«در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند.»
گاهی ساعتها با خودم حرف میزنم؛ از آرزوهایم، از اشتباهاتم، از روزهایی که میتوانستم بهتر باشم؛ اما فقط فکر کردم و هیچ قدمی برنداشتم. وادی پنجم دستم را گرفت و آرام در گوشم گفت: «تفکر زیباست، اما تا زمانی که به عمل نرسد، فقط یک آرزوست.»
فهمیدم مسیر زندگی با قدمهای کوچک ساخته میشود، نه با خیالهای بزرگ! هر قدمی که با عشق، ایمان و صداقت برداشته شود، مرا از تاریکی دورتر و به روشنایی نزدیکتر میکند.
امروز دیگر نمیخواهم فقط تماشاگر زندگیام باشم.
میخواهم برخیزم، حرکت کنم، اشتباه کنم، بیاموزم و دوباره ادامه دهم. زیرا خداوند راه را به کسی نشان میدهد که در مسیر قدم برمیدارد، نه به کسی که تنها به مقصد فکر میکند.
وادی پنجم به من یاد داد که معجزه، در حرکت است.
وقتی دل به راه میسپارم و با توکل قدم برمیدارم، آرامآرام میبینم که بنبستها، راه میشوند، ترسها رنگ میبازند و امید در قلبم جوانه میزند.
خدایا، مرا یاری کن تا آنچه را درست میدانم، با شجاعت انجام دهم. نگذار فاصلهی میان دانستن و عملکردن، مرا از رسیدن به آرامش دور کند. کمکم کن هر روز، حتی با قدمی کوچک، به انسانی نزدیکتر شوم که تو از من انتظار داری.
نویسنده: مسافر مهدی از لژیون دوم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
54