خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه خدمت در چنین مکان امن و مقدسی به من داده شد تا خدمت کنم.
در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ مهندس حسین دژاکام وادیهایی را طراحی کردهاند. برای آنانیکه آموزش میبینند، همانند تابلوهایی هستند که در جادهی ناآشنا نشانگر مسیر درست است.
هر رهجویی که وارد کنگره۶۰ میشود و شروع به سفر میکند؛ اگر با این وادیها پیش برود و از هر وادی یک نکته را سرلوحه کار خود قرار دهد، زمانی میرسد که با تغییری بزرگ در زندگی مواجه میشود. زمانیکه من وارد کنگره۶۰ شدم با آن همه تکاملی که در خود میدیدم، فکر نمیکردم که برای ادامه زندگی و بهتر زندگی کردن نیاز به آموزش داشته باشم، کنگره۶۰ من را با خودم روبهرو کرد و به من گفت مبدا تو اینجاست؛ اگر میخواهی به صلح، آرامش و آسایش که همان مقصد مورد نظر است، برسی؛ باید در این مسیر حرکت کنی و این تابلوها که همان وادیها هستند، نشانگر راه به تو است.
در ابتدا راه بسیار طولانی و سخت بود وقتی در مسیر سختیهایی میدیدم، چیزی در درون من میگفت: «همینجا تمامش کن، تو که اشکالی نداری، بسیار هم انسان خوبی هستی و بهخاطر مسافرت آمدی که او نیز بهتر شود چرا میخواهی این همه سختی به خود بدهی؟» اما نمیتوانستم با خود صادق نباشم. من تماماً اشکال بودم و اکنون کنگره۶۰ مسیر درست را به من نشان داده و تابلوها در اختیارم قرار گرفته است.
حرکت کردم وادی اول گفت تفکر کن بدون فکر کاری انجام نده، وادی دوم گفت بیهوده خلق نشدهای رسالتی بر گردن داری و انتخاب کن که میخواهی در تاریکیها بمانی یا در روشنایی باشی، وادی سوم گفت هیچکس به اندازه خودت به تو فکر نمیکند، مشکلاتی که برای تو به وجود آمده خودت مقصر آن بودهای و اگر میخواهی آنها را حل کنی باید به آرامی قدم برداری، وادی چهارم گفت مسئولیتهای خود را به خدا واگذار نکن؛ بلکه تلاش و حرکت کن آن زمان خواهی دید که قدرتمطلق نیز تو را یاری خواهد کرد.
رسیدم به وادی پنجم که میگوید در جهان ما تفکر، قدرتمطلق حل نیست؛ توام با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. فکر خالی در زندگی به درد نمیخورد، قطعاً قبل از ورود به کنگره۶۰ نیز بسیار فکر میکردم، فکرهایی که آخرش به جایی نمیرسید؛ اما در کنگره آموزش گرفتم که فکر مقدمه برنامهریزی ما برای چگونه زندگیکردن در جهان خاکی است. هر آنچه که انسان میتواند در زندگی داشته باشد یا به وجود آورد، ابتدا به صورت یک فکر در ذهن او است، زمانی که بتواند آن فکر را به اجرا درآورد و عملی کند ارزشمند میشود.
مقصد من رسیدن به آرامش بود؛ باید به وادی چهاردهم، وادی عشق و محبت میرسیدم؛ پس باید با فکر درست حرکت و تلاش کنم.
برای رسیدن به آرامش لازم است که خود را تزکیه و پالایش کنم. پندارسالم، گفتارسالم و کردارسالم را سرلوحه کار خود قرار دهم از هر آنچه که ضدارزش تلقی میشود دوری کنم، صبور باشم و به خدا توکل داشته باشم؛ زیرا زمانی که مسیر من درست باشد، مورد حمایت الله قرار میگیرم.
در این وادی آموزش میگیرم که چطور با مسئولیتهای خود روبهرو شوم و در مشکلات به وجود آمده دیگران را مقصر ندانم، بایستی بتوانم به افکار خود جامه عمل بپوشانم و با تکرار و تمرین به فرمانعقل نزدیک شوم.
خدا را شکر که علاوه بر وادیها در کنگره۶۰ از وجود راهنما نیز برخوردار هستیم که نمایانگر راه برای ما هستند.
از راهنما همسفر بتول بسیار سپاسگزارم بهخاطر تمام زحماتی که برای من میکشند و اجازه این خدمت را به من دادند.
نویسنده: همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر حاجیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون نهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
174