English Version
This Site Is Available In English

مواد مخدر یا مواد مخرب؟

مواد مخدر یا مواد مخرب؟

چهاردهمین جلسه از دوره سی‌ و یکم  کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری، با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری: مسافر علی  با دستور جلسه «تخریب‌های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با استفاده از روش DST» پنجشنبه 25 تیرماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. در ابتدا جا دارد از خداوند سپاسگزار باشم که این فرصت را در اختیار من قرارداد تا عضو کوچکی از کنگره ۶۰ باشم. همچنین از راهنمای محترم لژیون چهارم، جناب آقای حسن، تشکر می‌کنم که این فرصت خدمت را به من دادند.

در مورد تخریب‌های شیشه، در جلسات قبلی نکاتی را درباره توهمات آن بیان کردم. اگر بخواهیم کمی به تاریخچه شیشه بپردازیم، آمفتامین در سال ۱۸۸۷ توسط آلمانی‌ها ساخته شد و در ابتدا به‌عنوان دارو برای درمان افسردگی و حتی کاهش وزن استفاده می‌شد. با شروع جنگ‌های جهانی، به‌ویژه در ژاپن، از این ماده برای بیدار نگه‌داشتن سربازان در شرایط سخت استفاده می‌کردند.

شیشه ماده‌ای نیست که هرکسی بتواند آن را بسازد؛ در اصل نیاز به دانش شیمی و داروسازی دارد. اما امروزه شکل تولید و توزیع آن تغییر کرده است. درگذشته، شیشه‌هایی که وارد ایران می‌شد، عمدتاً از مالزی می‌آمد و بسیار خالص، شفاف و گران‌قیمت بود. به‌صورت جزئی و با دقت بالا فروخته می‌شد، نه به شکل گسترده و بی‌کیفیتی که امروز شاهد آن هستیم.

گاهی شیطان در زیباترین شکل ظاهر می‌شود. اولین باری که من شیشه مصرف کردم، اصلاً شناختی از آن نداشتم. حتی سیگار هم مصرف نکرده بودم و فقط گاهی مشروب می‌خوردم. آن زمان بیشتر افراد مرفه یا دانشجویان به سمت این ماده می‌رفتند و تصور می‌کردند باعث سرخوشی است.

ویژگی خطرناک شیشه این است که هرچه بیشتر مصرف می‌کنی، میل به مصرف بیشتر می‌شود. برخلاف مواد سنتی، نقطه سیری ندارد. ممکن است فرد تا چندین شبانه‌روز نخوابد و دچار توهم شود، چون مغز خاموش نمی‌شود و دچار خطا می‌گردد. این موضوع آرامش را هم از فرد و هم از خانواده و جامعه می‌گیرد.

از حدود سال ۱۳۸۷ مصرف شیشه در میان جوانان رواج بیشتری پیدا کرد. من خودم در سن ۱۶ یا ۱۷ سالگی برای اولین بار مصرف کردم و این ماده همه‌چیز را از من گرفت. بعدها مواد دیگری هم مصرف کردم، اما شیشه تأثیرات مخرب‌تری داشت.

هیچ‌کدام از روش‌هایی که خانواده‌ام برای ترک من انجام دادند از دعا و نذر گرفته تا کمپ و زندان نتیجه‌ای نداشت. حتی باوجود چندین سابقه زندان و شرایط بسیار سخت، بازهم مصرف ادامه داشت. در کمپ‌ها نیز شرایط بسیار نامناسب و همراه با خشونت بود، اما بازدارنده نبود.

اما امروز با قاطعیت می‌گویم تنها جایی که به من کمک کرد، کنگره ۶۰ بود. من چهار سال است که وارد کنگره شده‌ام و در این مدت به دستاوردهای بزرگی رسیده‌ام؛ ازنظر شغلی، تحصیلی و شرایط زندگی. همه این‌ها را مدیون کنگره و لطف خدا هستم.

من همیشه ازخدا خواسته‌ام که گذشته‌ام را فراموش نکنم، چون انسان خیلی زود دچار منیت می‌شود. اگر امروز در جایگاهی هستم، اول لطف خدا و بعد لطف کنگره بوده است. من بدون کنگره هیچ هستم و هیچ توان و قدرتی ندارم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

دیتاپرژکتور: مسافر مصطفی(لژیون دوازدهم)
ضبط صدا: مسافر اشکان( لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان( لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی ( لژیون دوم)
انتشار: مسافر علی نگهبان سایت( لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .