English Version
This Site Is Available In English

جشن اولین سال رهایی پهلوان محترم مسافر وحید

جشن اولین سال رهایی پهلوان محترم مسافر وحید

دومین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر عبدالله، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه " وادی پنجم و تأثیر آن روی من " روز شنبه 27 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان عبدالله هستم یک مسافر. خیلی خوشحال هستم که یک روز دیگر در نمایندگی ستارخان در این جایگاه خدمت می‌کنم و آموزش می‌گیرم تا بهتر خدمت کنم. دستور جلسه در دو قسمت وادی پنجم و تولد پهلوان وحید می‌باشد؛ در مورد قسمت اول در وادی پنجم می‌گوید: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، یعنی در جهان‌های دیگر هست و ما فعلاً در جهان فیزیکی هستیم. در قسمت اول وادی سه تا جهان: 1- جهان خواب 2- جهان فیزیکی یا مادی 3- جهان ذهنی را مطرح می‌کند. در تعریف جهان ذهنی به موضوعی اشاره می‌شود که می‌گوید مقدمه برنامه‌ریزی برای چگونه زیستن در جهان‌های دیگر می‌باشد. در چهار وادی اول دقیقاً روی جهان ذهنی ما کار می‌شود که باید درست تفکر کنیم، ناامید نشویم، وظایف خود را گردن دیگران نیاندازیم و از دیگران توقع نداشته باشیم و برای ما چهار وادی یک مقدمه است و زمانی که وارد وادی پنجم می‌شویم به ما می‌گوید حال زمان آن رسیده است که تفکر‌هایمان را عملیاتی کنیم؛ اصل موضوع در این وادی به پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم برسیم. خیلی از افراد به گفتار و پندار سالم می‌رسند یعنی به‌درستی تفکر می‌کنند و به‌درستی ‌صحبت می‌کنند اما قسمت عملیاتی کردن برایشان بسیار دشوار است؛ برای نیروهای منفی مهم نیست به چه فکر می‌کنیم اولویت‌ این است که عمل سالم را انجام ندهیم و ساختارهایی که برای خودمان طرح ریزی کردیم را عملیاتی نکنیم. در جزوه‌ی جهان‌بینی می‌خوانیم که دانایی ما برای نیروهای منفی مهم نیست و مهم این است که دانایی به دانایی مؤثر تبدیل نشود که دقیقاً در وادی پنجم همین عمل را انجام می‌دهیم. موضوعی که در ذهن خود چیده‌ام  یعنی باید پندار سالم و گفتار سالم را به عمل سالم برسانم اما زمانی که می‌خواهم عمل سالم را انجام بدهم حس‌های منفی می‌آیند و اجازه نمی‌دهند، تا امروز کاری نداشتند ولی از زمانی که تصمیم به انجام کار درست بگیریم، نیروی‌های منفی با بیشترین توان مانع انجام می‌شوند و در این مرحله از حس‌های منفی و سایر نکات منفی که منیت هم شامل می‌شود باید گذر کنیم. برای اینکه بتوانیم ساختارهای ذهنی درست را به عملیاتی تبدیل کنیم حتماً باید از مثلث جهالت عبور کنیم و در چهار‌ وادی اول این موضوع گوش‌زد می‌شود. می‌گوید باید بدانیم به چه موضوعاتی فکر کنیم یا نکنیم و... نباید از اشخاص توقع داشت، توقع حال را خراب می‌کند. خیلی از افراد ساختار درمان را در ذهن خود می‌چینند اما چرا برای درمان اقدام نمی‌کنند؟ چرا مسیر برایشان باز نمی‌شود؟ یک بعد موضوع این است که اذن ورود صادر نشده است، اما اگر به صورت کلی نگاه کنیم، می‌بینیم که درست در این نقطه یعنی وادی پنجم گیر هستند و فقط ساختارها را در ذهنشان می‌چینند و نمی‌توانند به عملیاتی تبدیل کنند، اینکه بخواهیم به عمل سالم برسیم هفت پله را برای ما می‌شکافد که اولین مورد برگشت از ضد ارزش‌ها می‌باشد و برای اکثر مصرف‌کننده‌ها اتفاق می‌افتد و مصرف می‌کردیم و می‌گفتیم خدایا من را از این مصیبت نجات بده و در اینجا می‌گوید بلندشو و یک‌قدمی بردار و حتی به اشتباه، انجام حرکت اشتباه از سکون بهتر است و درحرکت اشتباه تجربه کسب می‌شود. در مواقعی بین دوراهی قرار می‌گیریم که نمی‌دانیم کار درست یا غلط کدام است و باید در این مرحله از انجام کار خودداری کنیم. نکته‌ی مهمی که در این موضوع قرار دارد پایه‌های مالی می‌باشد و از تمامی این حس‌ها باید عبور کنیم تا به ساختار برسیم.

