سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
آقای مهندس میفرمایند ما منکر کمک دیگران، جامعه و خانواده نیستیم، ولی مهم این است که بار مسئولیت بر عهده ماست و ما باید روی خودمان حساب کنیم؛ تا وقتی که روی خودمان حساب نکنیم، به هیچجا نمیتوانیم برسیم. من یک عالمه اطلاعات و معلومات دارم، ولی بلد نیستم از آنها استفاده کنم؛ این معلومات به چه درد میخورد؟ بلد بودن موقعی ارزشمند میشود که ما از آن استفاده کنیم و به کار بگیریم؛ دانستنِ خالی ارزشی ندارد. جهان ذهنی ما، جهانی فوقالعاده پیچیده و مهم است و آنقدر این جهان ذهنی شگفتانگیز است که از شگفتیاش، ما اصلاً ارزش آن را درک نمیکنیم. یکی از شاهکارهای بسیار عظیمِ خلقت، همین جهان ذهنی است که ما داریم؛ چرا درکش نمیکنیم؟ به این خاطر که آنقدر عظیم و بزرگ است. ما باید از جهان ذهنی قدم به جهان عینی یا عملیاتی بگذاریم تا ساختارهای جهان ذهنیمان را در جهان عینی به عمل درآوریم.
انسان در چند جهان زندگی میکند؟ اول، جهان خاکی فیزیکی که برای همه ما کاملاً محسوس است و بهصورت خودآگاه در حال زیستن در آن هستیم. دوم، جهان خواب که ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم. سوم، زندگی در جهان ذهنی؛ جهان ذهنی، مقدمه، برنامهریزی یا عملِ تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهانها میباشد. در مرحله نخست، هرکس باید به درون خود برود و لحظهای فکر کند؛ او بهدرستی میداند که انجام چه عملی ارزشمند است و انجام چه عملی ضد ارزش. حال چند نمونه از ضدارزشهایی که خِرد جهانی همه آنها را به رسمیت میشناسد، نام میبریم. بعضی از ضدارزشها هستند که تمام انسانهای جهان بر سر آنها توافق دارند؛ کلیه ادیان، دیندارها، بیدینها، و تمامی انسانها، همه اینها را بهعنوان ارزش یا ضدارزش میشناسند:
۱. دروغ گفتن؛ شما نمیتوانید فرهنگی پیدا کنید که بگوید دروغ گفتن ارزشمند است، همه میگویند بد است. ۲. دزدی کردن. ۳. رشوه دادن یا گرفتن. ۴. پیمانشکنی. ۵. مصرف مواد مخدر. ۶. غیبت کردن. ۷. شهادت دروغ دادن. ۸. به حریم دیگران تجاوز کردن. ۹. در کار دیگران تجسس کردن و... اینها مجموعهای از ضدارزشها هستند.
سلام دوستان مریم هستم همسفر
وادی پنجم میگوید که در جهان ما، تفکر قدرت مطلقِ حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید. این وادی در همین جملات خلاصه شده است؛ به این معنا که ما برای هر کاری باید تفکر داشته باشیم، اما تفکر ما زمانی نتیجه میدهد که آن را عملی کنیم. یعنی اگر من میخواهم به دانشگاه بروم، تا زمانی که فقط به آن فکر میکنم، صرفاً در مرحله تفکر هستم، اما زمانی که ثبتنام میکنم، در کلاسها شرکت میکنم و در آخر مدرک خود را میگیرم، نشان میدهد که تفکرم را عملی کردهام و به نتیجه رسیدهام. من به شخصه در زندگی خود، تأثیر وادی پنجم را بسیار لمس کردهام. برای نمونه، مدتها به درس خواندن فکر میکردم، اما چون به دنبال شغل مناسب بودم، شروع آن را به تعویق میانداختم و آن را عملی نمیکردم.
