English Version
This Site Is Available In English

انجام ها همه چیز را تکمیل میکنند

انجام ها همه چیز را تکمیل میکنند

بنام قدرت مطلق

جلسه نهم از دوره پنجم کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی لواسان به استادی مسافر فرزاد و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه وادی پنجم و تاثیر آن روی من راس ساعت آغاز بکار نمود. در ادامه رهایی سفر اول مسافر حسین و مسافر عباس و رهایی 30 سی دی سفر دوم مسافر عباس به شرح تصاویر میباشد.

خلاصه سخنان استاد:

وقتی به موضوع «اجازه خدمت» فکر می‌کنم، یاد یکی از سخنان اساتید بزرگ کنگره می‌افتم که می‌فرمایند:

هر یک سال حضور واقعی در کنگره، معادل سه دوره حیات است.

البته منظور از حضور واقعی، فقط آمدن به جلسات نیست؛ یعنی سفر اول را به‌درستی طی کردن، در سفر دوم ماندن و خدمت کردن. این یعنی واقعاً در کنگره بودن.

اگر یک دوره حیات را حدود شصت یا هفتاد سال در نظر بگیریم، با تمام فراز و نشیب‌ها، تجربه‌ها، آگاهی‌ها و درس‌هایی که انسان در طول آن کسب می‌کند، پس کسی که یکی دو سال حضور واقعی در کنگره داشته باشد، باید نگاهش به زندگی با گذشته تفاوت کرده باشد. باید بسیاری از مسائل را متفاوت درک کند، چون انگار چندین دوره حیات از دیگران جلوتر حرکت کرده است.

به همین دلیل است که وقتی وادی‌ها را کار می‌کنیم، یا سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش می‌دهیم، باید بدانیم که آنچه ایشان بیان می‌کنند، «کلام» است؛ کلامی که از تجربه، آگاهی و جهان‌بینی عمیق سرچشمه گرفته است.

 

من معتقدم آقای مهندس صاحب کلام هستند. اما آنچه من اینجا بیان می‌کنم، دیگر خودِ کلام نیست؛ بلکه برداشت من از آن کلام است. من آن را شنیده‌ام، روی آن تفکر کرده‌ام و حالا نتیجه برداشت خودم را اینجا به بحث می‌گذارم.

در واقع، من برداشت خودم را مطرح می‌کنم، نه اینکه بخواهم عین کلمات ایشان را تکرار کنم. اگر قرار باشد هر هفته که دستور جلسه وادی‌هاست، فقط متن وادی یا جملات آقای مهندس را عیناً بخوانم و بدون درک و هضم کردن آن‌ها تکرار کنم، در حقیقت حق مطلب را ادا نکرده‌ام.

من باید کلام را بشنوم، روی آن تفکر کنم، آن را در زندگی خودم تجربه کنم و بعد آن چیزی را که به آن رسیده‌ام، با دیگران به اشتراک بگذارم. این همان چیزی است که به نظر من ارزشمند است؛ چون هم باعث رشد خودم می‌شود و هم زمینه گفت‌وگو و تفکر را برای دیگران فراهم می‌کند.

مثلاً درباره وادی پنجم، ما یک اصل را پذیرفته‌ایم؛ اینکه انسان دارای قدرت اختیار است و خودش انتخاب می‌کند چه مسیری را طی کند.

اما وقتی با دقت به زندگی خودمان نگاه می‌کنیم، از صبح تا شب، می‌بینیم که واقعاً چند نفر با اختیار کامل زندگی می‌کنند؟

به نظر من، تعداد انسان‌هایی که به مرحله اختیار واقعی رسیده‌اند، بسیار کم است. بیشتر ما تصور می‌کنیم که انتخاب می‌کن


یم، اما در عمل تحت تأثیر عادت‌ها، احساسات، خواسته‌ها، ترس‌ها و شرایط محیطی تصمیم می‌گیریم. یعنی گاهی آنچه ما اسمش را اختیار می‌گذاریم، در واقع واکنش به شرایط است، نه یک انتخاب آگاهانه.

 

 

با احترام مسافر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .