دومین جلسه از دور پنجم از سری کارگاه های آموزش عمومی نمایندگی فیروزآباد فارس، ویژه مسافران و همسفران؛ با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر بهرام و دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» در روز پنج شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۴٫۲۵ راس ساعت ۱۶:۴۵ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند تا من به درمان برسم، از دیدهبانان کنگره۶۰ تشکر میکنم که اجازه دادند شعبهای از کنگره۶۰ را در شهر فیروزآباد داشته باشیم، واقعا نیاز بود و باید قدر این نمایندگی را بدانیم و از آن محافظت کنیم. امروز دوتا دستور جلسه داریم یکی دستور جلسه هفتگی هست « تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST » و دستور جلسه دوم « جشن آزاد مردی راهنمای محترم مسافر بهنام ». من مصرف کنندهی دائمی شیشه نبودم چند مرتبه مصرف کردم و باعث شد ترس خیلی عجیبی از شیشه داشته باشم و دیگر آن را ادامه ندهم.
من شیشه را مصرف کردم به این دلیل که قرار بود در محل کارم از من فالوآپ بگیرند بخاطر اینکه فالوآپ من مثبت نباشد دوستان به من گفتند شیشه مصرف بکنید چون ضد مورفین است و مورفین را سریع از بدن خارج میکند و اعتیاد هم ندارد. بعد از چندبار مصرف در طول سه الی چهار روز، مرگ را تجربه کردم و دیگر شیشه مصرف نکردم. متاسفانه تبلیغات دربارهی شیشه زیاد است و اینکه با مصرف آن سرخوش میشوی!! خیلی تیز هوش میشوی!! برای امتحانات خوب است تمرکز و توجه را زیاد میکند!! اما بعد از مصرفهای مکرر چه اتفاقی میافتد؟
بدبختی به بار میآورد، اعتیاد به وجود می آورد و تخریبی که با هر بار مصرف زیادتر میشود. به قول آقای مهندس دژاکام مصرف کنندگان شیشه، گل، ماریجوانا و الکل مصرف کنندگان شاخ دار هستند. چون با مصرف این مواد باعث آزار دیگران میشوند در خانه چاقو بر میدارند و میخواهند یکی از اعضای خانواده را بکشند، در کوچه و بازار روی مردم شمشیر میکشند. از این اتفاقات متاسفانه زیاد در جامعه میافتد، و یا حتی بعضی از مصرف کنندگان شیشه سر میبرند و بعد میگویند من متوجه نبودهام و من فقط سر یک مرغ را بریدهام و دست به چنین کارهای خطر آفرینی میزنند.
بنابراین به این دلیل میگویند مصرف کنندگان شاخ دار!! حالا در کنگره۶۰ خوشبختانه به لطف آقای مهندس دژاکام، مصرف شیشه و مواد نوظهور با روش DST قابل درمان است و همه مصرف کنندگان مواد مخدر در کنگره به درمان میرسند. ما وقتی سایت را مطالعه میکنیم، میبینیم که تیم راکبی کنگره۶۰ از بین مصرف کنندگانی هستند که درمان شدهاند و اکثراً مصرف کنندگان شیشه بودهاند که خیلی قوی عمل میکنند. اما دستور جلسه دوم: ابتدا آزادمردی مسافر بهنام را به خودش به راهنمای سفر اول ایشان به همسفر ایشان و به تمامی اعضای نمایندگی فیروزآباد تبریک عرض میکنم.
راهنمای سفر اول مسافر بهنام؛ مسافر محمد بودند که زحمت زیادی کشیدند و کمک کردند تا بهنام به درمان و رهایی برسد. بهنام در نمایندگی تخت جمشید درمان شد و بعد راهنمای تازهواردان بود و بعد هم راهنمای DST بود بهنام در مسیر تهران دائما در کنار من بود تا بتوانیم مجوز راهاندازی نمایندگی فیروزآباد را بگیریم. من و بهنام لژیونمان را از پارک شروع کردیم و از همان ابتدا بهنام نگهبانی لژیون سردار را هم پذیرفت و دنور هم شد و در این جایگاه نزدیک به ۲سال خدمت کرد.
وقتی آقای مهندس فرمودند که ادامه تحصیل بدهید مسافر بهنام خیلی زود به اجرا در آورد و وارد دانشگاه شد و مدرک کارشناسی روانشناسی را گرفت. خیلی خوشحال هستم که آزادمردی مسافر بهنام را در این نمایندگی جشن میگیریم و باز هم به ایشان و راهنمای سفر اول ایشان و به راهنمایان نمایندگی فیروزآباد و همچنین به اعضای این نمایندگی و در رآس به بنیان کنگره آقای مهندس تبریک عرض میکنم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

اعلام سفر:
سلام دوستان بهنام هستم مسافر
تخریب دوازده سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره دودی، روش درمان DST، داروی درمان شربتOT، راهنما محمد، مدت سفر اول ده ماه و چهار روز، رهایی پنج سال و چهار ماه و بیست و سه روز
آرزو:
آرزو میکنم که پر انرژی از خادمین کنگره۶۰ باشم تا زمانی که نفس می کشم. برای من هیچ فرقی نمیکند که در چه جایگاهی باشم.

صحبتهای مسافر بهنام:
سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر. شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که مسیر کنگره برای من نمایان شد تا امروز جشن آزاد مردی بگیرم. تشکر میکنم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان بابت فراهم نمودن بستری که من را به درمان رساند. قدر دانی میکنم از ایجنت محترم و مرزبانان و همچنین از تمامی اعضای نمایندگی فیروزآباد که این جشن را برای من تدارک دیدند. من هم مثل دیگر مصرف کنندگان؛ دوران پر پیچ و خمی را گذراندم، مواد مخدر کمر من را خم کرده بود، به هر دری می زدم تا نجات پیدا کنم اما برگشت میخوردم.
من در کنار اعضای خانواده مواد مصرف نمیکردم و مرتب مصرفم را کتمان میکردم، همسفرم میدانست که مواد مصرف میکنم و دائماً به دنبال این بود که مچ من را بگیرد و این موضوع باعث افسردگی شدیدی در او شده بود و به قرصهای اعصاب و آرام بخش روی آورده بود. بحث و جدلهایی در خانه داشتیم که روی فرزند هشت سالهام اثر گذاشته بود و او دچار اظطراب شدیدی شده بود و دائماً میگفت یک زلزلهی شدید میآید و همهی ما میمیریم.
به اذن خداوند وارد کنگرهی۶۰ شدم و روز به روز حالم بهتر شد و آرامش به خانوادهام برگشت و به درمان رسیدم. من کنگره۶۰ را رها نکردم برای اینکه بتوانم دردی را از یک دردمند بگیرم، چون کسانی باعث شدند من درمان بشوم و الان هم نوبت من شده است که به خدمت کنم. از همسفرانم نهایت سپاسگزاری را دارم که در این راه من را یاری میکنند. در پایان از راهنمای سفر اولم آقای محمد نهایت سپاسگزاری را دارم، امیدوارم که هر جا هستند سالم و تندرست باشند.

خلاصه و تایپ: مسافر حسین ( لژیون دوم )
ویرایش: مسافر بهنام ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
100