نهمین جلسه از دور نود و دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی آکادمی به استادی راهنمای محترم مسافر مسافر بهزاد، نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه"وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید" شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان بهزاد هستم یک مسافر، خدارا شاکرم که یک بار دیگر قسمت شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم آکادمی و مرزبانها کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزاران سپاسگزارم که این بستر امن را برای آموزش گرفتن مسافران و همسفران آماده میکنند. دستور جلسه امروز دو بخش میباشد، قسمت اول وادی پنجم و تأثیر آن روی من است و قسمت دوم تولد سعید عزیز میباشد. وادی پنجم به ما گوشزد میکند که فقط با تفکر به نتیجه نخواهیم رسید و باید حرکت خودمان را شروع کنیم. به نظر من وادی پنجم میتواند کلید واژه زندگی باشد. ابتدای وادی پنجم گفته میشود که ما در سه جهان به نامهای جهان مادی، جهان خواب و جهان ذهن زندگی میکنیم به طوری که همه چیز را در ذهن خود میسازیم و چون مصرف کننده مواد مخدر بودم بلد نبودم که به عمل تبدیل کنم. خواسته داشتم ولی آگاهی نداشتم که چگونه باید به دست بیاورم و در وادی پنجم به من آموزش داده میشود که چگونه به آنها برسم. وادی پنجم به من میگوید چیزی را میخواهم به دست بیاورم اول باید تصویر آنرا در ذهن خودم بسازم، سپس با تفکر، تعقل، دوری از ضد ارزشها، قناعت کردن، خودداری، پس انداز، ضن بد نبردن، را به اجرا در بیاورم تا به آنچه میخواهم برسم. در وادی پنجم است که متوجه میشوم که چرا به نتیجه نمی رسیدم، چون فقط فکر میکردم ولی از عمل کردن خبری نبود. اگر من میخواهم موفق باشم از الان باید هدف سالهای بعدی خودم را مشخص کنم و از وادی اول که تفکر است آغاز کنم، در ادامه مثل وادی پنجم عمل کنم تا به نتیجهای که میخواهم برسم تا در نهایت به وادی چهاردهم که صلح و آرامش است برسم.

اما در مورد قسمت دوم که تولد سعید عزیز میباشد. زمانی که سعید وارد لژیون من شد به شدت حال خراب و افکار پریشانی داشت، به شدت از خودش ناراحت بود و به خودش آسیب میزد و در عین حال سعی میکرد که دیگران متوجه نشوند. دو بار هم سفر نافرجام داشت که به نتیجه نرسیده بود، تا اینکه نزد من آمد با هم صحبت کردیم و مشخص شد که واقعاً این بار خواسته قلبی او این است که به رهایی برسد و خدا را شکر با خواستهای که داشت، گوش به فرمان بود و به رهایی رسید. بابت این رهایی و حال خوب واقعا زحمت کشید. حالا به زندگی امیدوارتر از همیشه ادامه میدهم و روز به روز در مسیر کنگره و آموزشهایی که میگیرد بهتر میشود. همیشه غمخوار پدر و مادر عزیزش بوده است. امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشد. از اینکه به حرفهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.
سخنان مسافر سعید و خواسته ایشان:

سلام دوستان سعید هستم مسافر، خواسته من این است که امیدوارم کنگره60 جهانی بشود تا میلیونها مصرف کننده مواد مخدر که در سراسر جهان هستند به رهایی و حال خوب برسند. خدارا شاکرم که امروز تولد یک سال رهایی من میباشد اصلا باورم نمیشود. از جناب مهندس، خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم که این روش را ابداع کردند تا من و دهها هزار مصرف کننده مواد مخدر به رهایی و حال خوب برسیم. از راهنمای گرانقدرم آقا بهزاد تشکر میکنم که در طول سفر با راهنمایی خوبشان موجب شدند تا من به رهایی برسم. در زمان مصرف هرچه که داشتم از دست داده بودم و تنها آیندهای که برای خودم متصور بودم این بود که دست به خودکشی بزنم. این محبت و رفتار درست آقا بهزاد بود با اینکه مجدد سفر کردم من را در آغوش خودش پذیرفت حتی از همیشه عاشقانهتر پذیرای من شد و همین عمل درست باعث شد که بهتر از قبل به طور جدی سفر خودم را انجام بدهم. از آن روز به بعد سیدیهای خودم را نوشتم، همیشه به موقع حاضر بودم تا اینکه آقا بهزاد فرمودند لحظه رهایی رسیده است، باورش برایم سخت بود، باوری در ناباوری. همه اینها را از کنگره، راهنمای عزیزم و شما عزیزان دارم. در آخر هم از مادر عزیز و پدر گرامی خودم عذرخواهی میکنم که خیلی جاها باعث سرافکندگی ایشان بودم، باشد که از این به بعد باعث افتخار شما باشم. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.
تایپ: مسافر جلال لژیون هجدهم
بارگزاری: مسافر حمید لژیون دوم
عکس و تنظیم خبر: مسافر محمدحسین
گروه سایت نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
170