وادی پنجم:
« در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست. بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید»
وادی پنجم به ما می گوید در جهان ما، یعنی در جهان فیزیکی و حیات، تفکر، قدرت مطلق حل نیست. فکر کردن بهطور مطلق مسائل زندگی را حل نمیکند، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند. ما از وادی ۱ تا ۴ روی تفکر کار کردیم. تفکر حالتهای گوناگون و مختلفی دارد که آنها را بررسی کردهایم. تمام ساختارها با تفکر به وجود میآید و در وادی چهارم مسئولیت را مطرح میکند که خط و خطوط را باید در آن حفظ کنیم؛ و این را باید بدانیم که همه مسئولیتها چه خوب و چه بد بر عهده خود ما میباشد و بر عهده هیچکس دیگری نیست و نخواهد بود. باید بدانیم فقط یک راه داریم آن هم این است که باید روی خودمان حساب باز کنیم، پس خیلی مهم است که از این زاویه و دیدگاه به مشکلات زندگی خودمان نگاه کنیم؛ و به این باور برسیم که تا وقتی روی خودمان حساب نکنیم به هیچ جا و هیچ چیز نخواهیم رسید. ما با گوش کردن به این وادیها دانش و آگاهی خودمان را بالا میبریم؛ اگر این آگاهی و دانش وارد عمل نشود؛ یعنی این دانستنیهایمان را کاربردی نکنیم، این اطلاعات و آگاهی به هیچ دردی نمیخورد و ارزشی ندارد؛ وقتی که قرار باشد چیزی را پنهان کنیم، چه طلا باشد و چه سنگ سیاه فرقی نمیکند. وقتی اطلاعات، علم و آگاهی زیاد داریم و نمیتوانیم از آن استفاده کنیم، با نداشتن علم چه فرقی میکند؟
آقای مهندس میفرمایند: آبروی علم به عمل آن است. در این وادی به سه جهان اشاره شده است: 1- جهان فیزیکی که ما هماکنون داریم در آن زندگی میکنیم. 2- جهان خواب 3- جهان ذهنی
جهان ذهنی فوقالعاده جهان پیچیده و حائز اهمیتی است و یکی از شاهکارهای بسیار عظیم خلقت است. ما در مورد جهان ذهنی در ۴ تا وادی قبل صحبت کردهایم؛ اما وادی پنجم میگوید از جهان ذهنی باید قدم به جهان عملیاتی و عملی بگذاریم؛ یعنی هر ساختاری که در ذهن خودمان نقشه آن را کشیدهایم، حالا باید آن را پیاده و اجرایی کنیم و بیرون از جهان ذهن به جهان عینی یا جهان عملیاتی قدم بگذاریم.
در جهان ذهن ناامیدی، ناامیدی را زیاد میکند. حالا ممکن است عکس آن هم صادق باشد یعنی امیدواری، امیدواری را تشدید کند. شخص میخواهد اندام متناسبی داشته باشد، ورزش میکند و این ورزش را همیشه تمدیدش میکند؛ میخواهد درس بخواند همینطور خواستههای مثبت خود را دائماً تکرار میکند تا از ضد ارزشها فاصله بگیرد. ما باید ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم.
قوه؛ یعنی بهصورت قوه در آن وجود دارد مثلاً میگویند این کوه، کوه طلاست؛ یعنی طلا در آن وجود دارد، ولی باید استخراج کنیم.فعل؛ یعنی عمل کردن، پس ما در این وادی تمرین میکنیم تا ساختار تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم؛ وقتی میخواهیم یک ساختار فکری و ذهنی را به ساختار عملیاتی تبدیل کنیم، یک شرط دارد آن هم بستری مناسب باید فراهم باشد؛ اگر این بستر فراهم نباشد ما قادر نیستیم آن کار را انجام بدهیم. باید اضطراب را در خودمان از بین ببریم، باید از عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و از سایر نکات منفی خارج بشویم و به مرحله آرامش قدم بگذاریم؛ و دوباره برگردیم به همان تزکیه و پالایش. باید ضدارزشیها را به کم برسانيم تا بتوانیم با خیال راحت وظیفه خودمان را انجام دهیم. برای خارج شدن از ترس و اضطراب و تغییر در کردارمان باید پاکسازی را از خودمان شروع کنیم. همانطوری که برای تبدیل یک آب آلوده و کثیف به آب سالم و زلال فقط یکراه وجود دارد و آن هم تصفیه آب است، برای اینکه ما از حالت بیتعادلی، تبدیل به فردی متعادل بشویم یک راه وجود دارد، آن هم تزکیه و پالایش میباشد. برای خروج از اضطراب، نگرانی، پریشانی و ناامیدی بایستی پلههایی را به مرور زمان طی کنیم:
پله اول: برگشت از ضد ارزشها
پله دوم: خودداری کردن میباشد؛ یعنی وقتی در مورد کاری دودل هستیم و نمیدانیم انجام دادن یا ندادن آن، به سود یا ضرر ما میباشد، از انجام آن خودداری کنیم و آن کار را انجام ندهیم.
پله سوم: قناعت کردن میباشد؛ ما باید از طبیعت یاد بگیریم چگونه از سادهترین چیزها و کمترین امکانات بهترینها را به وجود بیاوریم.
تایپ و نگارش: همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوم) نگهبان سایت
رابط خبری: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
مرزبان خبری: همسفر اعظم
همسفران نمایندگی بجنورد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62