وادی پنجم: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید».
برای خلق و یا پیدا شدن هرچیز نیاز به تفکر داریم اما آیا تفکر به تنهایی مسائل را حل میکند؟ این وادی میگوید: من باید بعد از تفکر، به نقطه عمل و اجرا برسم. به طور کلی انسان در سه جهان زندگی میکند. جهان خاکی، جهانی که در آن به صورت خودآگاه زندگی میکنیم. جهان خواب، جهانی که به صورت ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم که چیزی شبیه به مرگ است و جهان سوم که از همه مهمتر است جهان ذهن ما میباشد، من در جهان ذهنم چگونه زندگی میکنم؟ این وادی میگوید: جهان ذهن تمرینی است برای چگونه زیستن در جهان خاکی و دیگر جهانها.
بنابراین تفکر ابتدا در ذهن من شکل میگیرد و بعد در جهان خاکی به اجرا در میآید؛ اگر من میخواهم از ترس و ناامیدی و دیگر مسائل منفی خارج شوم و به آرامش برسم باید ساختارهای فکری خودم را به ساختارهای عملی تبدیل کنم. برای رسیدن به آرامش بایستی پندار، گفتار و کردار من سالم بشود؛ اگر میخواهم از یک انسان بیتعادل و بهمریخته به انسان باتعادل تبدیل شوم فقط یک راه وجود دارد آن هم تزکیه و پالایش است؛ تزکیه و پالایش یعنی دوری از ضدارزشها و رفتن به طرف ارزشها.
در این وادی برای خروج از نگرانی و پریشانی باید هفت پله را به مرور زمان طی کنیم؛ پله اول، برگشت از ضدارزشها. نگاهی به درون خودم بیندازم،کدام یک از کارهای ضدارزشی را انجام میدهم که آرامش را از من گرفته و ترس و ناامیدی را جایگزین خودش کرده است؟ آیا دروغ میگویم، غیبت میکنم، در کار دیگران تجسس و فضولی میکنم، سیگار میکشم؟ تفکر کردن باعث نمایان شدن هر یک از این گرهها در وجود من میشود که این یعنی من پنجاه درصد راه را رفتهام و حالا بایستی به مرور زمان با آموزش از آنها دوری کنم.
پله دوم، خودداری است گاهی برای انجام دادن یک سری کارها به نتیجه نمیرسیم و نمیدانیم که آیا انجام دادن آن درست است یا خیر؟ این پله میگوید که باید از انجام آن کار خودداری کنی، در این پله باید حسهای من پاک باشند تا بتوانم به نقطه تشخیص برسم. پله سوم، قناعت کردن است. قناعت با خساست فرق میکند، این پله میگوید به طبیعت نگاه کن و از کمترین امکانات خودت بهترین بهره را ببر و شکرگزار خداوند باش.
پله چهارم، صبر است. صبر با تحمل کردن فرق میکند، صبر به معنی طی کردن زمان، همراه با تلاش و کوشش لازم برای رسیدن به هدف که البته گاهی هم سخت و طاقتفرسا است؛ اما همیشه یادمان باشد میوه صبر شیرین است. پله پنجم تجسس، قضاوت و غیبت است، این پله بسیار مهم و در زندگی ما نقش کلیدی دارد به این منظور که، قضاوت کار من نیست کار یک قاضی است؛ اگر من در امور دیگران فضولی کنم قطعاً باید برای آنها قضاوت بکنم و بعد از به دست آوردن کلی اطلاعات نادرست حالا به غیبت آن شخص هم بنشینم و این تنها از جهل و نادانی من است و باید منتظر آن باشم که دیگران هم در زندگی من تجسس و غیبت کنند. بنابراین در زندگی و در اجتماع و کار اگر میخواهم به مشکل بر نخورم باید به امور خودم بپردازم؛ زیرا تجسس و قضاوت چیزی جز خراب کردن حال خودمان ندارد گاهی ما در تجسس کردن چیزی دستگیرمان میشود که ظرفیت آن موضوع هنوز در ما شکل نگرفته است. پله ششم، پسانداز است. پسانداز مقوله عجیبی است و مثل یک معجزه عمل میکند و همراه خودش برکت میآورد.
پله هفتم توکل، رضا و تسلیم است. ما بایستی در مسیر زندگی تلاش خودمان را بکنیم و به خداوند هم توکل کنیم؛ یعنی نتیجه را در آخر به خداوند بسپاریم و به آنچه برای ما مقدر میشود با قلب و زبان و عمل راضی به رضای او باشیم. حال اگر بتوانیم از مرحله توکل و رضا عبور کنیم میتوانیم به تسلیم برسیم تسلیم یعنی ما را خواستهای جز خواست خداوند نیست.
دانستن این پلهها و وادیها به تنهایی زیبا و دلنشین هستند اما فقط زمانی میتوانیم اینها را با پوست و استخوان لمس کنیم که در زندگی خود به مرحله اجرا برسیم. در آخر، برای شروع و تغییر تنها کافی است که از یک پله شروع کنیم.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر سپیده
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
2368