اما ضربالمثلی هست که میگوید: «ماهی را هر موقع از آب بگیری تازه است.» من درسم را شروع کردم و آموختم که بر اساس وادی پنجم، میتوانم با صبر کردن، تلاش کردن، پسانداز کردن و در آخر، توکل و تسلیمِ رضای خدا بودن، به آنچه میخواهم برسم. مورد دیگر این بود که مسافر من به کنگره میآمد و من چون شناختی نداشتم و هیچ اطلاعی از کنگره نداشتم، باعث شد دیرتر از مسافرم وارد این مسیر شوم. اما با ورودم به کنگره یاد گرفتم که برای به نتیجه رسیدن در هر کاری، ابتدا تفکر و سپس عمل کردن لازم است و در این زمینه باید پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را سرلوحه قرار داد. اگر کاری میخواهم انجام دهم، باید فکرم مثبت باشد تا در نتیجه، گفتار من نیز جهت مثبت و نیک پیدا کند و در نهایت، کردار من و کاری که انجام میدهم نیز مثبت، نیک و خیر باشد.
در وادی پنجم یاد گرفتم که اگر هنری دارم و کاری را بلدم، زمانی این هنر و کار من ارزشمند میشود که آن را برای کمک به دیگران به کار بگیرم. مثلاً راهنماهای بزرگوار، بسیار زحمت کشیدهاند تا به این مرتبه برسند و بدون هیچ چشمداشتی، دانش خود را در اختیار من میگذارند. من باید قدردان این زحمات باشم و انشاءالله که بتوانم این محبتها را جبران کنم.
سلام دوستان ستایش هستم همسفر
وادی پنجم به ما میآموزد که باید تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم؛ یعنی آن تفکر را اجرایی کنیم یا به مرحله عمل برسانیم. منِ همسفر باید برای اصلاح اخلاق و رفتار خود، سه اصل مهم پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشم. در جهان ما تفکر، قدرت مطلق نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید؛ به این معنا که باید از ضدارزشها دوری کرد و به سوی ارزشها و کارهای مثبت و مفید گام برداشت. ساختارهای فکری من زمانی به نتیجه میرسند که صبر و شکیبایی داشته باشم و همچنین به قدرت مطلق توکل کنم. نکته دیگر اینکه با اندک درآمد هم میتوان پسانداز کرد. در زندگی پستی و بلندیهای مالی وجود دارد؛ پس اگر پسانداز کنیم، کشتی زندگی دچار طوفان نمیشود و زودتر به مسیر اصلی برمیگردد.
به عنوان مثال، در مورد دروغ گفتن؛ اینکه فقط بدانیم دروغ گفتن بد است اما خودمان دروغ بگوییم، فایدهای ندارد. ما باید به سمت آن چیزی که فکر میکنیم، حرکت کنیم. این حرکت در وادی پنجم به خوبی توضیح داده شده است؛ مواردی مانند دوری از ضدارزشها، پسانداز، توکل، رضا، تسلیم و قناعت، مفاهیمی هستند که اگر در زندگیمان کاربردی و عملی کنیم، زندگی کاملاً موفق و خوبی خواهیم داشت. ما در وادیهای قبل یاد گرفتیم که باید تفکر کنیم و مسئولیت همهچیز بر عهده خود ماست و فقط خودمان میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم؛ ولی در وادی پنجم فرمان حرکت صادر میشود و باید آنچه را در وادیهای قبل آموختهایم، به مرحله عمل درآوریم؛ چراکه تا حرکت نکنیم، نمیتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم.
در وادی پنجم میگوید که فکر و تفکر بهتنهایی حلال مشکلات نیست و تا زمانی که حرکت نکنیم، نمیتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم. ما با حرکت کردن میتوانیم به مقصودمان برسیم. از وادی پنجم آموختم که مراحل عبارتند از: ۱. برگشت از ضدارزشها، ۲. خودداری، ۳. قناعت، ۴. صبر، ۵. پرهیز از تجسس، قضاوت و غیبت، ۶. پسانداز، ۷. توکل، رضا و تسلیم. در این مسیر، مستقیم پیشرویی وجود ندارد، چون پیشرو «اِنَّ اللهَ» است.
رابط خبری همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر مقدسه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون اول)
- تعداد بازدید از این مطلب :
51