English Version
This Site Is Available In English

وادی پنجم یکی از آن پازل‌هایی است که تا اندازه‌ای که روی آن کار می‌کنی، مسیر برایت مشخص می‌شود

وادی پنجم یکی از آن پازل‌هایی است که تا اندازه‌ای که روی آن کار می‌کنی، مسیر برایت مشخص می‌شود

دوازدهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی رضا مشهد، به استادی راهنمای محترم مسافر عباس و نگهبانی مسافرمهدی و دبیری مسافرجواد با دستور جلسه وادی پنچم وتاثیر آن روی من روزیکشنبه مورخ28تیرماه 1405 راس ساعت۱۷ آغار به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، عباس هستم یک مسافر

خدا را شاکر و سپاسگزارم که توفیق شد در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم؛ از ایجنت محترم شعبه محمود آقا،  گروه مرزبانی، راهنمایان، خدمتگزاران و از تک‌تک شما عزیزان که بنده را در جمع خود پذیرفتید، ممنون و سپاسگزارم. ان‌شاءالله که بتوانیم یک جلسه پرانرژی و خوب با مشارکت شما عزیزان داشته باشیم.وقتی در مسیر کنگره ۶۰ قرار می‌گیرید، باید قوانین و حرمت‌ها را رعایت کنید؛ یک‌سری آموزش‌ها و یک‌سری نکات هست که باید انجام دهید. این‌ها معمولاً به چیزی ختم می‌شوند که در آموزش‌های کنگره است؛ شخص متوجه می‌شود که باید آموزش بگیرد و خدمت کند، و همه به آن می‌رسند.وقتی در یک سیستم و در یک چارچوب قرار می‌گیرید، باید آموزش‌های آن سیستم و نکاتی که در آن مطرح می‌شود در شما راسخ شود و ایمان قوی پیدا کنید. اگر می‌خواهید به آن هدفی که دارید برسید، در وادی‌های کنگره ۶۰ مسیر زندگی به ما نشان داده می‌شود. یکی از این وادی‌ها خیلی مهم است؛ فرقی نمی‌کند، کلاً ما چهارده وادی داریم که مثل یک پازل هستند. وقتی این‌ها را کنار هم بگذاریم، آن نقشه‌ای که قرار است مسیر را به شما نشان دهد مشخص می‌شود؛ اما با گذاشتن بعضی از این پازل‌ها، نقشه فقط تا اندازه‌ای برایت مشخص می‌شود.وادی پنجم یکی از آن پازل‌هایی است که تا اندازه‌ای که روی آن کار می‌کنی، مسیر برایت مشخص می‌شود؛ از قوه تفکر می‌آیی و وارد عمل می‌شوی. مگر در جهان ما تفکر قدرت مطلق است؟ خیر، بلکه تو با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌کنی.چهار وادی اول در مورد تفکر صحبت می‌کنند، حالا در وادی پنجم می‌خواهید وارد عمل شوید. ما هم‌زمان در سه جهان زندگی می‌کنیم: جهان خواب، جهان ذهنی و جهان خاکی. حالا جهان خواب را که کنار بگذاریم، جهان ذهنی پیش‌مقدمه جهان خاکی است. می‌گوید اگر در جهان هستی می‌خواهید کاری انجام دهید، باید قبلش در ذهن‌تان ساختار آن را به تصویر بکشید تا بعد بتوانید آن را به انجام برسانید.خب، همین خواسته‌ای هم که ما می‌خواهیم در ذهن تصویرسازی کنیم، چارچوبی دارد. در حال حاضر برای یک سفر اولی، خواسته‌اش این است که به درمان برسد؛ خواسته درمان را در ذهنش تصویرسازی می‌کند و طبق یک چارچوب و یک برنامه به رهایی می‌رسد. خب، بعد که بیرون از کنگره می‌رویم، خواسته‌های معمولی داریم؛ یک‌سری خواسته‌ها هست که وقتی بیرون می‌روید باید به توانایی و اندازه خودتان نگاه کنید. به‌عنوان مثال، وقتی درآمدتان در حد خرید یک ماشین پژو است، عملاً تصویرسازی از یک ماشین اعلا، امری کاملاً اشتباه است و به آن خواسته نمی‌رسید. ما باید خواسته‌هایی که در جهان ذهن به تصویر می‌کشیم، معقول باشد و با شرایط ما همخوانی داشته باشد.انسان می‌گوید در مسیری که قرار می‌گیرد، اگر قرار است به آن جایگاه انسانی که می‌خواهد برسد، تنها راهش تزکیه و پالایش است. در وادی پنجم چند نکته خیلی مهم بیان می‌شود؛ یکی از این نکته‌هایی که همیشه سعی کرده‌ایم در مسیر زندگی و کارمان سرمشق قرار دهیم، «قناعت» است که موضوع بسیار مهمی است و انسان را از زیاده‌خواهی باز می‌دارد. در حال حاضر، شما باید به همان چیزی که دارید، قانع باشید.در وادی پنجم هفت نکته مهم گفته می‌شود. اگر قرار است به آن جایگاه برسی، اول باید از مسیر ضدارزش‌ها دور شوی. در حال حاضر که تک‌تک ما روی صندلی نشسته‌ایم، از بزرگ‌ترین نیروی منفی و بزرگ‌ترین مسئله ضدارزشی که دوری کرده و به آن پشت کرده‌ایم، مسئله مواد مخدر است. کارِ هر کسی نیست؛ اصلاً کار نیروهای منفی همین‌گونه است که تا زمانی که به درد این نیرو بخوری، کاملاً تو را نگه می‌دارند؛ اما از یک جایی به بعد، نیروی منفی عملاً تو را رها می‌کند.چندی پیش در مسیر بودم و سر چهارراه ایستاده بودم؛ از این جهت می‌خواهم بگویم که نیروی منفی از یک جایی شما را کاملاً رها می‌کند و دیگر اصلاً کاری به کارتان ندارد؛ چون آن چیزی که می‌خواسته را از شما گرفته است. یک مصرف‌کننده مواد مخدر سر چهارراه بود که پول و تراول در دست داشت و عملاً اکسید شده بود؛ یعنی پول در دستش بود، ولی توان اینکه بلند شود و برود برای خودش جنس بگیرد را نداشت.در مورد مسائل ضدارزشی؛ وقتی در مسیر نیروهای منفی قرار می‌گیرید، تا جایی که به درد آن نیرو و آن سیستم بخورید، ساقی دم دستتان می‌آورد، پول جور می‌کنید و رفیق مصرف‌کننده دارید. از یک جایی به بعد که دیگر به درد سیستم نمی‌خورید، حذفتان می‌کند و رهایتان می‌سازد. مواد در دستتان است، ولی توان اینکه بلند شوید و بروید موادِ دیگری تهیه و مصرف کنید، ندارید.حالا برعکس آن، در مسائل ارزشی و نیروهای برتر؛ هر روزی که در مسیر نیروهای ارزشی قرار می‌گیرید، هر روزی که می‌آیید و در سیستم -که ما در کنگره می‌گوییم سیستم الهی- قرار می‌گیرید، روزبه‌روز پیشرفت می‌کنید. در تمام زمینه‌ها، گاهی نیروهایی به کمک شما می‌آیند که خودتان اصلاً تصورش را هم نمی‌کنید. تفاوت مسائل ارزشی با ضدارزشی در این است که در سیستم ارزشی و سیستم برتر، نیروهایی به شما کمک می‌کنند که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنید. تفاوت مسائل منفی با مسائل مثبت و زشت با خوب در این است که در مسائل منفی، به جایی می‌رسی که تا جایی که بخواهد، آن انرژی را از پوست و گوشت و استخوانت می‌گیرد و بعد تو را به امان خدا می‌اندازد.