(وادی پنجم یکی از کاربردیترین و کلیدیترین وادیها در کنگره ۶۰ میباشد.
ما از وادی اول تا چهارم تفکر کردن را آموختیم و یاد گرفتیم چگونه به درون خود بنگریم و فکر کنیم و فکر خود را بازسازی کنیم
و با شناخت از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کنیم. در این مسیر آموختم که
فقط دانستن ما کافی نیست.
وقتی من در دنیای ذهنی خود زندگی میکنم، به واقعیت و جهان بیرون که میرسم دوباره در دام عادتهای قدیمی که همان بیحرکتی بود متوقف میشوم.
اما پیام اصلی وادی پنجم این است که تفکر بدون حرکت، لطفی ندارد.
در این وادی یاد میگیریم بهگونهای افکار اصلاح شدهمان را به انرژی و حرکت تبدیل کنیم و این با عبور از جهان ذهنی به جهان هستی روی میدهد که شامل هفت پله یا قانون است که باید یکی یکی جلو برویم
پله اول: ( برگشت از ضد ارزشیها)
باید بار سنگین رفتارهای گذشته و ضدارزشیهایی که باعث درجا زدن ما شده است زمین بگذاریم. ما نمیتوانیم با این کولهپشتی سنگین گذشته به سوی آینده حرکت کنیم.
پله دوم : (خودداری )
گاهی اوقات برای انجام دادن کاری هر چه فکر میکنیم به نتیجه نمیرسیم، به عبارتی دیگر نمیدانیم انجام آن کار به نفع ما است یا به ضرر ما و یا اینکه انجام آن کار ارزش است یا ضد ارزش که در این شرایط عقل سالم حکم میکند، بایستی از انجام آن کار خودداری نماییم.
پله سوم: (قناعت)
این پله یا این قانون به ما میآموزد چگونه از سادهترین چیزها و از کمترین امکانات بهترینها را بهوجود آوریم و از داشتههای خود لذت ببریم و حسرت نداشتهها را نخوریم.
پله چهارم: ( صبر)
یکی از بزرگترین دشمنان حرکت، بیصبری است. ما همیشه میخواهیم بلافاصله به مقصد برسیم و این وادی به ما میآموزد رشد و تغییر ما زمان میخواهد.
صبر معنی پذیرش زمان برای رسیدن به نتیجه درست را دارد.
پله پنجم: ( تجسس، قضاوت و غیبت )
هرگاه به تجسس و قضاوت دیگران میپردازیم، انرژی از ما گرفته میشود و دیگر از مسیر اصلی خودمان منحرف میشویم و انرژی برای حرکت در عمل درست زندگی کردن خود نداریم.
پله ششم: ( پس انداز)
دانه دانه است غله در انبار
پساندازچه مادی و چه معنوی باشد به ما ثبات میبخشد و ما در برابر فراز و نشیبهای زندگی متوقف نمیشویم.
پله هفتم: ( توکل، رضا، تسلیم)
در این پله وقتی تمام تلاش خود را به کار گرفتیم واز پلهها عبور کردیم باید نتیجه را به قدرت مطلق بسپاریم. تسلیم بهعنوان بیحرکتی نیست، بلکه باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم و سپس به روند طبیعی جهان رضایت بدهیم.
پس از عبور از این قوانین میآموزیم که تفکر بدون عمل یک رویاپردازی است و عمل بدون تفکر یک حرکت کورکورانه است. برای اينکه از منطقه ۶۰ درجه خارج شویم باید یاد بگیریم که چگونه افکار درست را به رفتارهای درست تبدیل کنیم. زمانی که فکر ما با حرکت پیوند بخورد، استواری و آرامش واقعی در زندگی ما پدیدار خواهد شد.
نویسنده و تایپ: مسافر محمد صانعی(لژیون چهارم)
ويرايش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
74