دومین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی نیمایوشیج بهشهر، به استادی راهنمای محترم مسافر رضا، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر ایرج، با دستور جلسه «وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید» یکشنبه 28 تیر 1405 ساعت۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر. شاکر خداوند هستم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا بر روی این صندلی بنشینم و خدمت کنم و از مشارکت دوستان آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز وادی پنجم و تأثیر آن روی من است.
چهار وادی تفکر را پشت سر گذاشتیم و وارد مرحله عملیاتی میشویم،اینجاست که من به عنوان رهجو با توجه به آموزشهای کنگره یاد میگیرم که نمیتوانم به صرف نشستن و خواستن به آن نتیجهای که میخواهم برسم،درسته،خواسته یکی از شرایطی ضروری برای رسیدن به هدف برای من است،اگر خواسته و هدفی نباشد کاری صورت نمیگیرد،اما اگر این خواسته فقط در فعل خواسته باقی بماند نتیجهای حاصل نمیشود و من در جا میزنم. پس برای رسیدن به خواسته باید حرکتی را شروع کنم.
شروع حرکت برای من بهعنوان یک مصرف کننده مواد مخدر در ابتدا به این صورت است که حضور من در مکانی برای رسیدن به درمان اتفاق میافتد. با تفکر و بررسیهای لازم آن مکان را پیدا میکنم و شروع میکنم به سفر کردن. سفری که بسیار راحت است، مانند پراندن یک مگس از روی دست است،اما سختیهای خاص خودش را دارد و آنجایی هست که من باید در برابر نیروهایی که مقابل من قرار میگیرند و تلاش میکنند تا مرا از مسیر منحرف کنند مبارزه کنم،مقاومت کنم تا به آن خواسته خودم برسم. نیروهای بازدارندهای مثل کار،خانواده،زندگی و هر چیزی که میتواند مانع آمدن من برای رسیدن به خواستههایم شود. یکی از بزرگترین مسائل میتواند موضوع مالی باشد که من ازلحاظ مالی مشکلاتی دارم و اگر نتوانم آن را برطرف کنم باید کاسه چه کنم در دست بگیرم.
یکی از مهمترین آیتمهایش این است که در مورد پس انداز صحبت میکند و تأکید دارد پسانداز برای انسانی است که واقعاً ندارد. کسی که دارد نیازی به پسانداز ندارد،منی که ندارم باید برای روزی که دچار مشکل میشوم پسانداز کنم. امروز هر چه را که به دست میآورم اگر هزینه میشود،اگر قدرت پسانداز فردا را نداشته باشم،اگر فردا نتوانستم پولی دربیاورم قدر مسلم دچار مشکل میشوم.

خب این را به شعبه خودمان بسط میدهیم،روز اولی که یک سری از دوستان با حضور در تریبون برای به درمان رسیدن اقدام کردند،این چنین مکانی وجود نداشت و نمایندگی بهشهر قبل از اینکه پساندازی داشته باشد،قبل از اینکه موجودی نقدی داشته باشد با حمایت شعب دیگر هزینهای را انجام داد و این ملک را خریداری کرد. با تمام سختیها و کاستیها این ساختمان راهاندازی شد و با تمام مشکلاتی که وجود داشت در گلریزانها و با حمایت لژیون سردار هزینه این ملک پرداخت شد. پسانداز از آنجایی معنا یافت که بعد از پرداخت هزینه ملک گلریزانها ادامه پیدا کرد و با پرداختهایی که اعضا در نمایندگی انجام میدادند مبلغی بهعنوان ودیعه جهت وام گرفتن برای تکمیل این نمایندگی فراهم شد.
این ملک ساخته شد و با این شرایط در کمال آسایش و به راحتی نشستهایم. در روزهای دوشنبه و پنجشنبه همسفرانمان را به شعبه میآوریم سرمان را بالا میگیریم و با لذت و احترام اینجا مینشینیم و جلسات را برگزار میکنیم. در ادامه همچنان گلریزانها بود و آن ودیعه برای ادامه روند پرداخت شد. در حال حاضر شعبه آمادگی این را دارد تا قسمت دیگری از ساخت و سازهای خودش را شروع کند و این قسمت دوم مربوط به همسفران ما مکان مستقلی برای خودشان داشته باشند،ضمن اینکه مسافران روزهای دوشنبه مجبور نشوند همسفران را برای جلسات به نمایندگی بیاوردند،در روزهایی که تعیین میشود همراه مسافران حضور داشته باشند و بتوانند در مکانی که مختص به خودشان است جلساتشان را برگزار کنند. این هم به نوعی برای رسیدن به آسایش و آرامش خودمان است و اینجاست که من به عنوان یک رهجو ترغیب میشوم که بتوانم در گلریزان پرداختیهای لژیون سردار و تعهدیهایم را ارائه کنم و تمام تلاشم را در این مسیر به کار بگیرم.
با توجه به اینکه با گلریزان ۱۴۰۴ را به اتمام میرسانیم و پایان این ماه مهلت اتمام پرداختیهاست میتوانیم بعد از تعطیلات تابستانه کنگره نسبت به گلریزان ۱۴۰۵ اقدام کنیم. خب این گلریزان ۱۴۰۴ یک میلیارد و سیصد و پنجاه و چهار میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان تعهد دادیم در قالب لژیون سردار و دنور تا پرداختی داشته باشیم. امروز که به پایان زمان تعهدات در پرداختیها میرسیم میبینیم که همچنان یک میلیارد و صد میلیون تومان دیگر بابت پرداختی تعهدات گلریزان ۱۴۰۴ بدهی داریم.
امیدوارم که در گلریزان ۱۴۰۵ که برگزار میشود با شعور بالاتر و در نظر گرفتن آنچه که توان داریم تعهد بدهیم و اگر من به عنوان عضو لژیون سردار مثلاً تعهد شش میلیونی یا بیست میلیون تومانی بدهم،بتوانم پرداخت کنم مورد تشویق قرار میگیرم،اما اگر تعهد پنجاه میلیون تومانی بدهم و چهل و نه میلیون پرداخت کنم همچنان به تعهدم عمل نکردم. پس باید این را در نظر بگیرم کنگره ۶۰ برای پرداخت تعهد به کسی فشار نمیآورد ولی آموزشهای کنگره سبب شده است که نسبت به آنچه تعهد دادم پایبند باشم و بتوانم آن را اجرایی کنم. از اینکه با سکوت خود به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
عکاس مسافر سبحان لژیون ششم
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
126