا، بهویژه تازهواردین، خواهش میکنم قدر صندلیهای کنگره۶۰ و حضور در جلسات را بدانند. من با وجود ۳سال رهایی، هنوز هم با چالشهای زیادی روبهرو هستم و حتی احساس میکنم سختیهای سفر دوم از جهاتی بیشتر است؛ اما تفاوت امروز با گذشته این است که دیگر برای حل مشکلات، با تفکر و آموزش عمل میکنم، نه با عجله و احساس.
تجربه دیگری هم که برایم بسیار ارزشمند بود، این است که همسفرم ۱۰ماه همراه من به کنگره۶۰ میآمد؛ اما راهنمایم همیشه میگفت: «او کنار تو سفر میکند؛ اما باید مسیر خودش را پیدا کند.» بعدها در یکی از جلسات شنیدم که تا زمانی که همسفر روی خودش کار نکند، تغییرات اساسی شکل نمیگیرد. آنجا بود که متوجه شدم هر انسان باید مسئول رشد و آموزش خودش باشد و هیچکس نمیتواند به جای دیگری این مسیر را طی کند.
امروز هرچه دارم، پس از لطف خداوند، مدیون راهنمای درمانم و آموزشهای کنگره۶۰ هستم. بزرگترین دستاورد این آموزشها برای من این بوده است که یاد گرفتهام قبل از هر تصمیم، ابتدا تفکر و سپس حرکت کنم؛ زیرا تفکر صحیح، آغاز یک عمل درست و سرآغاز تغییر در زندگی است.

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر کریم (لژیون چهارم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
141