می‌بینی، یک طرف در مسیر ارزش‌هایت قرار می‌گیری و روزبه‌روز با آن جایگاه، آن ارتقا و آن انسانیتی که قرار است به آن برسی، پیش می‌روی؛ مثلاً با شش گرم، هفت گرم شروع می‌کنی و می‌رسی به سه قطره در روز. این پیشرفت در مسیر است؛ این چیزی است که آقا در کنگره ۶۰ به ما می‌گوید که اگر آن را اجرا کنیم و به عمل بیاوریم، مسائل ارزشی تحقق می‌یابد.الان در حال حاضر، اگر به هر گوشه‌ای از شهر نگاه کنید، موضوعی که نگران‌کننده است این است که در چهار، پنج دهه اخیر، هر گوشه‌ای از شهر را نگاه کنید، یک مصرف‌کننده می‌بینید؛ سر چهارراه، توی خیابان، توی کوچه؛ هر جایی که نگاه می‌کنید مصرف‌کننده است. ما مصرف‌کنندگانِ مرد در اجتماع به این باور رسیده‌ایم که می‌گویند: «خانم‌ها جنس‌شان خشک است» و در واقع کار ندارند؛ ولی وقتی به خانم‌ها نگاه می‌کنیم، دل آدم درد می‌گیرد، قلب آدم درد می‌گیرد. به عنوان یک انسان، وقتی در این جهان هستی و می‌بینی یک خانم مصرف‌کننده سر چهارراه است و اوضاعش این‌طور است، دلت درد می‌گیرد؛ ما درد می‌گیریم. حالا اگر توانش را نداری، ما از زمانی که آمده‌ایم توی سیستم، لنگر هستیم. حالا به عنوان خدمتگزار، خود فرد به تنهایی یک‌سری مسائل را می‌بیند؛ دل آدم درد می‌گیرد و قربانی هم می‌گیرد.نمی‌توانم مادر صدایش کنم، برایم سخت است؛ مثل مادر است، هیچ فرقی نمی‌کند. من خودم در کنگره که شما. یک چنین مسائلی در مورد مصرف‌کننده. مصرف‌کننده شد؛ دلیلش چیست؟ هیچ‌کس نمی‌خواهد قطع کند، هیچ‌کس نمی‌خواهد مصرف‌کننده باشد، هیچ‌کس نمی‌خواهد دوره مواد مخدر را برود؛ چون آگاه نیستند، اطلاع ندارند.آیا هدف سیستم کنگره این است که فرد را شکار کند؟ اولین کاری که می‌کند این است که درمان شود. ما اینجا به این باور رسیده‌ایم که آقا، کنگره ۶۰ فرد را به درمان می‌رساند. پس اگر ما به درمان برسیم، قطعاً کسانی که آن‌ها را به عنوان مصرف‌کننده می‌بینیم، هم به درمان می‌رسند. حالا چه؟ مرد عزیزم، تا اینجا می‌خواهم به شما بگویم که الان در حال حاضر، خدا را صد هزار مرتبه شکر که اینجایی که کنگره رسیده، به همت تک‌تک شما... به همت تک‌تک شماهمین که الان داریم در کنگره می‌نشینیم، یعنی می‌گوییم روی پای خودمان ایستاده‌ایم، دست می‌گذاریم روی زانوی خودمان و بلند می‌شویم. خدا را صد هزار مرتبه شکر؛ این به همت تک‌تک شماست. تک‌تک شما که الان در کنگره نشسته‌اید، مکان جدید توزیع شد؛ یک مکان واقعاً مناسب، در خور کنگره ۶۰ و در خور خانم‌های مسافر کنگره 60 در مشهد همراهی می‌شود؛ من که می‌دانم و یک‌سری بازسازی‌ها هم داریم انجام می‌دهیم و این هم به همت شماست.از عزیزانی که دستشان به گچ‌کاری، بنایی، نیروی ساخت‌وساز و هر نوع کار دیگری می‌رود؛ هر کاری که از دستتان برمی‌آید، ما آنجا در خدمت شما هستیم.