جلسهی هفتم از دوره دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ ، نمایندگی ماهشهر، به استادی راهنما مسافر محسن، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مواد مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، من محسن هستم، یک مسافر
دستور جلسه: «شیشه و مخدرهای صنعتی و درمان آن با متد دیاستی است». من خودم مصرفکنندهی شیشه بودم. چند سال پیش به دلیل اینکه این ماده تازه آمده بود و میگفتند مثبتی ندارد و خماری ندارد، بهخاطر کنار گذاشتن تریاک، به سمت شیشه رفتم. به روزی رسیدم که همیشه میگفتم: «خدایا، ای کاش ۲۰ گرم، ۳۰ گرم شیره مصرف کنم، ولی شیشه را مصرف نکنم.»
شیشه از خانوادهی آمفتامین است، یعنی محرکهاست.در واقع شیشه محرک نیست؛ مخرب است و اندازه یک بمب اتم در بدن تخریب ایجاد میکند . اگر یادمان باشد، در دههی ۸۰ چه اتفاقات بدی میافتاد و در اخبار میشنیدیم که یک سری مصرفکنندههای شیشه، فرزندشان را سر بریدند یا در لباسشویی انداخته بودند و همه میگفتند توهم دارند که این کارها را انجام میدهند. در صورتی که برای دیگران توهم بود، ولی برای منِ مصرفکنندهی شیشه، این واقعیت بود. وقتی دربارهی شیشه صحبت میکنم، یاد آن روزها میافتم، و یکباره اشکم درمیآید.
چه سختیهایی کشیدم. یادم هست آن موقع یک دفتر با خودم در ماشین میگذاشتم؛ شمارهی پلاک ماشینها را مینوشتم که این دنبال من است و میخواهد مرا بکشد. ما آن موقع در آپارتمان زندگی میکردیم، طبقهی چهارم بودیم. پشت پنجره میآمدم پرده را یواش میزدم کنار و فکر میکردم با اسلحه منتظرند و میخواهند مرا بزنند. خیلی سختی کشیدیم. جا دارد خداقوت بگویم به همسفرم که واقعاً توی آن سختیها کنارم بود.
مصرفکنندهی تریاک و هروئین از ترسِ خماری، هیچوقت با کسی درگیر نمیشد که مبادا او را در بازداشتگاه بندازند؛ ولی مصرفکنندهی شیشه نه، خودم دنبال درگیری میرفتم. چه روزهایی که خانم من به علت خرابکاریم در دادگاه حاضر میشد. دربارهی گذشته زیاد صحبت نمیکنم، «گذشته مثل آینهی بغل ماشین میماند. شما برای رانندگی، نیاز صددرصدی به آینههای بغل دارید؛ اگر نباشد تصادف میکنید، ولی نمیتوانید همیشه نگاهتان به آینهی بغل باشد، باید یکنیم نگاه بکنید.» من، باید یادم نرود با چه حال و روزی آمدم.
در کنگره، با متد دیاستی درمان شدم و هر نوع ماده مخدری که سیستم «ایکس» را خراب میکند، سیستم «ایکس» با متد دیاستی قابل درمان است. به نظر من، راحتترین درمان برای شیشه، همین متد است و درمان شیشه هیچ فرقی با بقیه مواد مخدر نمیکند؛ ترکیبات شیشه از خانوادهی آمفیتامین است که آمفیتامین هم جزئی از خانوادهی مورفین است.
شیشه دوپامین مغز را یازده برابر میکند و تریاک چهار تا شش برابر میکند. بهخاطر این است که شخص یکدفعه هوشیاریاش را از دست میدهد و آدمِ دوقطبی میشود. من یکدفعه گریه میکردم، یکدفعه میخندیدم. واقعاً شیشه سختی دارد. افرادی که سختی کشیدهاند، وقتی میآیند درمان میشوند، چون تاریکی را دیدهاند، قدر روشنایی را بهتر میدانند. انشاءالله که قدر درمان را بدانیم و طبق قوانین و حرمتِ کنگره پیش برویم تا حالِ خوش داشته باشیم.

و اما قسمتِ دومِ دستور جلسه:
تولدِ آقا کریم است، من به آقا کریم تبریک میگویم. کریم از رامشیر میآمد، داخل پارک آمد، حالِ خوبی هم نداشت، مصرفِ بالایی داشت، تریاک مصرف میکرد. یاد ندارم کریم در سفرش به من گفته باشد: «چرا؟» مثلاً بگویم فلان کار را انجام بدهید و به من بگوید چرا. اصلاً «چرا» را نگفت. هر چه به او گفتم، انجام داد. افرادی که حرف راهنما را انجام میدهند، مثلِ سیدی نوشتن و سرِ ساعت آمدن؛ اگر این دو را اجرا کنید، بهمرور زمان تاریکیها از بین میروند. از جرقههای ریزِ داخلِ سفرتان لذت ببرید و این جرقههای ریز باعث میشود به روشناییِ مطلق برسید. من از مصرفِ شیشه روی شربت تریاک آمدم؛ یک جرقه روشن شد، سیگارم درمان شد. یک جرقهی دیگر روشن شد، آقاکریم اینها را انجام داد. در ادامه، کار بسیار مهمی کرد: سیگارش را درمان کرد. روزی چهار پاکت سیگار مصرف میکرد و آمد سیگارش را درمان کرد «درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود.»
اعلام سفر مسافر کریم:
سلام دوستان، کریم هستم، یک مسافر، آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک کشیدنی، روش درمانDST، داروی درمان OT به مدت ۰۱ ماه و هشت روز به راهنمایی آقامحسن سفر کردم و هماکنون ۱۶ ماه است که از بند مواد آزاد و رها هستم، ورزش در کنگره بدمینتون
خواسته مسافر کریم:
سلامتی و طول عمر بیشتر برای جناب مهندی
سخنان مسافر کریم:
سلام دوستان، من کریم هستم، یک مسافر
میخواهم از تمام دوستانم که برای من زحمت کشیدند، تشکر کنم. واقعاً مرا شرمنده کردند.
یک سال از رهاییام از مواد مخدر میگذرد. همانطور که دوستان گفتند، این سفر بههیچوجه آسان نبود، اما ارادهام قوی بود. حتی با وجود راهنماییهای آقامحسن، من در روزهای اول با ایشان تماس نمیگرفتم، چون حال و روحیهام بسیار خراب بود.
یک خاطره دارم: چند ماه سفر بودم و حدود سه روز شربتم را گم کرده بودم.
از آنجا که شغل من کشاورزی است، آن سه روز واقعاً حال خوبی نداشتم. اما نکتهای که در سفر اول برایم خوشحالکننده بود، این بود که آقامحسن میخواست برایم «سقوط آزاد» انجام دهد، ولی من خودم این کار را کردم. مشکلی که در سفر اول داشتم، بهخاطر عمل ستون فقراتم بود. در آن زمان که مصرفکننده بودم، اصلاً دردی حس نمیکردم، اما الان دو عدد پلاتین در کمرم دارم و از شدت درد اذیت میشوم.
با این حال، خدا را شکر میکنم که از مصرف مواد رها یافتم. دیشب ساعت ۴ خوابیدم و ساعت ۶ صبح بیدار شدم، به بازار رفتم و دوباره برگشتم خانه تا نهار بخوریم. ساعت ۱۲ ظهر بود که به شعبه رسیدم. واقعاً در دوران مصرف ، هرگز نمیتوانستم با تنها ۲ ساعت خواب این کارها را انجام دهم. من مدیون آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان هستم.
راهنمای عزیزمان، آقامحسن، خیلی برای ما زحمت کشید. همه دوستان از وضعیت بد من در مصرف سیگار باخبر هستند. اما خداروشکر با دستورهای ایشان و با گوشبهفرمان بودن، توانستم از مصرف سیگار هم راحت شوم.
در پایان، از همهٔ شما که به صحبتهایم گوش دادید، سپاسگزارم.

گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف و مسافر محمود
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
31