تجسس، غیبت، حسادت و حس‌هایی که باعث از دست رفتن انرژی می‌شود، مانع رشد می‌گردد. صبر شاه‌کلید می‌باشد به رهجوهایم می‌گویم صبر کنند درست می‌شود و خداوند هم می‌گوید من صابرین را دوست دارم و سر آخر توکل و بعد تسلیم یعنی مراتب دارد و اول توقع است و خدا را وکیل قرار بدهم اما این از وظیفه‌ی من ساقط نمی‌کند و وظیفه را درست انجام می‌دهم حال اگر بالعکس باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ باعث می‌شود آن قوت قلبی که داشتیم را دیگر نداشته باشیم، مرحله بعدی رضا که راضی باشند به آنچه خداوند مقدر کرده است و سر آخر تسلیم می‌باشد. ما باید کار را درست انجام بدهیم، نتیجه دست ما نیست، نتیجه را قدرت مطلق تعیین می‌کند و اگربه  این شکل قضیه را نگاه کنیم و تلاش کنیم اگر به نتیجه نرسیم حال خراب نمی‌شود. امیدوارم بتوانیم ساختارهای ذهنی را به ساختارهای عملیاتی تبدیل کنیم؛
قسمت دوم جلسه تولد پهلوان محترم مسافر وحید می‌باشد. مسافر وحید خیلی عالی و به‌درستی سفر کردند و بدون تأخیر، غیبت و با سی‌دی‌های آماده در جلسات حضور داشت و با عشق در نمایندگی و لژیون حضور داشت و با توجه به ساعت کاری که داشتند بهترین زمان درآمدشان ساعتی بود که با جلسات مطابقت می‌کرد و چون درمان را اولویت قرار داده بود و فرمان‌بردار بود به درمان رسید.

پیام تولد: من در کنگره به این موضوع رسیده‌ام که یک نوع مواد با چهل نوع مواد و یا تخریب مهم نیست و فقط به خواست شخص بستگی دارد به اینکه چقدر کنگره و راهنما را قبول داریم یا به چه میزان می‌خواهیم وقت بگذاریم، این مسائل مهم می‌باشد و اشخاصی را دیده‌ام که با تریاک به درمان نرسیده‌اند و خیلی از اشخاص را دیدم که با ده نوع مواد به درمان رسیده‌اند و تفاوت در همین است، هزینه کرده‌اند و آن هزینه، همان وقت است یا اگر جایگاهی در بیرون از کنگره‌داریم پشت درب بگذاریم با منیت وارد نشویم. در مسیر درمان نوع مواد و تخریب مهم نیست و میزان انگیزه و خواست برای درمان است که مهم می‌باشد. مسافر وحید رهایی و پهلوانی را تصویرسازی کرده بودند و در روز رهایی اجازه پهلوانی برایشان صادر شد. اگر شخصی که برای درمان اقدام می‌کند فرمان‌بردار نباشد و مسیر حرکت درست نباشد به درمان نمی‌رسند که آقا وحید هم فرمان‌بردار بودند و هم خواست قوی داشتند که درنهایت به درمان رسیدند.