مهم‌ترین موضوع که در کنگره ۶۰ ما اینجا آمدیم و همه جمع شدیم—این صندلی‌ها، راهنماها، مرزبان‌ها، همه، همه یک چیز را به ما یاد می‌دهند: خدمت کردن به سمت خدا. همه یعنی سیستم، همه نیروها، خدمتگزارها، همه جمع شده‌اند که یک چیز را به ما بفهمانند: «خدمت به خلق خدا». اگر این موضوع را یاد بگیریم، بدون شک، بدون شک به آن فردوس، به آن بهشتی که قرار است برسند، بدون شک می‌رسند. حالا برداشت از آن فردوس، آن بهشت، همان آرامش و آسایشی است که همه چیز به پول خرج نمی‌شود. تا وقتی می‌گویید آرامش، ذهنیت‌ها همه می‌رود روی پول، پول، پول؛ پول برای توان استفاده شدن است تا در مسیر درست باشی، ولی در این جاها در مسیر معنوی، هیچ کاری برای ما فقط با پول جا ندارد.چیزی که ما می‌توانیم با خودمان ببریم در این مسیر، همین خدمت کردن است. پس بیایید از این موقعیت استفاده کنیم؛ مطمئناً به خودمان برمی‌گردد. چند روز پیش یکی از رفقا بود، بابایش فوت کرده بود،از پیش، یکی از رفقا بود که پدرش فوت کرده بود؛ محمود آقا یک عکس به ما نشان داد. قطعاً بدانید که نیم ساعت بیایید و... اصلاً شک نیست، در چهره‌اش مشخص است. چرا وقتی می‌خواست.خانم مش رفیقی بود، کارنامه‌اش سفید بود. می‌گفتند عملکردش این‌طور بوده؛ گفت خدا شاهد است.زمانی که داشتیم خاک می‌گردیدیم، به من گفتند: این فراتر از این است. ما یک حرکتی زدیم، یعنی این کارنامه سفید است. ننگ نکنید! اگر می‌خواهیم با لبخند به جهان دیگری پا بگذاریم... ما که می‌گوییم انسان تمام روی چرخه‌ای قرار گرفته است. این بعد، بعد بعدی دارد؛ بعد بعدی را می‌آییم توی چرخه. آن چیزی که در جهان‌های بعدی، در بعد بعدی به کار ما می‌آید، همین عملکردی است که جواد خاکی جان، ما با هم کمک می‌کنیم ساختمان‌ها را بنا کنیم، ساختمان‌ها را قطعاً بسازیم. شاید نتوانستم الان در مورد مادرزنا صحبت کنم، چون هدف مجالس این بود که بگویم ما در شعبه خوب رضا نیازمند به یک نیروی کار هستیم که شعبه را تمام کند؛ شعبه را احداث کنیم و به کمک تک‌تک شما، شعبه‌ای برای مسافرها احداث کنیم.در حال حاضر از لحاظ مالی، الحمدلله کنگره خوب است، خدا را شکر. احتیاج، شاید در حال حاضر برای ساخت‌وساز پول نداشته باشد؛ یک دوره‌ای ما گفتیم آقا حامی مالی باشد، ولی الان در حال حاضر نه، بیشتر به کمک نیروی انسانی نیاز داریم. بیایید و با کمک هم ساختمانی برای خانم‌های مسافر بسازیم و بتوانیم عزیزانی که مصرف‌کننده شهر مشهد هستند را به خوشی برسانیم.مرسی، سکوت کردید. از ایجنت محترم دوباره تشکر می‌کنم، خیلی محبت کردند.خسته نباشید.

در ادامه جلسه‌‌‌‌‌ لوح های لژیون سردار توسط نگهبان لژیون سردار به اعضای لژیون اهدا شد.

و در ادامه رهایی مسافر علی ومسافر حسین توسط راهنمای محترم مسافر مهدی برگزار گردید. 

تایپ : مسافرسعید لژیون یکم

ویرایش: مسافر احمد لژیون چهارم

ارسال خبر: مسافرعلی لژیون سوم

تایید خبر: مسافر محمد لژیون پانزدهم

مرزبان خبری: مسافر داود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .