فرصتی را فراهم آوردیم و مصاحبه ای آموزنده و صمیمانه را با همسفر مریم ترتیب دادیم که شما را به خواندن این مطلب دعوت می کنیم.
همسفر مریم به همراه مسافر خود قاسم با بیش از 15سال تخریب وارد کنگره شده اند، آخرین آنتی ایکس مصرفی 2/5 گرم شیشه خوردنی و کشیدنی بوده به روش دی اس تی، داروی درمان شربت اوتی، مدت 13ماه و20روز سفر کردند به راهنمایی آقای میثم لژیون یک کاشمر و راهنمای خودشان خانم زهرا، الان هم به پاس مهر خداوند و با دستان پرتوان آقای مهندس و تلاشهای بی کران این دو راهنمای عزیز مدت ۲۱ ماه است که آزاد و رها هستند.
1- شیشه چیست و چگونه عمل میکند؟
شیشه در اصطلاح علمی از (مت آمفتامین) یا در بازارها به نام کریستال مت و آیس شناخته میشود، یکی از قدرتمندترین و مخربترین مواد محرک در جهان است. شیشه ترکیبی از مواد شیمیایی بسیار خطرناک و سمی است که در آزمایشگاههای زیرزمینی ساخته میشود و در ظاهر شبیه به تکههای شفاف یا بلورهای بزرگ است. فردی که شیشه مصرف میکند 11 تا 13 برابر انفجار دوپامین در او صورت میگیرد این سوال ایجاد می شود که دوپامین چیست؟ دوپامین ماده شیمیایی درمغز است که مسؤل ایجاد احساسهای مثبت و لذت انگیز و خوشحالی است. مثلا وقتی یک کار خوب را با موفقیت انجام میدهیم مغز مقدار کمی دوپامین را آزاد میکند و به ما میگوید که این کار تو عالی بوده و دوباره انجامش بده ولی در مصرف شیشه دوپامین چند برابر آزاد میشود فرد در لحظه ی اول انرژی و لذت بی نهایتی را تجربه میکند که در واقعیت زندگی خودش آن را تجربه نکرده است. شیشه مثل این است که تو بخواهی با استفاده از یک آتش بزرگ یه اتاق کوچک را گرم کنی شاید در لحظه اول خیلی زود گرم بشود ولی در نهایت تمام وسایل اتاق، دیوارها و حتی خود اتاق را میسوزاند و خاکستر میکند. در واقع یک مصرف کننده شیشه در حال جنگ با یک تخریب شیمیایی در مغزش است.
2- آیا عوارض شیشه مانند مواد دیگر (تریاک،شیره....) است، لطفا توضیح دهید؟
خیر عوارض شیشه با مواد دیگر مثل تریاک و شیره تفاوت بسیار زیاد و وحشتناکی دارد اگر بخواهم ساده تر برایتان توضیح بدم مصرف تریاک و شیره مثل آسیب زدن به موتور ماشین است ولی مصرف شیشه مثل انفجار موتور و ذوب شدن قطعاتش است تخریب شیشه بسیار سریع انجام میشود به دلیل اینکه باعث از دست دادن اشتها وفشار بالای سیستم عصبی میشود که نتیجه آن در فرد پیری زودرس، پوست خشک و آسیب دیده است و در دندانهایش خوردگی ایجاد می شود، لرزش های شدید می گیرد و در مدت کوتاهی از حالت شاد بودن به حالت بی روح و فرسوده و ترسناک تغییر میکند. فردی که تریاک مصرف می کند در دنیای خودش غرق شده است ولی در مصرف شیشه در دنیایی از ترس و توهمات درحال جنگ می باشد و حتی ممکن است این جنگ را به سمت خانواده و اطرافیانش بکشاند.
3- حضور شما به عنوان یک همسفر در کنگره 60 چه تأثیری بر روند درمان مسافر داشته است؟
وقتی از همسفر نام برده میشود در واقع از نقش یک همراه و آگاه و همدل در مسیر دشوار درمان یک مصرف کننده یاد میکنید، در مسیر درمان مسافری که در حال درمان با کوله باری از ترس، پشیمانی، تنهایی، عدم اعتماد به نفس حرکت میکند، من باید با دانش و آرامش و بدون قضاوت در کنار او باشم تا حضور من تاثیر حیاتی بسیار خوبی برای او داشته باشد، من همسفر باید نقش مراقب راداشته باشم نه یک راننده! راننده کسی است که باید مسئولیت تغییر خودش را بپذیرد و قدمهایش را برای درمان بردارد و حرکت کند، همسفر کسی است مسیر را می شناسد و نقشه مسیر درمان را چک میکند و در زمان خستگی مسافر کنارش می نشیند وبه او احساس آرامش و دلگرمی می دهد. اگرمن سعی کنم رانندگی را برعهده بگیرم یعنی تمام مسئولیتها و تصمیم های زندگی و تلاش او برای درمانش را من انجام داده ام و درنهایت باعث خارج شدن او از مسیر درمان میشوم و او را از مسیر درمان دور میکنم من با دانش (شناخت ماده شیشه) و با عشق آگاهانه می توانم بین شکست در مسیر و رسیدن به مقصد ، در کنار او بودن را رقم بزنم.
4- آیا فرد یا افرادی در کنگره 60 وجود دارند که بیشتر روی شما تأثیر گذاشته باشند، لطفا توضیح دهید؟
بله افرادی دراین مکان مقدس و امن هستند که نه تنها روی مسافرم ثآثیرگذاشتند بلکه مستقیماً روی من همسفر تاثیر داشتند، درمسیر درمان من تنها با یک مصرف کننده روبه رو نبودم بلکه با یک سیستم احیای انسانی روبه روبودم که افراد می توانند مثل نور یا مثل سایه بر روی سلامت روان و جسم من تاثیرگذار باشند، آنها به من آموزش دادند که از یک قاضی خشمگین به یک همسفر آگاه تبدیل بشوم، افرادی دراین سیستم هستند که مثل آینه هستند به من فهماندند افرادی دیگری مثل تو هستند که همان دردی را دارند که تو داری، آنها من را از سیگنال نا امیدی به امیدواری رسانند، به من صبر و مدیریت را یاد دادند که من با یک بیمار درحال جنگ با مواد شیشه چطور رفتار نمایم، آنها از طریق اطلاعات و احساسات و رفتارشان روی من خیلی تأثیر گذاشتند، من در این مسیر به آگاهی و آرامش رسیدم و ازخشم و فرسودگی (یعنی فردی روی من تاثیرمنفی نمیتواند بگذارد) وآنها افرادی هستند که بربال فرشتگان سوار هستند و ما را از جهنم به بهشت هدایت میکنند.
اول ازهمه: سپاس بی کران ازجناب مهندس حسین دژاکام وخانواده محترمشان
دوم: راهنمای دوست داشتنی ومهربان تازه واردین خانم زهره
سوم: سپاس فروان وتشکر ویژه ازراهنمای صبور ومهربان و دوست داشتنی راهنمای عزیزم خانم زهرا
5- دیدگاه شما قبل و بعد از ورود به کنگره 60 درباره یک مصرف کننده شیشه چگونه است، بیان نمایید؟
این یکی از دقیقترین سوالاتی بود که من همیشه از خودم میپرسیدم در واقع من با یک تغییر با چشم اندازی چشمگیر درمورد مسافرم روبرو شدم که برایم واقعاً جای تعجب داشت، من قبل از کنگره نگاهی از قبیل ترس، خشم، سردرگمی و بی اعتمادی به مسافرم روبرو بودم و چون مسافر من با مصرف مواد شیشه آدم سابق نبود ترسناک شده بود، دروغگو و غیر قابل پیش بینی شده بود من با این مشکل از او متنفر شدم ترسناک شدن او برایم این مشکل را به وجود آورده بود ولی بعد از کنگره فهمیدم که من نگاهم را باید از قضاوت کردن رفتار او به درک علت رفتار او تغییر بدهم و او را به عنوان یک فرد بیمار که درحال مبارزه با بیماری است ببینم. او بر اثر مصرف مواد آسیب های زیادی به مغزش وارد کرده بود. ولی امروز من دیگر احساس نمیکنم که در برابر یک دیوار قرار گرفته ام بلکه در مسیر دشوار و شیبداری هستم که ممکن است در هر لحظه سقوط کنم و این من هستم که می توانم در کنار مسافرم از سقوط و فروپاشی جلوگیری کنم و بهترین راه آن اتصال به این سیستم و دریافت آموزش های آن است تا به این نتیجه برسم که باید خودم را تغییر دهم، من با ورود به کنگره تغییر کردم که از یک قاضی که در حال صدور حکم برای مسافرم بودم به یک آدم تبدیل بشوم که مشاهده گر این آگاهی باشم، قاضی همیشه خشمگین است اما آرام هست و میداند که هر اتفاقی بیفتد بخشی از مسیر درمان اوست این تغییر به من کمک کرد تا بدون اینکه خودم را بسوزانم در کنار مسافرم بمانم.
6- چه اقداماتی میتواند برای کاهش تخریبهای شیشه و مواد محرک انجام داد؟
وقتی از شیشه یا کریستال و مواد محرک مثل کوکائین صحبت میکنیم ما با ماده روبرو هستیم که به شدت روی سیستم ایکس یا پاداش مغز مصرف کننده تاثیر می گذارد و تخریبهای زیادی به وجود می آورد تخریبها هم جسمی، روانی و اجتماعی است. تنها راه کاهش این است که درسه مرحله اقدام کنیم یک کنترل کردن محیطی که فرد مصرف کننده برای درمان خود به آنجا رفته است دوم رفتار مصرف کننده را مدیریت کنیم و سوم از او محافظت کنیم تا به درمان برسد.
من به تنهایی نمیتوانم تخریب این ماده رامتوقف کنم اما می توانم محیط و واکنش های خودم را مدیریت کنم تا اثر تخریب این ماده در زندگی ام کمتر بشود، من باید به جای اینکه طوفان(ماده) را متوقف کنم باید سعی کنم مرزهای زندگی و آرامش در زندگی را محکم تر کنم که وقتی طوفان بوزد من و آنچه برای من مهم است را فرو نریزد.

عکاس: همسفر ناهید رهجو راهنما همسفر فریده (لژیون دو)
مصاحبه و تنظیم: همسفر مریم (راهنمای تازه واردین)
ویراستاری و ارسال: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر طاهره (لژیون یک) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
122