در مسیر تکامل، بسیاری از ما در تله فکر کردن گرفتار میشویم. ۴ وادی ابتدایی ما را در دنیای تفکر و تحلیل غوطهور میکنند، اما وادی پنجم با صراحتی تکاندهنده به من آموخت: «در جهان ما، تفکر بهتنهایی قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند.» این جمله نقطه عطفی در جهانبینی من بود؛ زیرا دریافتم که تمام تحلیلهای درست و آموختههای ذهنی، اگر به مرحله عمل و حرکت نرسند، چیزی جز خیالی خوش نخواهند بود. وادی پنجم برای من، فرمان حرکت است. آموختم تفکر، نقشه راه را ترسیم میکند؛ اما رسیدن به مقصد مستلزم گام برداشتن است. در این مسیر متوجه شدم برای تبدیل شدن از انسانی بیتعادل و آشفته به انسانی متعادل و موجه، تنها یک راه وجود دارد و آن تزکیه و پالایش است. همانگونه که آب آلوده برای زلال شدن نیاز به تصفیه دارد، روان و اندیشه من نیز برای رسیدن به آرامش، نیازمند پالایش و دوری از ضد ارزشهاست.
تأثیر وادی پنجم بر من، در قالب هفت گام عملی تجلی یافت. نخستین گام، بازگشت از ضد ارزشها بود؛ جایی که پذیرفتم هرچه بیشتر به سمت ارزشها حرکت کنم، فاصله من با تاریکیهای گذشته بیشتر خواهد شد؛ سپس با مفهوم خودداری آشنا شدم و آموختم چگونه بر خواستههای نامعقول و بازدارنده خود غلبه کنم. در ادامه قناعت را فرا گرفتم تا قدر داشتههایم را بدانم و نگاهم از کمبودها به نعمتها معطوف شود. یکی از مهمترین تأثیرات این وادی بر من، درک عمیقتر مفهوم صبر بود. آموختم صبر، انتظار منفعلانه و بیهدف نیست؛ بلکه تحمل زمان همراه با تلاش، کوشش و حرکت در مسیر رسیدن به هدف است. همچنین در فرآیند پالایش، یاد گرفتم از تجسس، قضاوت و غیبت دوری کنم تا فضای ذهنی و روانیام از آشفتگیها و حاشیههای بیهوده پاک شود. در ادامه این مسیر، مفهوم پسانداز را نیز آموختم؛ اینکه برای ساختن آیندهای بهتر باید بخشی از داشتههای خود را حفظ و مدیریت کنم. سرانجام به بخش ارزشمند توکل، رضا و تسلیم رسیدم و درک کردم باید تمام توان خود را به کار بگیرم؛ اما نتیجه را به اراده و حکمت قدرت مطلق بسپارم.
من از وادی پنجم آموختهام، برای رهایی از اضطراب، ناامیدی و آشفتگی لازم است پندار، گفتار و کردار سالم را در کنار یکدیگر قرار دهم و میان آنها هماهنگی ایجاد کنم. وادی پنجم به من آموخت؛ زندگی بر پایه قانونی استوار بنا شده است؛ قانونی که در همه سطوح حاکم است: «تا حرکت نکنی، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.» اکنون میدانم رسیدن به درمان و تعادل در جسم، روان و جهانبینی در گرو همین حرکت مستمر و آگاهانه است. امروز دیگر تنها یک متفکر نیستم؛ بلکه رهرو هستم که میداند لذت واقعی نه در دانستن راه، بلکه در پیمودن آن و رسیدن به مقصد نهفته است. این سفر، سفر بازگشت به خویشتن است؛ سفری که در آن هر گام کوچک، مرا از بند عادتهای کهنه رها میکند و به سوی انسانی آگاهتر، متعادلتر و کاملتر سوق میدهد. وادی پنجم برای من ابزاری شد تا آموختهها و تفکرات منطقی خود را به مرحله اجرا درآورم و آرامشی را تجربه کنم که تنها در سایه عمل و حرکت به دست میآید.
نویسنده: مرزبان همسفر نرجس
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
91