خلاصه سخنان پهلوان محترم مسافر وحید:

از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که این جشن را برای من فراهم کردند و از راهنمای سفر اول راهنمای محترم مسافر عبدالله و راهنمای سفر دوم راهنمای محترم مسافر عیسی تشکر می‌کنم که این حال خوب را مدیون این بزرگواران هستم و از آموزش‌ها این عزیزان بسیار استفاده کردم. آنتی‌ایکس مصرفی من تریاک کشیدنی بوده و برای مصرف مشکلی نداشته‌ام و به‌واسطه شغلی که داشتم و در محل کار جایی برای مصرف داشتم. ولی زمانی‌هایی که تنها می‌شدم به این فکر می‌کردم که تا چه زمانی قرار است مصرف‌کننده باشم و به فکر قطع مصرف می‌افتادم و از عطاری قرص تهیه می‌کردم و روزبه‌روز از مقدار مصرف قرص کم می‌کردم و بعد سه روز دیگر قرص را قطع می‌کنم و به خودم می‌گفتم پرونده اعتیاد هم‌بسته شد و سختی نداشت همه می‌گفتند سختی دارد و از فردا آب‌جو را جایگزین می‌کردم و زمانی که موقعیت‌هایی مثل باران پیش می‌آمد دوباره مصرف می‌کردم و فکر می‌کردم چون سه ماه است مصرف نکردم برگشت نمی‌خورم و زمانی که مصرف می‌کردم عذاب وجدان سراغم می‌آمد که چرا بی‌اراده شدم و چرا نمی‌توانم پاکی را نگهدارم، تا اینکه وارد کنگره شدم و متوجه شدم که در سیستم ایکس، تخریب ایجادشده است و از تعادل خارج شدم و کمبودی در خودم حس می‌کردم و زمانی که مصرف‌کننده بودم تخریب ظاهری نداشتم ولی از درون بسیار آشفته بودم که باعث شده بود در من عزت‌نفس، اعتمادبه‌نفس ازبین برود و ترس، منیت، حسادت، خشم را می‌توان در من نمایان شده و از همه طلبکار بودم.

برای من کنگره تغییر نوع نگاه می‌باشد، این زندگی همان زندگی است ولی نوع نگاهم به زندگی عوض‌شده است. کنگره رایگان است ولی مجانی نیست، در طبیعت هیچ‌چیزی مجانی نیست و باید بهایش را پرداخت کرد و برای حال خوب باید بها دهیم و بهایش هم نظم در دارو، حضور در جلسات سی‌دی‌ و فرمان‌برداری می‌باشد. آقای مهندس می‌گویند: بدل اعتیاد، نظم است و فقط بانظم می‌شود اعتیاد را کم کرد و به درمان رسید. کلید ورود به سفر دوم بخشش می‌باشد و اشخاص فکر می‌کنند که گل رهایی را گرفتند باید بروند؛ در کنگره هم افراد زرنگ هستند هم باهوش، کسی که زرنگ است می‌آید درمان می‌شود و می‌رود ولی شخص باهوش می‌ماند برای حال خوب خدمت می‌کند چون می‌داند اگر فاصله بگیرد، ضد ارزش‌ها سمتش می‌آیند. کنگره به من آموخت اگر می‌خواهم ببخشم اول باید خودم را ببخشم که به خود و خانواده ضررهایی زدم و اگر نبخشم نمی‌توانم دیگران را ببخشم و در مرحله دوم کسانی که بدی کردند را باید بخشید، نه به خاطر دیگران بلکه برای رسیدن به حال خوب، وقتی دیگران را نبخشیم در ذهن خود زندانی درست کردیم و آن فرد در ذهن ما زندانی می‌باشد و ماهم زندانبان هستیم و هرروز کار اشتباهی که در حق ما کرده را برای خودمان مرور می‌کنیم که باعث می‌شود انرژی از ما برود و فردی که زندانی است از گوشت و استخوان ما تغذیه می‌کند، پس دیگران را می‌بخشیم و نه به این دلیل که لایق بخشش هستند بلکه و به خاطر اینکه ما لایق آرامش هستیم. ممنون از اینکه به صحبت‌های بنده گوش دادید.

آرزوی مسافر: آرزو دارم که این آموزش های کنگره 60 در مدارس و خانواده ها و جامعه به صورت سراسری آموزش داده شود.

مسئول سایت: مسافر حامد

مرزبان کشیک: مسافر حسن
مرزبان خبری: مسافر ماهان

با احترام، خدمتگزاران سایت نمایندگی ستارخان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .