مشارکت من در مورد وادی پنجم است:
در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.
قبل از ورود به کنگره، فکر میکردم با اندیشه، تحلیل و برنامهریزی میتوانم مشکل اعتیاد عزیزم را حل کنم. من سالها درگیر این توهم بودم که اگر خوب فکر کنم، دلیل را پیدا میکنم، یا منطقی صحبت کنم، مسافرم تغییر خواهد کرد. اما واقعیت این است که اعتیاد یک بیماری پیچیده است که با فکر کردن یک فرد درمان نمیشود. این افکار، نه تنها گرهگشا نیست، بلکه گاهی باعث فشار روانی بیشتر، سرخوردگی و ناامیدی میشود.
وادی اول تا چهارم، ساختار فکری و ذهنی ما ساخته میشود و در راستای تفکر حرکت میکنیم؛ همه سعی و توانمان را روی اصلاح، تزکیه و پالایش خود میگذاریم و حتی از خداوند هم نباید انتظاری داشته باشیم و بار همه چیز بر عهده و دوش خودمان است. در واقع هدف وادیها تغییر زاویه دید ما است و به ما میگوید که باید روی خودمان حساب باز کنیم. در وادی پنجم میگوید، همه اینها به جای خود، هرچقدر تفکر کنیم،حالا اگر وارد عمل نشویم، به جایی نخواهیم رسید و هیچ مشکلی حل نمیشود.
کنگره به ما یاد میدهد که بهبودی، در گرو «رفتن» است. همسفر نیز مانند مسافر، باید در این مسیر قدم بردارد. «رفتن» یعنی شرکت مستمر در جلسات، ارتباط با راهنما، عمل به دستورات، یادگیری مهارتهایی مانند گوش دادن فعال، صبوری، محبت بیچشمداشت و کنار گذاشتن کنترلگری. همین «رفتن» است که به مرور زمان، همسفر را به «رسیدن» میرساند؛ رسیدن به آرامش درونی، درک عمیقتر از بیماری، ارتباطی سالمتر با مسافر، و پذیرش شرایط.
این وادی،چند موضوع مهم دیگر که برای یک همسفر اساسی هستند، اشاره دارد مانند برگشت از ضدارزشها، یکی از مهمترین دستاوردهای مسیر برای همسفر، شناخت ضدارزشها و تلاش برای برگشت از آنها است. ضدارزشها مانند دروغ، بیاحترامی، بیاعتمادی، خشم، غرور، کنترلگری و چشم و همچشمی، عادات نادرستی هستند که همسفر در طول زندگی ناخودآگاه آنها را پذیرفته است. کنگره به همسفر آموزش میدهد که با خودآگاهی و تمرین، این صفات را شناسایی کرده و به تدریج از آنها فاصله بگیرد. برگشت از ضدارزشها یعنی جایگزین کردن راستی به جای دروغ، فروتنی به جای غرور، آرامش به جای خشم و محبت به جای کینه. این فرآیند، یک سفر درونی است که همسفر را به انسانی متعادلتر و آرامتر تبدیل میکند و تأثیر مثبتی بر کل خانواده میگذارد.
خودداری در لغت به معنای پرهیز و اجتناب است. در کنگره، خودداری فقط مختص مسافر نیست؛ همسفر نیز باید از عادتهای منفی خود مانند نصیحت مکرر، بازجویی، قضاوت، غیبت، دخالت در امور دیگران و رفتارهای کنترلی خودداری کند. خودداری یعنی توانایی گفتن «نه» به رفتارهای قدیمی و مخربی که سالها تکرار شدهاند. این تمرین به همسفر کمک میکند تا به جای واکنشهای آنی و هیجانی، پاسخهای سنجیده و آرام بدهد و به نوعی بازی در آگاهی بکند و فضای خانه را برای بهبودی مسافر، امنتر و دلپذیرتر کند.
قناعت به معنای رضایت به داشتهها و چشمپوشی از آنچه در اختیار نیست، یکی از ارزشهای والای انسانی است که در کنگره به آن تأکید میشود. قناعت یعنی این باور که هرچه خداوند برای ما مقدر کرده، بهترین است و با تلاش و توکل، میتوان به روزی حلال و برکتدار رسید. این نگرش، همسفر را از اضطراب مالی، حسادت و نارضایتی دائمی نجات میدهد و او را به شکرگزاری و خرسندی از نعمتهای موجود دعوت می کند.
صبر، کلید بسیاری از درهای بسته است. در مسیر همسفری، صبر به معنای تحمل سختیها نیست، بلکه یک نوع صبوری همراه با با باور و یقین به اینکه هر تاریکی پایانی دارد و هر سختی با آسانی همراه است. همسفر با تمرین صبر، یاد میگیرد که نه عجولانه قضاوت کند و نه شتابزده واکنش نشان دهد. صبر به او قدرت میدهد که در طوفانهای زندگی، لنگرگاه آرامش خود را حفظ کند و با امید به فردایی بهتر، مسیر را ادامه دهد.
تجسس، قضاوت و غیبت، این سه صفت، از آفتهای بزرگ روابط انسانی هستند که کنگره به شدت از آنها پرهیز میدهد. تجسس یعنی کنجکاوی در امور پنهانی دیگران و جستجوی عیوب آنها که نهتنها حرام است، بلکه آرامش را از زندگی همسفر میگیرد. قضاوت یعنی داوری کردن درباره دیگران بدون آگاهی از همه جوانب، که باعث ایجاد کینه و سوءظن میشود. غیبت یعنی پشت سر کسی حرف زدن به گونهای که اگر بشنود، ناراحت میشود. همسفر با دوری از این سه آفت، به سلامت روانی خود و خانوادهاش کمک میکند و فضایی سرشار از اعتماد، احترام و آرامش میسازد.
پسانداز در کنگره، تنها به معنای جمع کردن پول نیست؛ بلکه پسانداز یعنی ذخیره کردن انرژی، زمان، محبت، آرامش و سلامت برای روزهای سخت. همسفر با مدیریت صحیح منابع زندگی، از هدررفت آنها جلوگیری میکند و برای شرایط پیشبینینشده، آمادگی دارد. پسانداز مالی به همسفر استقلال و امنیت خاطر میدهد و این ارزش، به همسفر میآموزد که زندگی را با برنامهریزی و تدبیر پیش ببرد و از اسراف و بیتدبیری پرهیز کند.
توکل، رضا و تسلیم این سه مفهوم، اوج ایمان و یقین یک همسفر است. توکل یعنی سپردن کارها به خداوند و باور به اینکه او بهترین تدبیر را دارد، در عین حال که انسان دست از تلاش برنمیدارد. رضا یعنی خشنود بودن به قضا و قدر الهی، چه آنچه خوشایند باشد و چه ناخوشایند، و دانستن اینکه هر اتفاقی حکمتی دارد. تسلیم یعنی گردن نهادن به فرمان پروردگار و پذیرش بیچون و چرای آنچه از سوی او میرسد. همسفر با رسیدن به این درجه از ایمان، از هراسها و نگرانیهای بیمورد رها میشود و با قلبی مطمئن و روحی آرام، به استقبال فردا میرود، چون میداند که هرچه پیش آید، خیر است.
همه اینها، برگشت از ضد ارزشها، خودداری، قناعت، صبر، پرهیز از تجسس و قضاوت و غیبت، پسانداز، و توکل و رضا و تسلیم، در کنار «رفتن» در مسیر کنگره، به همسفر کمک میکنند تا به درجهای از یقین برسد که نه تنها خودش به آرامش میرسد، بلکه منبع امید و آرامشی برای تمام اعضاء خانواده و به ویژه مسافر خود میشود. اینها همه برگهایی از درخت تنومند درمان کنگره۶۰ هستند که با آبیاری محبت، آموزش و عمل، به بار مینشینند و ثمرهاش، زندگی سالم، پویا و سرشار از عشق خواهد بود.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
87